Friday, May 16, 2025

قدرت کردگار می‌ بینم شاه نعمت الله ولی

 


قدرت کردگار می‌ بینم

حالت روزگار می‌ بینم

حکم امسال صورت دگر است

نه چو پیرار و پار می‌ بینم

از نجوم این سخن نمی‌ گویم

بلکه از کردگار می‌ بینم

غین در دال چون گذشت از سال

بوالعجب کار و بار می‌ بینم

در خراسان و مصر و شام و عراق

فتنه و کارزار می‌ بینم

گرد آیینه ضمیر جهان

گرد و زنگ و غبار می‌بینم

همه را حال می‌شود دیگر

گر یکی در هزار می‌بینم

ظلمت ظلم ظالمان دیار

غصهٔ درد یار می‌بینم

قصهٔ بس غریب می‌شنوم

بی‌حد و بی‌شمار می‌بینم

جنگ و آشوب و فتنه و بیداد

از یمین و یسار می‌بینم

غارت و قتل و لشکر بسیار

در میان و کنار می‌بینم

بنده را خواجه‌وَش همی‌یابم

خواجه را بنده‌وار می‌بینم

بس فرومایگان بی‌حاصل

عامل و خواندگار می‌بینم

هرکه او پار یار بود امسال

خاطرش زیر بار می‌بینم

مذهب و دین ضعیف می‌یابم

مبتدع افتخار می‌بینم

سکهٔ نو زنند بر رخ زر

درهمش کم‌عیار می‌بینم

دوستان عزیز هر قومی

گشته غمخوار و خوار می‌بینم

هر یک از حاکمان هفت اقلیم

دیگری را دچار می‌بینم

نصب و عزل تبکچی و عمال

هر یکی را دوبار می‌بینم

ماه را روسیاه می‌یابم

مهر را دل‌فگار می‌بینم

ترک و تاجیک را به همدیگر

خصمی و گیر و دار می‌بینم

تاجر از دست دزد بی‌همراه

مانده در رهگذار می‌بینم

مکر و تزویر و حیله در هرجا

از صغار و کبار می‌بینم

حال هندو خراب می‌یابم

جور ترک و تتار می‌بینم

بقعه خیر سخت گشته خراب

جای جمع شرار می‌بینم

بعض اشجار بوستان جهان

بی‌بهار و ثمار می‌بینم

اندکی امن اگر بود آن روز

در حد کوهسار می‌بینم

همدمی و قناعت و کُنجی

حالیا اختیار می‌بینم

گرچه می‌بینم این همه غم‌ها

شادی‌ای غمگسار می‌بینم

غم مخور زان که من در این تشویش

خرمی وصل یار می‌بینم

بعد امسال و چند سال دگر

عالمی چون نگار می‌بینم

چون زمستان پنجمین بگذشت

ششمش خوش بهار می‌بینم

نایب مهدی آشکار شود

بلکه من آشکار می‌بینم

پادشاهی تمام دانایی

سروری با وقار می‌بینم

هرکجا رو نهد به فضل اله

دشمنش خاکسار می‌بینم

بندگان جناب حضرت او

سر به سر تاجدار می‌بینم

تا چهل سال ای برادر من

دور آن شهریار می‌بینم

دور او چون شود تمام به کار

پسرش یادگار می‌بینم

پادشاه و امام هفت اقلیم

شاه عالی‌تبار می‌بینم

بعد از او خود امام خواهد بود

که جهان را مدار می‌بینم

میم و حا، میم و دال می‌خوانم

نام آن نامدار می‌بینم

صورت و سیرتش چو پیغمبر

علم و حلمش شعار می‌بینم

دین و دنیا از او شود معمور

خلق از او بختیار می‌بینم

ید و بیضا که باد پاینده

باز با ذوالفقار می‌بینم

مهدی وقت و عیسی دوران

هردو را شهسوار می‌بینم

گلشن شرع را همی‌بویم

گل دین را به بار می‌بینم

این جهان را چو مصر می‌نگرم

عدل او را حصار می‌بینم

هفت باشد وزیر سلطانم

همه را کامکار می‌بینم

عاصیان از امام معصومم

خجل و شرمسار می‌بینم

بر کف دست ساقی وحدت

بادهٔ خوشگوار می‌بینم

غازی دوستدار دشمن‌کش

همدم و یار و غار می‌بینم

تیغ آهن‌دلان زنگ زده

کُند و بی‌اعتبار می‌بینم

زینت شرع و رونق اسلام

هر یکی را دو بار می‌بینم

گرک با میش شیر با آهو

در چرا برقرار می‌بینم

گنج کسری و نقد اسکندر

همه بر روی کار می‌بینم

ترک عیار مست می‌نگرم

خصم او در خمار می‌بینم

نعمت الله نشسته در کنجی

از همه بر کنار می‌بینم







*****
*****

 جایگاه این شعر
این قصیده بخشی از دیوان رسمی و معتبر شاه نعمت‌الله ولی است.

