Wednesday, September 09, 2026

این شعر در نامه خودکشی کنار جسد مایاکوفسکی پیدا شد

 

ولادیمیر مایاکوفسکی به همراه لیلیا بریک

 ۱۸۹۳–۱۹۳۰

این شعر در نامه ی خودکشی کنار جسد مایاکوفسکی پیدا شد

     شعری که در یادداشت خودکشی ولادیمیر مایاکوفسکی در آوریل ۱۹۳۰ پیدا شد، در واقع بخشی از یک منظومه‌ی ناتمام او به نام «ساعت از یک گذشته است» بود. او در این یادداشت با جملاتی تاثیرگذار از زندگی خداحافظی کرد و از جمله نوشت که قایق عشق بر صخره روزمرگی شکسته است. 

ساعت از نه گذشته، باید به بستر رفته باشی

راه شیری در جوی نقره روان است در طول شب

شتابیم نیست، با رعد تلگراف

سببی نیست که بیدار یا دل‌ نگرانت کنم

همان‌طور که آنان می‌گویند، پرونده بسته شد

زورق عشق به ملال روزمره در هم شکست

اکنون من و تو خموشانیم

دیگر غم سود و زیان اندوه و درد و جراحت چرا؟

نگاه کن چه سکوتی بر جهان فرو می‌نشیند

شب آسمان را فرو می‌پوشاند

به پاس ستارگان

آدمی بر می‌خیزد تا خطاب کند

اعصار و تاریخ و تمامی خلقت را ...

ولادیمیر مایاکوفسکی


ولادیمیر مایاکوفسکی در نامه‌ای که وصیت نامه‌ی او محسوب می‌شود نوشته؛ برای همه می‌میرم، هیچ کس مقصر نیست و شایعات الکی راه نیندازید، اینجانب مرحوم از شایعه بدم می‌آید، مامان، خواهرانم، رفقایم، مرا ببخشید، این روش خوبی نیست (و آن را به کسی توصیه نمی‌کنم) اما من چاره‌ی دیگری نداشتم.



No comments:

Post a Comment