اگر ما در خیابانها بمانیم
سرود سرخ آزادی بخوانیم
شب اهریمنی را تا سپیده
از ایران جاودان با هم برانیم
مهدی یعقوبی(هیچ)
تا فکر شما که در غل و زنجیر است - آزادی دست و پایتان تزویر است - برخیز و غبار روح خود را بتکان - اندیشه نو شدن همان تغییر است - مهدی یعقوبی (هیچ)
اگر ما در خیابانها بمانیم
سرود سرخ آزادی بخوانیم
شب اهریمنی را تا سپیده
از ایران جاودان با هم برانیم
مهدی یعقوبی(هیچ)
با قهرمان بازی انفرادی دیکتاتورها نابود نمی شوند
با مردن یک دیکتاتور هیچ کاری درست نمی شود
دیکتاتوری را با تربیت جمعی توده ها می شود از بین برد
با مبارزه سازمان یافته
وگرنه با مردن یک دیکتاتور
دیکتاتور دیگری می آید و دوباره روز از نو روزی از نو
اوریانا فالاچی
"Cowards die many times before their deaths; The valiant never taste of death but once."
بزدلان پیش از مرگشان، بارها می میرند. شجاعان تنها یک بار مرگ را تجربه می کنند.
ویلیام شکسپیر
آیا اگنوستیکها خداناباور هستند؟
مصاحبه با برتراند راسل
یک اگنوستیک چیست؟
یک اگنوستیک فکر میکند که دانستن حقیقت در مورد مسائلی مانند خدا و زندگی آینده که مسیحیت و سایر ادیان به آن مربوط میشوند، غیرممکن است. یا اگر غیرممکن نباشد، حداقل در حال حاضر غیرممکن است.
رازی چند کتاب کفرآمیز داشته است که دو کتاب از بقیه معروفترند. به هر کدام از این کتابها دو نام دادهاند: في النبوات / نقض الادیان (=دربارهی پیامبریها / دینستیزی) و في حیل المتنبئین / مخاریق الانبیاء (=در نیرنگهای پیامبرنمایان / ترفندهای پیامبران) . این دو کتاب توسط متعصبین از بین رفته و نابود شده است، اما مورخان زیادی از این دو کتاب یاد کردهاند و همچنین افراد زیادی بر این دو کتاب ردیه نوشتهاند. ابوحاتم رازی در کتاب اعلام النبوه نوشته است که این ملحد با عقل معیوب و نفس و رای ضعیف خود کلامی در ابطال نبوت تصنیف کرده است
و بدان كه محمد ابن زكريا را كتابى است كه آن را مخاريق الانبياء خوانده و نقل كردن از مطالب آن روا نيست و هيچ دين باورى و صاحب مروّتى گوش فرا دادن بدان را رخصت نمىدهد، چرا كه مايه تباهى دل و از ميان برنده دين و نابودكننده مروت است و انگيزنده خشم بر پيامبران صلوات الله عليهم اجمعين و پيروان ايشان است. و ما آنچه را كه در حدود گنجايش خردمان نباشد بر خرد خويش تحميل نمىكنيم، چرا كه خرد در نظر ما آفريدهاى است محدود و متناهى
آفرينش و تاريخ، مطهر بن طاهر مقدسى(م 381)
ترجمه محمد رضا شفيعى كدكنى
در بغداد مشابهٔ همدان قاضی را به مرگ محکوم گردید. او را به همدان عودت دادند تا حکم در زادگاهش اجرا شود. حکم در ششم جمادیالثانی سال ۵۲۵ هجری اجرا شد.
قاضی را در پاسی از شب گذشته به دار آویختند تا شهر در خواب باشد و کسی از اجرای حکم آگاهی نداشته باشد. بیشک این اقدام جلوگیری از خشم مردمی بود که دنباله روی دیدگاههای اجتماعی، سیاسی قاضی همدان بودند. به قول هفت اقلیم عینالقضات در سن سی و سه سالگی در مدرسهای که در همدان در آن به تربیت و ارشاد مریدان و وعظ میپرداخت، به دار کشیده شد. به گفته برخی منابع شاید شمع آجینش کرده باشند. فردای آن شب بدن بیجان او را از دار پایین آوردند، پوست بدنش را کندند و سپس جسدش در بوریایی آلوده به نفت پیچیده، سوزانیدند.
