Wednesday, November 13, 2019

لمس روح - مهدی یعقوبی


لمس روح - مهدی یعقوبی
صبح که از خواب بر خاستم عطر سکرآور موهای لطیفش روی رختخوابم پیچیده و نجواهای  عاشقانه اش در هوایم موج میزد .  و رد لبخندهای مرموز و سایه های روحش بر دیوار بنفش اتاقم  پرسه . انگار که در کنارم روی همین تختخواب قدیمی خوابیده بود و مرا در حلقه  حریر دستان نرم و نازکش  در بر گرفته بود  .
 گویی در بیداری بخواب رفته بودم و در آغوش رویاهایی زلال شناور .
وقتی که مرا در آغوشش میفشرد . تپشهای گرم قلبش را احساس میکردم و چنان مستی گوارایی بهم دست میداد که انگار در اوج آبی ها و دشت های روشن خورشید بال و پر می گشودم  .
آرامشی بی پایان ، مثل موجهای آرام سواحل دریا نرم نرمک در خونم میدوید و خلسه ای شگرف  مرا از بند همه اندوه هایی که محصورم کرده بود رها میکرد و در ابدیتی ناب غوطه ور.



تمکین ایرانیان در مقابل هر رذل و بی شرف - سیاحتنامه ابراهیم بیگ





روی عکس کلیک کنید

Tuesday, November 12, 2019

خدا چگونه آفریده شد. - داستان کوتاه - مهدی یعقوبی



خدا چگونه آفریده شد.
مهدی یعقوبی

آن قدیم ندیما آبا و اجداد ما یعنی میمون های آدم نما که روی دو پا راه می رفتند . عمرشان به 20 سال هم نمی رسید تازه اگر خوش شانس بودند و در همان دوران کودکی یک لقمه چپ حیوانات درنده و یا همنوعان آدمخوار خود نمیشدند .
هوزو اما در میان آنها یک استثنایی بر قاعده بود یعنی عمرش به بیش از 60 سال می رسید .  کاسه سر و بینی بزرگی داشت خپله اما بسیار قوی و جسور بود. زیور آلاتی هم دور گردنش آویزان بود و خطوطی رنگی بر پیشانی اش. بر اثر همین سن و سال و تجربه زیاد، حتی در فصول سرد و یخبندان می توانست با ابزار سنگی  نوک تیز به آسانی شکار کند و خورد و خوراک خود و افرادی را که باهاش در غار زندگی می کردند تهیه. خلاصه یک تنه حریف همه بود و با وجود این اوصاف و ریش های بلند و سفیدش ارج و قرب خاصی در بین همه داشت حتی در نزد قبایل دیگری که به خون هم تشنه بودند و به کشت و کشتار هم می پرداختند.
اما از آنجا که گفته اند در همیشه به روی یک پاشنه نمی چرخد و اوضاع و احوال به یک جور نمی ماند ، ناگاه اتفاق ناگواری برایش رخ داد و زندگی اش از این رو به آن رو.
 
 

ایران را چرا باید دوست داشت؟ - محمد‌علی فروغی



ایران را چرا باید دوست داشت؟
محمد‌علی فروغی

این ایام بسیاری از اصول و نوامیس که در نظر مردم همواره مسلم و مقدس بود، از مسلم بودن و قدس افتاده است یا لااقل مثل سابق محل اتفاق نیست. برای بعضی در آن باب تردید و تشکیک حاصل شده و جماعتی مخالف منکر آن گردیده‌اند. از جمله‌ی آن اصول، حب وطن و علاقه‌ی ملیت است که منکر آن شده و درصدداند به احساسات بین‌الملل تبدیل نمایند. در نظر من، علاقه ملیت با احساسات بین‌المللی و وطن پرستی و با حب نوع بشر منافات ندارد و به آسانی جمع می‌شود.
اگر مهر من نسبت به وطن تنها از آن سبب باشد که خود از آن مرز و بوم هستم و بخواهم این عنوان را وسیله‌ی مغایرت خویش و بیگانه قرار داده و از اختلاف و نفاق بین مردم برای خود استفاده کنم، این وطن پرستی نیست، خود‌پرستی است و مانند تعصب دینی آن جماعت از ارباب ادیان که اختلاف دین و مذهب و نفاق بین مردم را وسیله‌ی منافع و اعتبارات شخصی و فرقه‌ای قرار می‌دادند، مذموم است و باید مردود باشد.

