شاه طهماسب ، خواهر خود را براي ازدواج با امام زمان شوهر نداد تا که..
«شاه طهماسب خواهری دارد که او را در اندرونِ کاخ نگاه میدارد و به هیچکس به زنی نمیدهد؛ چرا که شاه میگوید و باور دارد که میخواهد او را به همسری مهدی (علیهالسلام) درآورد. همچنین شاه اسب سفیدی دارد که همواره برای مهدی آماده است. این اسب زین و نعلهایی از طلا و نقره دارد و هیچکس حق سوار شدن بر آن را ندارد.»
سفرنامه ميكله ممبره
مهینبانو جواهرات خود را وقف امام زمان و امام رضا کرده بود.
شاه تهماسب به باور بحثبرانگیز شیعی دربارهٔ ظهور قریبالوقوع مهدی پایبند بود. او از ازدواج خواهر محبوبش، مهینبانو سلطان، جلوگیری کرد، زیرا او را به عنوان عروس حجت بن الحسن (مهدی) نگه داشته بود
مهینبانو خانم (یا سلطانم خانم)، (۱۵۱۹–۱۵۶۲) کوچکترین دختر شاه اسماعیل اول و خواهر تنی شاه طهماسب اول، قدرتمندترین و متنفذترین بانوی کل دوران صفویه بود. جایگاه سیاسی و مذهبی او در دربار به حدی بالا بود که عملاً به عنوان مشاور ارشد و دست راست شاه طهماسب در اداره امور مملکت عمل میکرد.
مسئله مجرد نگه داشتن خواهر (و در برخی منابع دختر) شاه طهماسب اول صفوی به قصد تزویج با امام زمان (عج)، یکی از فاکتهای شگفتانگیز تاریخ پادشاهی صفویه است که پیوند عمیق باورهای مهدویت، خرافات دربار و سیاست مذهبی آن دوران را نشان میدهد.
در متون تاریخی، درباره اینکه کدام بانوی دربار به این منظور مجرد نگه داشته شد، دو روایت وجود دارد:
روایت اول (خواهر شاه): بخش عمدهای از گزارشها به «مهینبانو خانم» (دختر شاه اسماعیل اول و کوچکترین خواهر شاه طهماسب) اشاره دارند. او بانویی بسیار متنفذ، مذهبی و زاهد بود که هرگز ازدواج نکرد و اداره بسیاری از امور مالی دربار و موقوفات زنان صفوی را بر عهده داشت.
روایت دوم (دختر شاه): در برخی منابع دیگر و گزارشهای سیاحان خارجی، به نام [پریخان خانم] (دختر مقتدر شاه طهماسب) اشاره شده است. بر اساس این گزارشها، وی اگرچه در کودکی یک ازدواج ناموفق و اسمی (بدون وصال) داشت، اما عملاً تا پایان عمر مجرد ماند و این تجرد با آمادگی او برای ظهور توجیه میشد.
دلایل و ریشههای اعتقادی این رفتار شاه طهماسب
اتخاذ چنین تصمیمی از سوی پادشاه صفوی صرفاً یک تصمیم شخصی نبود، بلکه ریشه در چند عامل کلیدی داشت:
باور به «اتصال دولت صفوی به ظهور»: در آن دوره (همانطور که در رساله مبشره شاهیه و دیگر کتب جفر آمده بود)، شاه طهماسب معتقد بود که حکومت او آخرین حکومت پیش از ظهور است. او تصور میکرد امام زمان (عج) به زودی و در زمان حیات او خروج میکند، بنابراین باید برای استقبال از ایشان عالیترین هدیه (که پیوند خویشاوندی با خاندان سلطنت بود) آماده باشد.
اعتلای جایگاه خاندان پادشاهی: صفویان خود را از نسل امام موسی کاظم (ع) و دارای قداست الهی میدانستند. شاه طهماسب با این کار میخواست پیوند خونی سلسله خود را با ائمه تجدید کند و تبار صفویه را به عنوان نزدیکترین خاندان به امام غایب معرفی کند.
روحیه زاهدانه و افراطی شاه طهماسب: شاه طهماسب پس از گذراندن دوران جوانی، ناگهان دچار یک تحول روحی شد که به «توبه تاریخی شاه طهماسب» معروف است. او شربخمر و مناهی را در کشور ممنوع کرد، امور را با استخاره پیش میبرد و به شدت تحت تأثیر پیشگوییهای منجمان و صوفیان غالی قزلباش قرار گرفت.
*****
مسئله مجرد نگه داشتن خواهر و در برخی مناع دختر شاه طهماسب ابزار بسیار قدرتمندی برای مقدسسازی حکومت صفوی میان صوفیان قزلباش بود. وقتی سربازان قزلباش میدیدند که در دربار، شاهزادهای مجرد برای همسری امام زمان آماده است و اسب سلطنتی زینشده منتظر ظهور ایشان ایستاده، حکومت طهماسب را یک حکومت کاملاً الهی میدانستند و با انگیزه مذهبی بالا در برابر ارتش عثمانی میجنگیدند.
تجرد دائمی مهینبانو علاوه بر دلایل مذهبی (آمادگی برای همسری امام زمان در صورت ظهور)، یک کارکرد سیاسی مهم نیز داشت: با ازدواج نکردن او، هیچ قبیله یا امیر قزلباشی نتوانست از طریق وصلت با او به قدرت فوقالعاده دربار دست یابد یا مدعی تاج و تخت شود.
مهینبانو خانم در سال ۹۶۹ هجری قمری (چند سال پس از تاریخ ادعایی ظهور در رساله طوسی) در قزوین درگذشت. شاه طهماسب از مرگ او به شدت متأثر شد و دستور داد پیکر او را با تشریفات باشکوه به مشهد منتقل کرده و در جوار حرم امام رضا به خاک بسپارند.


No comments:
Post a Comment