مراجع دینی
برگزاری مراسمی مانند شب یلدا که به رسوم کفار شبیه است، جایز نیست
و خلاف اسلام است
اگر خداوند خالق جهان است،
چرا پیش از خلق جهان جهان را خلق نکرد؟
زکریای رازی
محمدرضا فشاهی، ارسطوی بغداد، از عقل یونانی به وحی قرآنی،
انتشارات کاروان، ۱۳۸۰، ص ۴۱
ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﺧﺪﺍ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﺧﻠﻖ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻭﺍﺟﺐ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺗﺼﻮﺭ
حکایت «افشین و بودلف» یکی از داستانهای مشهور و دارای ساختار داستانی قوی در کتاب ارزشمند تاریخ بیهقی ابوالفضل بیهقی است که قابلیتهای نمایشی و توصیفات دقیق آن مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. این داستان یک واقعه تاریخی در زمان خلافت معتصم عباسی را روایت میکند.
خلیفه معتصم، احمد بن ابیدؤاد را برای قضاوت دربارهٔ افشین (سردار ایرانی) فراخواند که به اتهاماتی چون زندیق بودن و خیانت دستگیر شده بود. افشین با دیدن احمد بن ابیدؤاد در مجلس قضاوت، بسیار خشمگین و برافروخته شد.
نتیجه: در نهایت، افشین محاکمه و محکوم شد و بودلف به دلیل زیرکیاش رهایی یافت.
ایران و استعمار سرخ و سیاه
۱۷ دی ماه چاپ مقاله ایران و استعمار سرخ و سیاه
۱۷ دی ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی روزنامه اطلاعات مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاه» نوشته احمد رشیدی مطلق را به چاپ رساند. این مقاله از سوی شخصی به نام شعبانی مقاله نویس نیکخواه نوشته شده بود. مقالهای که حقایقی را درباره زندگی نامه خمینی را برای مردم توضیح داد
به گفته بسیاری از روشنفکران این مقاله جرقه آغاز اعتراضات و انقلاب سال 1357 در ایران بود که در نهایت آخوندها را به روی کار آورد
خاطره عاشقانه مرتضی خان ني داوود از قمرالملوک وزیری
بارها براي عروسي و ميهماني بزرگان به باغ عشرتآباد دعوت شده بودم. براي عروسي، مولودي و... اما هرگز حال آن شب را نداشتم. پائيز غمانگيزي بود و من به جواني و عشق فکر ميکردم. از مجلسي که قدر ساز را نميشناختند خوشم نميآمد اما
چاره چه بود، بايد گذران زندگي ميکرديم. چنان ساز را در بغل ميفشردم که گوئي زانوي غم بغل کردهام. نميدانستم چرا آن کسي که قرار است در اندروني بخواند، صدايش در نميآيد. در همين حال و انتظار بودم که دختر نوجوانی از اندروني بيرون آمد... حتي در اين سن و سال هم رسم نبود که دختران و زنان اينطور بي پروا درجمع مردان ظاهر شوند. آمد کنار من ايستاد.
نمي دانستم براي چه کاري نزد ما آمده است و کدام پيغام را دارد.
چشم به دهانش دوختم و پرسيدم: چه کار داري دختر خانم؟
گفت: ميخواهم بخوانم!
سقف آزادی رابطه مستقیم با قامت فکری مردمان دارد، با همت بلند مردمان سقف بلند میشود، در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد
سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود
وقتی سقف آزادی کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند، بعضی از آدمهای بزرگ هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله میشوند
آن وقت سقف ها هی پایین تر و پایین تر می آید و مردم هی بیشتر و بیشتر قوز میکنند
تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند
فئودور داستایوفسکی
"O Liberty! What crimes are committed in thy name!
ای آزادی؛ چه جنایتها که به نام تو مرتکب میشوند
مادام رولان
از آنجا كه انسان بودن به صورت است نه به ماده، ستودن نكوهيده و استعقاق انسان به ثواب و عقاب از روي صورت است نه از روي ماده. اگر در معاد و آفرينش دوم، روح وارد جسم شود، عقوبت شخص بدكردار به خود بدكار نخواهد رسيد و همين طور ثواب، چرا كه اين مردن نه آن است كه اول بود، مردمي ديگر است و ميان اين دو خرده اختلاف به ماده است و چون چنين باشد لازم آيد كه آفرينش دوم و بعث به مقصود نيانجامد؛ تا هركس جزاي عمل خود ستاند چون عقوبت و ثواب، ديگري را خواهد بود، مقصود حال نمي شود