Monday, February 18, 2019

علی شریعتی - دستور قتل عبدالله ابن سعد ابن ابی سرح توسط پیامبر اسلام



روی عکس کلیک کنید

براستی چرا پیامبر اسلام منتقدان خود را ترور می کرد.
آخوندها هم بر اساس همین سنت و راه و روش پیامبر  اسلام
فتواهای مرگ دگراندیشان و مرتدان را میدهند. 

 عبدالله ابن سعد درروزفتح مکه فرارکرد وپيش عثمان رفت که برادر شيری وی بود وعثمان وی را نهان کرد وچون مردم مکه آرام گرفتند، وی را پيش پيمبرآورد وبرايش امان خواست. گويند پيمبرمدتی درازخاموش ماند سپس گفت چنين باشد وچون عثمان عبدالله را ببرد پيمبربه اطرافيان خويش گفت:
ـ بخدا خاموش ماندم مگريکی تان برخيزد وگردن اورا بزند.»

طبری، ج 3، ص 1187

مارک تواین - هر چه بیشتر آدمها را می شناسم



Friday, February 15, 2019

دوبیتی مهدی یعقوبی


قفس راه تماشا را گرفته
بغل زانوی غم دنیا گرفته
دو تا تار سفیدی روی مویت
هوا ابری دلت آیا گرفته
مهدی یعقوبی



Wednesday, February 13, 2019

Tuesday, February 12, 2019

فقیهی که با دعای امام زمان به دنیا آمد



فقیهی که با دعای امام زمان به دنیا آمد

محمد بن علی بن بابویه معروف به شيخ صدوق در حدود سال ۳۰۶ ق . در شهر قم متولد شد. روایت شده که وی با دعای امام زمان (عج) به دنیا آمده چرا که پدرش از علی بن حسین ابن روح از سومین نایب امام زمان درخواست کرد تا از امام بخواهد فرزندی نصیبش کند، بعد از چند روز اطلاع آمد که امام (عج) دعا کرده و به ایشان وعده داد که در آینده نزدیک صاحب فرزندی خواهد شد.

خود شیخ صدوق نیز به ولادتش افتخار می‌کرده که به دعای صاحب‌الامر زاده شده است. وی در بیست و سه سالگی در زمان غیبت صغری به سر می‌برد و دوران نیابت دو نفر از نواب خاص امام زمان (عج) را درک کرد و همین باعث موفقیت‌های معنوی او شد.

کرامتی از شیخ صدوق

در عهد حکومت فتحعلی شاه قاجار در حدود سال 1238 ه. مرقد شریف صدوق که در اراضی ری قرار دارد به دلیل بارندگی های زیاد خراب شده و رخنه ای در آن پیدا می شود، برای تعمیر مرقد اطرافش را  می کندند تا به سردابی که مدفن شیخ صدوق بود برخورد می کنند ناگهان بدن شریف صدوق را کاملاً سالم آنچنان که گویا تازه از حمام آمده باشد مشاهده می کنند و اثر خضاب را در انگشتان شریفش می بینند. 20 نفر از بزرگانی که خود شاهد این کرامت بوده اند می توان به میرزا ابوالحسن جلوه، حضرت آیت الله ملا محمد رستم آبادی و مرحوم والد حضرت آیت الله مرعشی نجفی حاج سید محمود مرعشی نام برد.

. امروزه آرامگاهش به نام ابن بابویه در شهر ری مشهور و قبر منورش زیارتگاه مسلمانان و محل استجابت دعای مؤمنان است.

