Thursday, June 27, 2019

مومنی گفتا بمن دین تو چیست؟



مومنی گفتا بمن دین تو چیست؟
آفریننده ،خداوند تو کیست؟
زاهد و پاک و مسلمان زاده ای
یا که ناپاکی و اهل باده ای
من نگاهی کردمش از روبرو
بر رخ و دندان زرد و زشت او
چهره ای پر کینه و جانی که داشت
نعل اسبی روی پیشانی که داشت


Wednesday, June 26, 2019

سرگذشت فلسفه - افلاطون می‌گويد غاری را تصور كنيد





روی عکس کلیک کنید
 افلاطون می‌گويد غاری را تصور كنيد
كه در انتهای آن افرادی را از ابتدای كودكی به زنجير بسته باشند به نحوی که اين افراد نتوانند سر خود را به عقب برگردانند و پشت سر خود را ببينند.
در پشت سر اين عده، افرادی زندگی می‌كنند و آتشی نيز افروخته‌اند در اثر نور اين آتش تصاويری از رفت و آمد اين افراد و لوازمشان روی ديوار جلوی آن زندانيان در بند افتاده است و سرو صداهای آن مردم نيز در اثر انعكاس در غار از جلوی همان تصاوير نقش بسته بر ديوار به گوش آن زندانيان می‌رسد.

Tuesday, June 25, 2019

پزشک انگلیسی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه


درسال ۱۸۴۴ میلادی یک طبیب انگلیسی به نام ویلیام کارمیک به ایران آمد دفتر طبابت و دواخانه خود را در تبریز بر پا کرد. چیزی نگذشت که او هم مانند بقیه اطباء انگلیسی و به همان روالی که آنها به شاه و دربارنزدیک می شدند، با ناصرالدین شاه خیلی نزدیک شد و به وظایف جاسوسی پرداخت
جوزف دیکسن Joseph Dickson  گخ بعداً لقب اشرافی گرفت یک طبیب دیگر انگلیسی بود که در سال ۱۸۴۸ میلادی به ایران آمد و بطوری به ناصرالدین شاه نزدیک شد که در سفر اول ناصرالدین شاه به اروپا جزو همراهان درآمد و از همان روز اول گزارش های بسیار دقیق از طرز خوردن و خوابیدن و لباس پوشیدن و سایر عادات شخصی شاه برای میزبانانش به انگلیس می فرستاد و این کارب قدری دقیق بود که وقتی ناصرالدین شاه به انگلستان رسید ملکه ویکتوریا می دانست که شاه ایران روزی چند بادیه آب می خورد، چگونه یاد گرفته است قاشق چنگال بدست گیرد. چه میوه هائی را دوست دارد و چطور هسته آلبالو را روی فرش اطاقش تف می کند.
روی عکس کلیک کنید
 

Sunday, June 23, 2019

یک دختر جاسوس با ظاهر پسرانه در حوزه علمیه قم


آیت الله جنتی عضو فقهای شورای نگهبان درمراسم نماز جمعه دانشگاه تهران 
 


Thursday, June 20, 2019

عقاب - داستان کوتاه - مهدی یعقوبی



 از کوره خورشید انگار بارانی از آتش بر سرش می بارید و بادها تنوره کشان بر بالهای خسته اش شلاق . تا دورهای دور حتی تکدرختی پیر و خشکیده هم به چشم نمی خورد و از همه مهیب تر لهیب سوزان تشنگی که رگ و روحش را می سوخت.
احساس می کرد که پاهای بزرگ و نیرومند و منقارهای خمیده اش حتی یارای گرفتن شکاری زخمی را هم ندارد  . فرسوده بود و بی رمق . تونل تاریک مرگ دهانش را بیرحمانه برای بلعیدنش گشوده بود.
همانطور که بال میزد هذیانی گنگ و دوداندود محصورش کرده بود و تنهایی. کسی در ژرفا ژرف وجودش زمزمه میکرد:
- عقاب نماد جسارت است، پرواز کن پرواز
 

برتولت برشت - در دنیا دو نوع دزد وجود دارد


انقلاب 57 از ژیسکار دستن



Wednesday, June 19, 2019

Monday, June 17, 2019

سخنان بزرگان ویلیام براون






رنست ویلیام براون (انگلیسی: Ernest William Brown؛ ۲۹ نوامبر ۱۸۶۶ – ۲۲ ژوئیه ۱۹۳۸) یک دانشمند در زمینه ریاضیات و اخترشناسی اهل ایالات متحده آمریکا بود.

Saturday, June 15, 2019

داستان شانس - مارک تواین



داستان شانس - مارک تواین
ترجمه حسین کارگربهبهانی
ضیافتی به افتخار یکی از سه افسر برجسته ارتش برگزار شده بود. بنابر دلایلی که به زودی آشکار خواهد شد نام واقعی این افسر را ذکر نمی کنم و او را ژنرال لرد آرتور اسکورزبی، وی، سی، کا و غیره و غیره می نامم. مردی که تا آن روز هزاران بار درباره او شنیده بودم، سی سال پیش نامش به دلیل میدان های جنگ کریمه به اوج شهرت رسیده بود در آن ضیافت نشسته بود. خوراکم آنجا شده بود نگاه کردن به این نیمه خدا. در صورتش کنکاش می کردم. آرامش، توداری، جذابیت سیما و صداقت از سر و رویش می بارید. او چشم هایی که سرتاپایش را تحسین می کردند و ستایشی که از اعماق قلب مردم بیرون می آمد را نادیده می گرفت.
کشیشی که سمت چپم نشسته بود مرا می شناخت. او نیمه اول عمرش را در اردوگاه ها گذرانده بود و آموزگار مدرسه نظامی “وول ویچ” بود. در همان لحظه نوری در چشم های کشیش دیدم. به سمت من خم شد و در حالی که به قهرمان جشن اشاره می کرد گفت: او احمقی بیش نیست.

Thursday, June 13, 2019

قحطی بزرگ در ایران و نقش آخوندها در آن از زبان کسروی





شعر - کفر



در نهفت دل تبدیده من
رعدها می غرند
موجهای سرکش
عاصی و شرزه که سر می کوبند

تار و پودم آتش
همه ذرات وجودم شده است
شعله هایی از خشم

من در این گستره سرد سکون
در پس پلک فرو بسته این پنجره ها
مرگ و خاموشی ها
نفسم می گیرد
شعر و موسیقی و نور
عطر هر خاطره ام می میرد

روح من در بند است
دین و ایمانم شد
بر دو دستم زنجیر
و خدا فرموده است
گردن هر مرتد
تیغه های شمشیر

عاصی ام من عاصی
میکشم نعره که از قعر جگر:
جان که بر روی لبم آمده از بند و قفس
پایه مذهبم از وحشت و ترس

Wednesday, June 12, 2019

بدا به حال آدمی كه بخواهد جامعه ای را پيش از آن كه موعد بيدار شدنش فرا رسيده باشد، بيداركند





اين همان حكايت سقراط است كه ويل دورانت در پايان داستانش وقتی او را جام شوكران می دهند و می كشند، می گويد:
 بدا به حال آدمی كه بخواهد جامعه ای را پيش از آن كه موعد بيدار شدنش فرا رسيده باشد، بيداركند.!!؟

Tuesday, June 11, 2019

توهین به عقاید


معبد آناهیتا کنگاور
دومین بنای سنگی عظیم در ایران

مسلمانان می گویند به عقاید ما توهین نکنید.
از حضرت ابراهیم که تبر به گردن بت ها زد
تا پیامبر اسلام که بت ها را در کعبه ویران کرد و ...
 
 روی عکس کلیک کنید