Monday, November 11, 2019

کالیگولا - آلبر کامو




کامو خود می گوید: " کالیگولا مردی است که شور زندگی او را تا جنون تخریب پیش می راند. مردی که از بس به اندیشه خود وفادار است وفاداری به انسان را از یاد می برد. کالیگولا همه ارزش ها را مردود می شمارد. اما اگر حقیقت او در انکار خدایان است, خطای او در انکار انسان است. این را ندانسته است که چون همه چیز را نابود کند ناچار در آخر خود را نابود خواهد کرد. این سرگذشت انسانی ترین و فجیع ترین اشتباهات است."

Friday, November 08, 2019

کتاب هایی که در زندان جمهوری اسلامی خواندم


روی عکس کلیک کنید


سال 1363 مرا به علت اینکه زندانیان را تحریک و تهییج می کردم  انداختند به بند 4 زندان سپاه بابل که در آنزمان توده ای ها بودند تا مرا به وسیله آنتن هایشان بهتر کنترل کنند.
در آن بند بر خلاف بندهای دیگر کتابهای خوبی وجود داشت از جمله کتاب چند جلدی نگاهی به تاریخ جهان که نهرو با زبانی ساده و دلنشین در زندان نوشته بود و من شروع کردم به خواندن ، خیلی به دلم چسبید ، برای همین دوبار آن را خواندم.
قسمت هایی از کتاب:

Thursday, November 07, 2019

تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران



روی عکس کلیک کنید

در پائیز سال ۱۳۷۸ از حدود ۱۷ تن از فعالان سیاسی، روشنفکران و نویسندگان ایرانی دعوت شد تا در ماه آوریل آینده (فروردین ۱۳۷۹) در کنفرانسی با عنوان «ایران پس از انتخابات عمومی» در شهر برلین آلمان شرکت کنند. میزبانان این برنامه بنیاد هانریش بل و حزب سبزهای آلمان بودند.سپانلو به همراه محمود دولت‌آبادی و منیرو روانی‌پور به برلین می‌رود. نوبت سخنرانی سپانلو بعدازظهر روز دوم کنفرانس بود که به علت هو کردن و اعتراض و مخالفت برخی از گروه‌های سیاسی خارج از کشور برنامه شعر و داستان خوانی لغو و تنها به پرسش و پاسخ اکتفا شد
 

Monday, November 04, 2019

جامعه باز و دشمنان آن - کارل پوپر




تاریخ بشر وجود ندارد. آنچه هست تاریخ‌های جنبه‌های گوناگون زندگی انسان به تعداد نامحدود و نامعین است. یکی از اینها، تاریخ قدرت سیاسی است که به سطح تاریخ جهان ارتقاء داده می‌شود؛ ولی این کار، به عقیدهٔ من، توهین به هر تصور نیک و پاکیزه از بشر است و هیچ مزیتی بر این ندارد که تاریخ اختلاس یا دزدی یا زهر دادن به دیگران را تاریخ بشر قلمداد کنیم. تاریخ قدرتمداری سیاسی چیزی نیست مگر تاریخ جنایات بین‌المللی و کشتارهای عام. (و البته باید تصدیق کرد، تاریخ کوشش‌های آدمی برای پایان دادن به این اعمال). این است تاریخی که در مدارس تدریس می‌شود و در آن از بزرگترین جانیان به‌عنوان قهرمانان تاریخ مورد احترام و ستایش قرار می‌گیرند؛ ولی آیا براستی تاریخ عمومی به‌مفهوم تاریخ واقعی بشر وجود ندارد؟ پاسخی که، به عقیدهٔ من، هر انسان بشردوست و خصوصاً هر مسیحی مؤمن باید بدهد این است که: امکان ندارد چنین تاریخی وجود داشته باشد؛ تاریخ واقعی بشر اگر وجود می‌داشت، می‌بایست تاریخ همهٔ افراد آدمی باشد؛ زیرا هیچ انسانی از دیگران مهم‌تر نیست. پیداست که نوشتن تاریخی در این حد از واقعیت و با این جزئیات، هرگز امکان‌پذیر نیست. باید انتزاع کنیم و از جزئی به کلی برسیم و نادیده بگیریم و قائل به انتخاب شویم. اما همینکه چنین کردیم، می‌رسیم به همان تاریخ‌های متعددی که یکی از آنها تاریخ جنایات بین‌المللی و کشتارهای عام است و تاریخ بشر قلمداد و اعلام می‌شود. اما چرا تاریخ قدرتمداری انتخاب شده‌است و نه مثلاً تاریخ دین یا شعر؟ به چند دلیل؟ یکی اینکه قدرت در همگان تأثیر می‌گذارد و شعر تنها در این عده‌ای قلیل. دلیل دیگر، تمایل آدمیان به قدرت‌پرستی است؛ ولی پرستش قدرت بی‌گمان یکی از بدترین اقسام بت‌پرستی و بازماندهٔ عهد زندگی در قفس و بندگی و عبودیت آدمی است. قدرت‌پرستی زاییدهٔ ترس است و ترس احساسی است که بحق باید از آن بیزار باشیم. سومین دلیل اینکه قدرتمداری سیاسی محور «تاریخ» قرار داده شده این بوده که مصادر قدرت خواسته‌اند در مقام بت و معبود قرار بگیرند و توانسته‌اند به این خواست خود جامهٔ عمل بپوشانند. امپراتوران و سرداران و دیکتاتورها بر کار بسیاری از مورخان نظارت و مراقبت داشته‌اند.