گروه دین مشرق

Monday, February 11, 2019

انقلاب 57 - مهدی یعقوبی



قربانعلی در حالی که با کنجکاوی به دور و اطرافش نگاه می کرد سیگارش را از لای انگشتانش به زمین انداخت و زیر کفش اش  له و لورده . تسبیحش را از جیبش در آورد و با دعا زیر لب وارد حیاط مسجد شد. در میان جمعیتی که خود را برای تظاهرات آماده میکردند چشمش افتاد به امام جماعت مسجد گرزعلی که با ریش و پشم حنایی و عمامه سیاه به دیوار تکیه داده بود. رفت به سمتش و با سلام و علیکی غلیظ در آغوشش کشید و به نرمی زیر گوش اش پچپچه:
- کتاب تحریرالوسیله آقارو آوردم بهتون برگردونم
- همراهته
- آره ، ابتد رفتم خونه تون شما تشریف نداشتین، دخترتون گفتن که اومدین اینجا. شرمنده
- دخترم ، دخترم کجا بود منظورتون زنمه

 
  

Friday, February 08, 2019

Monday, February 04, 2019

سخنان بزرگان - تولستوی


ایران زمانی از زندان آخوندها آزاد می شود که خود مردم ایران بخواهند زنجیرها را از دستهای خود پاره کنند. تا زمانی که  این سقوط در گنداب خرافات نجات جلوه می کند هرگز راه نجاتی برایشان متصور نیست.

Saturday, February 02, 2019

شهر من بابلسر به روایت تصویر - Babolsar


Two Ways of Life: a middle-aged veiled woman sitting on the beach of the Caspian Sea, is a striking contrast to young bikini-clad girls from Tehran enjoying a weekend near Babolsar (August 23rd, 1971) 
عکس هایی از بابلسر قبل از انقلاب

بابُلْسَر یکی از شهرهای ساحلی استان مازندران، در شمال ایران، بین دریای مازندران و رشته کوه البرز قرار دارد. این شهر مرکز شهرستان بابلسر است. این شهرستان ۱۲۴٫۳۲۳ نفر جمعیت دارد که معادل ۴/۴ درصد جمعیت کل استان است.[۲] بابلسر با پهنه ۱۳۵۰ هکتار در مصب رودخانه بابلرود و در کرانه جنوبی دریای خزر و در ۵۲ درجه و ۳۹ دقیقه و ۳۰ ثانیه طول جغرافیایی و ۳۶ درجه و ۴۳ دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد. مردم بابلسر به زبان مازندرانی گویش می‌کنند.
ویکی پدیا

Wednesday, January 30, 2019

ما چطور کودتا کردیم - عزیز نسین



  ما چطور کودتا کردیم - عزیز نسین
گر شانس یاری می کرد امروز ما می‌بایست مصدر کار باشیم. البته نمی‌شه گفت همه‌اش تقصیر شانس است، خود ما هم در این جریان مقصریم!
تمام کارها به راحتی آب خوردن انجام گرفت. افسوس که ما نتوانستیم خبر این موفقیت را به اطلاع هموهنان برسانیم. به همین جهت ” گند کار” در آمد و چیزی نمانده بود سرمان هم بالای دار برود!
باز هم صد هزار مرتبه شکر که پیمانه عمرمان پر نشده بود و از مهلکه جان سالم بدر بردیم. یک نفع بزرگ هم نصیب ما شد: فهمیدیم تا یک ملت آماده پذیرش انقلاب نباشند و از ته قلب به تغییر رژیم رضایت ندهد کودتا به هیچ دردی نمی‌خورد و تا هرکجا هم که پیش رفته باشد به محض اینکه با مانعی برخورد کند فورا تغییر مسیر می‌دهد! اگر باور ندارید به سرگذشت ما گوش کنید تا باورتان بشود:
ما چند نفر رفیق و دوست صمیمی و متحد بودیم که خوشی زیر دلمان زده بود. با اینکه همه ما صاحب مقام و خانه و زندگی مرفهی بودیم تصمیم گرفتیم انقلاب کنیم و قدرت را به دست بگیریم و خودمان همه کاره بشویم! تمام جوانب امر را رسیدگی کردیم. نقشه کامل انقلاب را طرح کردیم، راه حل تمام مشکلات را بروی کاغذ آوردیم، کار و مسئولیت هریک از رفقا را مشخص ساختیم، کوچک‌ترین مسئله‌ها از نظر ما دور نمانده بود. با کمال اطمینان می‌توانم ادعا کنم در سرتاسر تاریخ و در میان ملت‌هایی که انقلاب کرده‌اند مال هیچ کدامشان مثل مال ما حساب شده و بدون اشتباه انجام نگرفته است.