این یک قاعده و قانون عام در جامعه شناسی سیاسی و تاریخی است که بحران های شدید اقتصادی در مرحله معینی به اعتراض و خیزش گرسنگان منجر خواهد شد. البته وقوع یا عدم شورش فراگیر،یک خطی و مکانیکی نیست و تابع فاکتورهای متعددی است. از اساسی ترین فاکتورها در این شرایط به نقطه تعادل میان شدت خشم عمومی و میزان سرکوب و سازماندهی بستگی دارد و بنظر من این پارامتر در ایران که رژیم از کمترین مشروعیتی برخوردار نیست. به تار مویی بسته است چرا که بعد از جنایت علیه بشریت در 18 و 19 دی ماه این خشم بطور تصاعدی عمیق تر و توفانی تر شده است. خشم و کینی که در زیر پوست جامعه و در اعماق مانند آتشفشانی گدازان در غلیان است و هر دم در حال انفجار.




















