در بابلسر بدنیا امدم . در نوجوانی وارد دنیای سیاست شدم . در انقلاب سال 1357 فعالانه شرکت داشتم . در سال 58 بعلت گوشمالی دادن یک چماقدار خمینی که به پاره کردن اعلامیه ها و تعرض به دختری دانشجو کرده بود . دستور دستگیری ام توسط سپاه پاسداران بابل صادر شد . در دهه 60 دو بار به زندانهای گوهر دشت کرج ، سپاه ساری و بابل و ... افتادم و پس از سپری کردن دوران محکومیت بعلت بیماری شدید آزاد شدم ، بسیاری از یارانم را در میدانهای مبارزه و یا زندانها در مقابل چشمهایم به گلوله بستند . من زنده ماندم بیشتر به یک معجزه شبیه است تا ...