Wednesday, December 11, 2019

شورشی - داستان کوتاه - مهدی یعقوبی




از روزی که خواهرش در کنارش تیر خورد و مرد ، بابک دیگر بابک سابق نبود . رفته بود توی خودش و در دنیاهای دیگری سیر و سفر میکرد. نه لب به آب میزد و نه یک لقمه نان. شوکه شده بود و دمادم چهره خونین خواهرش تهمینه در روبرویش ظاهر میشد که در نفسهای آخر به چشمانش نگاه میکرد و لبخند میزد.
 ماموران حکومتی که چهره هایشان را با ماسک پوشانده بودند و تا دندان مسلح . با قنداق مسلسل محکم کوبیدند به گردنش و او در دم از هوش و حواس رفت. خواهرش را کشان کشان انداختند پشت خودرو و با شلیک های هوایی بسرعت از محل دور. بهوش که آمد نگاهی به لباسش که غرق از خون خواهرش بود انداخت. سرش شروع کرد به گیج رفتن. از سر و صدای جمعیتی که در اطراف بودند و با ماموران حکومتی در حال جنگ و گریز تنها وز وز گنگی می شنید و اطراف و اکناف را که در دود و آتش شعله ور بودند تیره و تار. معترضان می گفتند ماموران ایرانی نیستند و وابسته به حشد الشعبی و حزب الله لبنانند . از هر جا که آمده بودند کارشان را خوب بلد بودند و مردم را مثل گوسفند سلاخی.
بابک در میان جمعیتی که خشمگین شعار مرگ بر دیکتاتور میدادند از جایش بسختی پاشد و همین که خواست حرکت کند دید که دستی بازویش را گرفته است . بیژن بود نامزد تهمینه خواهرش . دستمالی از جیبش در آورد و چشم هایش غبارآلودش را تمیز . بابک با صدای لرزان و اشک آلود گفت:
- خواهرم خواهرم کجاس
- تموم کرد ، انداختنش توی ماشین و بردن
- از پشت با کلت زدنش ، از میون خودمون ، خودم دیدم صورتشو پوشونده بود.

 
 

برتولت برشت - فاشیسم چهره واقعی سرمایه داری‌ست



 
فاشیسم چهره واقعی سرمایه داری‌ست
نوشته: برتولت برشت، ۱۹۳۵
برگردان: آمادور نویدی
فاشیسم مرحله ای تاریخی از سرمایه داری‌ست؛ و با این مضمون چیزی جدید و در عین‌حال قدیمی‌ست. در کشورهای فاشیستی، سرمایه داری هم‌چنان وجود دارد، اما فقط به شکل فاشیسم؛ و با فاشیسم فقط می‌توان به‌عنوان سرمایه داری مبارزه کرد که عریان ترین، بی‌شرمانه ترین، ستم‌کارترین، و خائن‌ترین شکل سرمایه داری است… کسانی‌که بدون این‌که علیه سرمایه داری باشند علیه فاشیست هستند، افرادی‌‌که از بربریتی که ناشی از وحشی‌گرست، آه و ناله سر می‌دهند و ابراز تأسف می‌کنند، مانند مردمی هستند که می‌خواهند بدون کشتن گوساله، گوشت گوساله را بخورند. آن‌ها دوست دارند گوشت گوساله بخورند، اما نمی‌خواهند رنگ خون را ببینند… دمکراسی هنوز در این کشورها خدمت می‌کند تا به نتایجی برسد که خشونت در دیگر کشورها لازم است، برای مثال، تضمین مالکیت خصوصی بر افزار تولید. انحصار خصوصی کارخانه ها، معادن، و زمین‌ها در همه جا شرایط وحشی‌گرانه ای را ایجاد می‌کند، اما در برخی مکان‌ها این شرایط زیاد بچشم دیده نمی‌شوند. بربریت را فقط زمانی بچشم می بینیم که از انحصار با خشونت آشکار حفاظت می‌شود… حرف‌های احمقانه درباره بربریت که از وحشی‌گری ناشی می‌شود نیز از این نوع است. منبع بربریت، وحشی‌گریست، که می‌توان و باید با فرهنگ روشن‌گری، آموزش و پرورش با آن مبارزه کرد…

Tuesday, December 10, 2019

سجاع زنی که در زمان محمد ادعای پیامبری کرد


سجاع پیامبر می گفت زن  در گرفتن دو شوهر آزاد است
عطاردبن حاجب در باره این پیامبر که به او وحی می شده است گفته است:
پیامبر ما زنی است که بر گردش طواف می کنیم و همه پیامبران خدا مردان بودند
روی تصویر کلیک کنید


ام صادر بنت اوس بن حق بن اسامه یا بنت حارث بن سوید بن عقفان معروف به سجاح زنی بود که پس از مرگ محمد، مدتی قبل از شروع جنگهای رده تا اواسط آن، ادعای پیامبری نمود و رهبری قبیله خود را به دست گرفت و برای  گرفتن قدرت سیاسی و نظامی عربستان از دست دولت مرکزی مدینه شروع به فعالیت نمود.

Sunday, December 08, 2019

همه از مرگ می ترسند من از زندگی - مهدی یعقوبی



 مبهم و سردرگم کنار جاده ایستاده بود. لاغر اندام بود و استخوانی. انگار در کاسه چشمش به جای مردمک دو جغد سیاه نشسته بودند با نگاهی تند و وق زده.   کلاهی تاریک و لبه بلند بر سرش آویزان بود و کراواتی سرمه ای. . در چهره اش غمی جانکاه موج میزد و بیحوصلگی . چند بار به ساعتش نگاه کرد و یاس آلود با خودش نجوا ، بنظر میرسید منتظر کسی است .

Thursday, December 05, 2019

چرا کافکا در بین هموطنانش «محبوب» نیست



چرا کافکا در بین هموطنانش «محبوب» نیست؟
فرانتس کافکا آن قدر که در جهان نام و آوازه‌ای به هم زده‌است، اما نویسنده محبوب مردم کشور خودش نیست، نویسنده‌ای که ما ایرانی‌ها او را در اواخر دهه سی خورشیدی شناختیم، آن هم به واسطه صادق هدایت، و به طور قطع هم‌نشینی نام هدایت در کنار کافکا در این آشنایی بی‌تأثیر نبوده‌است.

در دهه پنجاه خورشیدی هم اردلان سرفراز، ترانه‌سرای معاصر، ترانه‌ای سرود به نام «مسخ»، که نام آن یادآور شاهکار ادبی کافکا بود. اردلان سرفراز این ترانه را که با آهنگ حسن شماعی‌زاده و صدای فرهاد اجرا شد به به صادق هدایت و فرانتس کافکا تقدیم کرده‌است.

Tuesday, December 03, 2019

ژان ژاک روسو - وقتی ملتی اراده کند زنجیر بندگی را پاره کند


چارز جیمز ویلز - فساد اداری در ایران


 روی تصویر کلیک کنید
چارلز جیمز ویلز، پزشکی انگلیسی که در دوره ناصرالدین‌شاه چند بار به ایران سفر کرده بود