شعری از آن کارسون، شاعر کانادایی، برنده نوبل ادبیات
من دهها شعر از این شاعر کانادایی را خواندم. متاسفانه باب طبع من نبود
این شعر اما کمی متفاوت بود
The Glass Essay
By Anne Carson
I
I can hear little clicks inside my dream.
Night drips its silver tap
down the back.
At 4 A.M. I wake. Thinking
of the man who
left in September.
His name was Law.
My face in the bathroom mirror
has white streaks down it.
I rinse the face and return to bed.
Tomorrow I am going to visit my mother.
در خوابم طنین نرمی میشنوم.
شب، شیرِ نقرهایاش را
پشتِ سرم باز میگذارد.
ساعت چهارِ صبح بیدار میشوم.
به مردی فکر میکنم که
در سپتامبر رفت.
نامش لاو بود.
در آینهٔ حمام،
رگههای سفیدی از صورتم پایین آمدهاند.
صورتم را آب میکشم و به بستر بازمیگردم.
فردا به دیدن مادرم میروم.

No comments:
Post a Comment