جنگ از رگ گردن به جمهوری اسلامی نزدیکتر است
در روزهای گذشته، سطح تنشهای آمریکا با جمهوری اسلامی از قالب جنگ سایهای و سیاست «چماق و حلوا» فراتر رفته و به اوج تازهای رسیده است. در طی چند دهه اخیر، هرگز آمریکا و اسرائیل با این صراحت از نابودی ساختاری جمهوری اسلامی سخن نگفتهاند. آنها با استقرار تجهیزات پیشرفته دفاعی و تهاجمی در منطقه و شکل دهی به هماهنگی های استراتژیک بیسابقه، حاضریراق ایستادهاند؛ بنظر نمی رسد این حجم از آرایش و استقرار نیروهای نظامی، صرفاً با هدف بازدارندگی یا پذیرش شروط دیپلماتیک انجام شده باشد.
در حمله نخست، استراتژی آنها درست از آب درنیامد؛ زیرا در عمل مشاهده کردند مکانیسم بقای جمهوری اسلامی با کشورهایی مانند عراق و لیبی تفاوت های بنیادی دارد و این نظام ایدئولوژیک قادر به بازسازی خود است. از سوی دیگر، در جنگ گذشته، رویکرد رهبر جمهوری اسلامی که تهدیدها را بلوف و تبلیغات میخواند نیز درست از آب درنیامد و حکومت بر اساس همین دیدگاه، به شدت غافلگیر شد و ضربات کمرشکن نظامی، هستهای و حتی ضرباتی در سطح کادرهای ارشد رهبری دریافت کرد.
از قدیم و ندیم، دشمن اصلی این نظام مردم ایران بودهاند؛ در واقع، جنگ خارجی همواره پرتابِ تضادهای داخلی به بیرون، در راستای اهداف جاهطلبانه اسلامی بوده است. چرا که این نظام به لحاظ تاریخی، اقتصادی و اجتماعی عقب مانده است و به این قرن تعلق ندارد. هرگونه تعلل در این راستا به ضد خود بدل میشود و با سرعتی غیرقابل تصور، به فروپاشی نظام از درون میانجامد. به همین دلیل، در نزدیک به نیم قرن اخیر هرگز با دورانی مواجه نبودهایم که سران این حاکمیت از شعار نابودی اسرائیل و تبدیل کردن کاخ سفید به حسینیه دست بردارند.
این رژیم تنها در یک مورد نادر از این شعارها«آن هم به لحاظ تاکتیکی»عقبنشینی میکند: زمانی که بقایش در معرض خطر جدی قرار گرفته باشد. چرا که بقای این نظام، به قول رهبرانش، حتی از جان امام زمان نیز واجب تر است؛ همان تاکتیکی که در ادبیات سیاسی و اصطلاح فقهی به آن «حکم اکل میته» میگویند.
همزمان با این رویارویی های جنگی و بحرانهای بیرونی، جمهوری اسلامی استراتژی داخلی خود را بر سرکوب و ایجاد تفرقه در اپوزیسیون بنا کرده است. این نظام در این زمینه کهنه کار و حرفهای است؛ حکومت با مهندسیِ تفرقه و جنگ اطلاعاتی (کارزار دیساینفورمیشن)، بخش بزرگی از اپوزیسیون را به زمین خود آورده است. این طیفها با شعارهایی به ظاهر چپ اما در محتوا عمیقاً راست، مشغول بازی در زمین دشمن مردم ایران هستند و به جای تمرکز بر هدف مشترک، در تقابل با یکدیگر قرار گرفتهاند.
در واقع با بازی خوردن بخش بزرگی از اپوزیسیون، بهخصوص طیفی که «اسلام دموکراتیک» را نمایندگی میکند، پتانسیل اعتراضات مردم در داخل کشور، زیر چتر وحشتی که نظام گسترده، قفل شده است. طیف مقابل نیز در روندی خودبهخودی به دام ملاها افتاده است و انرژی خود را صرف شعارهایی می کند که رژیم برای آنها کف می زند.
به هر حال اظهارات آمریکا و اسراییل در این شرایط حاد جنبه ی صریح عملیاتی دارد. ایران توان مقابلهی جدی در جنگ را ندارد و به دکترین نظامی نامتقارن چشم دوخته است؛ آن هم در زمانی که با ریزش عظیم نیروهای خودی مواجه است و از سوی دیگر، خشمی انفجاری در زیر پوست جامعه در غلیان است که تنها با هدایت یک رهبری مقتدر و جایگزینِ منسجم می توان آن را از این دریای توفانی به ساحل نجات رساند.
سنگ اندازی در مسیر اتحاد با شعارهای به ظاهر مترقی یا عقبمانده، موجب یاس و ناامیدی و ضربه به پتانسیل اعتراضی مردم و خدمت به نظام دیکتاتوری حاکم است.
مهدی یعقوبی(هیچ)
*****
1 - اکل میته چیست؟ در فقه اسلام، «میته» یعنی مردار (گوشت حیوانی که خودبهخود مرده یا ذبح شرعی نشده) و خوردن آن به شدت حرام و ممنوع است.
قاعده اضطرار: اسلام حکم کرده است که اگر کسی در آستانه مرگ از گرسنگی باشد و هیچ غذای دیگری پیدا نکند، برای نجات جان خود مجاز است (و حتی واجب است) به اندازه رفع ضرورت از آن گوشت حرام بخورد. به این وضعیت «قاعده اضطرار» یا «جواز اکل میته» میگویند.

No comments:
Post a Comment