برخلاف برداشت‌های رایج در فضای مجازی، نسخهٔ اصیل شعر شامل پیشگویی‌های مشخص دربارهٔ آیندهٔ دور نیست؛ بسیاری از ابیاتی که در شبکه‌ها دست‌به‌دست می‌شود، جعلی و افزوده‌های متأخر هستند.

مضمون اصلی شعر، توصیف آشفتگی‌های اجتماعی زمان شاعر و امید به گشایش الهی است.

 سخن شفیعی کدکنی دربارهٔ جعلیات نسبت داده شده به این شعر
او با صراحت می‌گوید:

«این پیشگویی‌ها هیچ ربطی به شاه نعمت‌الله ولی ندارد.
در نسخه‌های خطی معتبر، چنین ابیاتی نیست.»

او می گوید:

«زبان این ابیات، زبان قرن نهم نیست.
این‌ها ساختهٔ دوره‌های بعد است.»
او تأکید می‌کند که:

شاه نعمت‌الله ولی عارف بود، نه پیشگو
شعر او عرفانی است، نه سیاسی
پیشگویی‌های عجیب، محصول ذوق عامه و سیاست دورهٔ قاجار است
وزن و قافیهٔ ابیات جعلی
واژگان جدید
اشاره به مفاهیم سیاسی دوره‌های بعد
همگی نشان می‌دهد که این ابیات قرن‌ها پس از شاعر ساخته شده‌اند.

*****

 نمونه‌های مشهور ابیات جعلی
این ابیات در فضای مجازی و کتابچه‌های غیرعلمی پخش شده‌اند، اما در دیوان معتبر شاه نعمت‌الله ولی وجود ندارند.

 ۱) ابیات مربوط به پادشاهان قاجار و پهلوی
«چون که صد سال بگذرد از عمر او
پادشاهی دگر شود پیدا»

یا:
«شاهی آید جوان و رعیت‌پرور
ملک ایران شود به کام دلش»

این‌ها کاملاً جعلی هستند، چون:

در نسخه‌های خطی پیش از قاجار وجود ندارند

زبان‌شان زبان قرن ۱۳ و ۱۴ است، نه قرن ۸–۹

هدف‌شان مشروعیت‌بخشی سیاسی بوده

 ۲) ابیات مربوط به انقلاب‌ها و وقایع معاصر
«مردی از نسل پاک پیغمبر
برکند ریشهٔ ستم یکسر»

یا:
«چون سپاهی سیاه برآید از شرق
فتنه‌ها گردد آشکار و پدید»
این‌ها نیز جعلی هستند، زیرا:

در هیچ نسخهٔ خطی ثبت نشده‌اند

ساختار زبانی‌شان جدید است

اشاره به مفاهیم سیاسی مدرن دارند

 ۳) ابیات دارای تاریخ‌گذاری دقیق
«سال دو، سه، دو، سه، فتنه شود
ملک ایران شود دگرگون‌حال»

یا:

«چون هزار و سیصد و اندی شد
فتنه‌ها بر جهان پدید آید»

شاه نعمت‌الله ولی هرگز تاریخ‌گذاری عددی نکرده؛ این‌ها ساختهٔ دورهٔ قاجار و پهلوی‌اند.

 ۴) ابیات با واژگان جدید و غیرقرون‌وسطایی
«توپ و تفنگ و لشکر آهنین
بر سر ملک می‌رسد ناگاه»

واژه‌هایی مثل «توپ»، «تفنگ»، «لشکر آهنین» در زمان شاه نعمت‌الله ولی وجود نداشتند.

 چرا این ابیات جعلی‌اند؟ (تحلیل سبک‌شناسی)
پژوهشگران، از جمله شفیعی کدکنی، چند دلیل قطعی آورده‌اند:

 ۱) نبودن در نسخه‌های خطی معتبر
هیچ نسخهٔ کهن (قرن ۹–۱۰) این ابیات را ندارد.

 ۲) زبان و واژگان جدید
واژه‌ها و ترکیباتی که در قرن ۸–۹ وجود نداشته‌اند.

 ۳) اشاره به وقایع آیندهٔ دور
شاعران عرفانی آن دوره چنین پیشگویی‌هایی نمی‌کردند.

 ۴) اهداف سیاسی
بسیاری از این ابیات در دورهٔ قاجار برای مشروعیت‌بخشی به پادشاهان ساخته شدند.


No comments:

Post a Comment