Saturday, October 24, 2015

حق خود را باید از حلقومشان بیرون کشید




حق خود را باید از حلقومشان بیرون کشید
خط آتش بین خود با دشمنان دون کشید
گرگهای شرزه خونخوار را با خشم سرخ
بی مهابا در میان لجه های خون کشید
خنجری از پشت ، تیری روبرو بر سینه اش
عاشقی مانند تندر نعره ای گلگون کشید :
بر صلیبش عشق را اعماق شبهای سیاه
در دم آخر به لبخندی به لب مجنون کشید
ای بلوچها ، آذری ها ، کردها ، ایرانیان
بانگ آزادی که باید در شب افیون کشید
تا بکی جور و ستم تا کی که زنجیر است و بند
نعره از قعر جگر باید همین اکنون کشید
میهن ما مهد شادی بود و آواز و شراب
وقت آن شد روی لب ها نغمه ای موزون کشید
مرگ یا آزادی ای اهریمنان زشتخو
تیغه شمشیر باید بر سر ملعون کشید

مهدی یعقوبی