Saturday, May 09, 2026

قتل بی‌ رحمانه قلندرانی که شاه طهماسب را «امام زمان» می‌نامیدند

 


شاه طهماسب برخلاف پدرش (شاه اسماعیل اول)، تلاش گسترده‌ای کرد تا حکومت صفویه را از عقاید غلوآمیز و صوفیانه قزلباشان دور کند و آن را منطبق بر شریعت رسمی تشیع جعفری سازد.

در عقیده شیعه دوازده‌امامی، امام دوازدهم (عج) در غیبت است. ادعای مهدویت یا نامیدن یک شاه به عنوان امام زمان، از نظر علمای بزرگی چون محقق کرکی (که نفوذ بالایی بر شاه داشت) «کفر آشکار» و «بدعت» بود.

 شاه طهماسب برای اثبات دین‌داری خود و مشروع جلوه دادن حکومتش در میان شیعیان و در برابر عثمانی‌ها، مجبور بود این لکه‌های بدعت و غلو را پاک کند.

 اسکندر بیک منشی در کتاب تاریخ عالم‌آرای عباسی به این نکته اشاره می‌کند که این افراد از حالت طبیعی خارج بودند (بنگی بودند) و پایداری بر عقیده فاسدشان می‌ توانست توده مردم عامی را گمراه کند.

شاه ابتدا دستور به قتل آن‌ها نداد. او با آن‌ها وارد بحث شد و با دلایل عقلی و نقلی خواست عقیده‌شان را اصلاح کنند. اما اصرار صوفیان غالی بر مواضع خود و سجده کردن بر قدم‌های شاه، پادشاه را به این نتیجه رساند که این گروه با منطق مذهبی یا مدنی اداره‌ شدنی نیستند و پافشاری آن‌ها بر بدعت، خطری جدی برای نظم عمومی است.

 گویند در این سال جمعى از قلندران بد اعتقاد به هم رسیده، نواب خاقان جنت مکان را به حضرت صاحب العصر و الزمان مخاطب کردند و «امام عصر» مى‏خواندند. نواب خاقان ایشان را طلب کرده سئوال فرمودند همگى اظهار عقیدت و اخلاص نمودند و اسناد مهدویت به آن حضرت دادند و سر ارادت بر خاک قدم او گذاشتند. نواب خاقان به دلایل عقلى و برهان نقلى خاطر نشان نتوانست نمود و از این عقیده فاسد باز نگشتند. بالاخره سر ایشان را به تخماق خرد کردند.

 از شیخ صفی تا شاه صفی «تاریخ سلطانی»، ص 80

جمعى از قلندران اسناد مهدویت به آن حضرت نموده در این امر اصرار داشتند و بالاخره به سیاست رسیدند. 

تاریخ جهان آرای عباسی

وقایع متنوعه ایام فرخنده فرجام در شهور اثنى و ستین و تسعمائة جمعى قلندران بیسر و پا و لوتیان قلندر نما لوتهاى بنگیانه بکار برده در ییلاق سورلق سلطانیه بنظر انور شاه جنت مکان درآمده در لباس عقیدت و حسن اعتقاد بد اعتقادى خود را بمنصه ظهور آورده اسناد مهدویت بآن حضرت کردند هر چند آن حضرت خواستند که بدلائل قاطعه ایشان را ازین عقیده فاسده باز آورند رجوع نکرده مبالغه بسرحد افراط رسانیدند و منجر بدان شد که پادشاه دین‏دار شریعت پرور در مقام سیاست آن گروه بد اعتقاد درآمده سر یکیک را فراشان بضرب تخماق کوفته بدیار عدم میفرستادند و دیگرى بهمان کلمات لاطایل زبان گشوده از آن عقیده فاسده رجوع نمیکردند تا چهل نفر از قلندران بنگى بدینجهت سیاست یافتند.

عالم آراى عباسى،


 شماری از قلندران مدعی مهدویت طهماسب شدند. در جامع مفیدی آمده است:‌ در شهور سنه اثنى و ستین و تسعمائه جمعى قلندران بى‏سروپا و لوته‏خواران هرزهدر ادرییلاق سورنق سلطانیه در لباس عقیدت و حسن اعتقاد اسناد مهدویت به خاقان فریدون حشمت کردند. هرچند آن حضرت به دلایل قاطعه خواستند که ایشان ازین عقیدت فاسده باز آیند رجوع نکردند. آخر الامر منجر به آن شد که پادشاه دین دار شریعت پرور در مقام سیاست آن گروه در آمده مقرر فرمودند تا فراشان سر یک یک را به ضرب تخماق کوفته به دیار عدم مى ‏فرستادند، و دیگرى به همان کلمات لاطایل زبان گشوده از آن عقیده فاسده رجوع نمى ‏کردند تا تمامى آن جماعت که چهل نفر بودند به سیاست رسیدند. 

جامع مفیدی

 در زمان شاه طهماسب صفوى امر سیاست شرعى بسیار قوت داشت و او از مبتدعان جاهل و مخترعان ساهل انتقام می ‏کشید، چنان که در عهد او چند کس از قلندران نادان به او نسبت مهدویت دادند، بعد از نصیحت و موعظه و تحقیق چون‏ فایده‏اى نداد به قدر سى چهل (30- 40) کس از آن طایفه غالیه ضالّه بکشت.

 تاریخ روضة الصفا فى سیرة الانبیاء و الملوک و الخلفا،

 


No comments:

Post a Comment