کارل پوپر، جامعهٔ باز و دشمنان آن، ترجمهٔ عزت‌الله فولادوند

Sunday, November 03, 2019

خرافه - شعر طنزی از مهدی یعقوبی




سر آدم به سقف آسمان بود 
دو پایش مشرق و مغرب روان بود
به توفان نوح خدا را بندگی کرد
به نصد سال و اندی زندگی کرد  
زن نازای ابراهیم ناگاه 

شد آبستن به پیری در سحرگاه
رسول الله که با اسبش سفر کرد
به اوج آسمان شق القمر کرد


Saturday, November 02, 2019

خورخه لوئیس بورخس - گارسيا لورکا به نظر من شاعری ضعيف است


خورخه لوئیس بورخس :
- گارسيا لورکا به نظر من شاعری ضعيف است که فاجعه مرگش سبب شهرتش شد، البته از شعرهايش خوشم می آيد اما به نظر من چندان اهميتی ندارند. شعر او چندان جدی نيست بلکه بيشتر تصويری و تزئينی است . نوعی هنرنمايی پيچيده و عجيب و پر زرق و برق است.


شعری از بورخس
روی عکس کلیک کنید

Thursday, October 31, 2019

نامه های پدری به دخترش - جواهر لعل نهرو


روی عکس کلیک کنید
یادم می آید در 15 سالگی این کتاب را در مغازه ای در شهرم بابلسر دیدم از جلدش خوشم آمده بود اما پول خریدش را نداشتم ، چند هفته پولم را جمع کردم و خریدم و با ذوق و شوق شروع به خواندن.

 جواهر لعل نهرو نیز در مقدمۀ چاپ اول این کتاب می‌نویسد:
 «این نامه‌ها را در تابستان سال 1928 برای دخترم ایندیرا نوشتم. در آن وقت او در ییلاق «مسوری» در ارتفاعات هیمالیا به سر می‌برد و من بر روی جلگه‌های کم ارتفاع پایین بودم. مجموعۀ آنها نامه‌های خصوصی و شخصی بود که برای یک دختر کوچک ده‌ساله فرستاده شده بود. اما دوستانی که نظر و راهنمایی آنان برای من بسیار پرارزش است، در این نامه‌ها فوایدی دیدند و پیشنهاد کردند که آنها را به گروه وسیع‌تر و عدۀ بیشتری عرضه دارم. نمی‌دانم که آیا پسران و دختران دیگر هم آنها را خواهند پسندید یا نه؟ امیدوارم کسانی که این نامه‌ها را می‌خوانند به تردیج بیندیشند که دنیای ما مثل خانوادۀ بزرگی از ملت‌هاست.
نوشتن نامه‌ها به طور ناگهانی قطع می‌شود؛ زیرا آن تابستان دراز به پایان رسیده بود و ایندیرا هم می‌بایست از کوهستان بازمی‌گشت. در تابستان سال بعد (1929) دیگر برای او ییلاق مسوری یا آسایشگاه کوهستانی وجود نداشت. سه نامۀ آخر هم مربوط به دوران خاصی هستند و شاید آوردن آنها در این کتاب مناسب نباشد؛ اما این سه نامه را نیز بر کتاب افزوده‌ام، زیرا تصور نمی‌کنم فرصتی به دست آورم تا آنها را ادامه دهم».
این کتاب را محمود تفضلی ترجمه کرده بود.

Wednesday, October 30, 2019

عکس هایی از هلند


 کشور هلند هنوز در آخرین ماه پاییز بهاری است
این عکس ها را چند روز پیش در مسیر دوچرخه سواری گرفتم