نزدیک به ۵٫۰۰۰ نوع خدا توسط بشر پرستش میشه!
اما نگران نباشید، فقط خدا شما حقیقته
! There are almost 5000 gods being worshiped by humanity، But don`t worry Only yours is right
جانم برایتان بگوید, اگر خدا وجود داشت دیگر احتیاجی به کشیش و آخوند و خاخام و مسجد و کلیسا و کنیسه نبود.مظهر پرستش ما محسوس و در دسترس همگی است و میانجی لازم ندارد, حتی از تاریخ هم بی نیاز است مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید, چون آنچه مشکوک است همیشه تبلیغ لازم دارد. اگر مذهب راست میگفت, اینهمه زندان و پاسبان و بیمارستان و تیمارستان و قشون و کینه و جنگهای صلیبی و مذهبی وجود نداشت, زیرا دین و مذهب از ابتدای پیدایش تاکنون جز موجبات بدبختی و تبه روزی مردم را فراهم نساخته و جز دکانداری و آلت خر کردن مردم چیز دیگری نبوده, چه آنکه از پایه و اساس موهوم بود. اساساً تمنای تهذیب آدمی از راه مذهب جز از قبیل تمنای دفع فاسد به افسد نیست. ایمان مذهبی بزرگترین دروغهایی است که بشر برای تبرئه خود قالب زده و گشادترین کلاهی است که بسر خودش گذاشته است. فقط به این وسیله نمایندگان آن به اقتضای زمان در خر کردن مردم و سوار شدن بر گرده آنان کوشیده اند. کدام مذهب است که توانسته باشد پنج دقیقه از شرارت بشر بکاهد؟ برعکس می بینیم همیشه تعصب و خرافات حماقت بشر را برای پیشرفت مقاصد خود دست آویز قرار داده و یک میانجی کشیش یا آخوند لازم دارد که کلاه مردم را به امید بهشت و بیم دوزخ بردارد و به ریششان بخندد
صادق هدایت - توپ مرواری
آنگاه که نوجوان بودم، مرا برهانِ علتِ اول بسی تحتِ تأثیر قرار داد و براثر آن برهان به وجودِ خدا اعتقاد داشتم تا «خودزندگینامۀ جان ¬استوارت میل» را خواندم که درآن می¬گوید: «پدرم مرا گفت که بدان پرسش که چه¬کس مرا آفریده؟ پاسخ نمی¬توان گفت؛ زیراکه آن متضمن آن پرسش باشد که چه¬کس خدا را آفریده؟» این پاسخی است کامل.
برتراند راسل ـ وجود و ماهیت خدا
باید از خدا پرسید چرا دلایل وجودش را اینقدر ضعیف آفریدهاست؟»
برتراند راسل
I don't try to imagine a personal God; it suffices to stand in awe at the structure of the world, insofar as it allows our inadequate senses to appreciate it.”
من سعی نمیکنم خدایی شخصی را تصور کنم؛ همین که در برابر ساختار جهان، تا جایی که به حواس ناکافی ما اجازه میدهد آن را درک کنیم، در حیرت بمانیم، کافی است.
- آلبرت انیشتین
عدهٔ قلیلی از افراد و اجتماعات یافت میشوند که یک معنای واقعی از وجود خدا را در ماورای اوهام دریافتهاند که واقعاً دارای خصایص و مشخصات بسیار عالی و تفکرات عمیق و معقول بوده، و به هیچ وجه قابل قیاس با عقیده عموم نیست.
اما یک عقیده و مذهب ثالث بدون استثناء در بین همه وجود دارد، گر چه با شکل خالص و یک دست، در هیچکدام یافت نمیشود. من آن را احساس مذهبیِ آفرینشِ وجود میدانم. بسیار مشکل است که این احساس را برای کسی که کاملاً فاقد آن است، توضیح دهم. به خصوص که در اینجا دیگر از آن خدایی که به اشکال مختلف تظاهر میکند، بحثی نیست. در این مذهب، فرد کوچکیِ آمال و هدفهای بشر و عظمت و جلالی که در ماورای امور و پدیدهها در طبیعت و افکار تظاهر مینماید، حس میکند. او وجود خود را یک نوع زندان میپندارد، چنانکه میخواهد از قفس تن پرواز کند و تمام هستی را یکباره بعنوان یک حقیقت واحد دریابد. ابتدایِ این مذهب و آثارِ شروع آن، به اوایل شروع تمدن بشری میرسد …
نوابغِ اعصار گذشته، به وسیلهٔ این نوع احساس مذهبی که نه به اصول دین کار دارد و نه با خدایی که به تصور آدمیان درآید، مشخص شدهاند، بطوری که اکنون هیچ کلیسایی وجود ندارد که اصول آموزش آن، متکی بر این عقیده باشد. به این معنی که فقط در بین بدعت گذاران قرون، میتوان بطور صریح، اشخاصی را یافت که مملو از عالیترین احساساتِ این مذهب بوده و در احوال مختلف، مورد احترامِ معاصرینِ خویش قرار گرفتهاند، بی دینان و گاهی بعضی مقدسان، مردانی نظیر دموکریتوس، فرانسیس آسی سی و اسپینوزا-که تقریباً همه شبیه یکدیگرند- از این راه گذشتهاند
به نظر من، این مهمترین وظیفه هنر و علم است که این حس را برانگیزد و آن را در وجودِ کسانی که صلاحیت دارند، زنده نگاه دارد… از طرف دیگر، من تأیید میکنم که این مذهب وجود، یا مذهبِ عالمِ هستی، قویترین و عالیترین محرک تحقیقات و مطالعات علمی بوده است.
کتاب: دنیایی که من میبینم
نویسنده: آلبرت اینشتین
Your God is the best God.
In fact, he’s the only God.
All other Gods are ridiculous, made up rubbish.
Not yours though. Yours is real.
خدای تو بهترین خداست.
در واقع، او تنها خداست.
تمام خدایان دیگر مسخره و ساختهی ذهن هستند.
البته خدای تو نیست. خدای تو واقعی است.
ریکی جرویس
“I am an atheist, out and out. It took me a long time to say it. I've been an atheist for years and years, but somehow I felt it was intellectually unrespectable to say one was an atheist, because it assumed knowledge that one didn't have. Somehow, it was better to say one was a humanist or an agnostic. I finally decided that I'm a creature of emotion as well as of reason. Emotionally, I am an atheist. I don't have the evidence to prove that God doesn't exist, but I so strongly suspect he doesn't that I don't want to waste my time.”
«من کاملاً بیخدا هستم. مدت زیادی طول کشید تا این را بگویم. سالها و سالها بیخدا بودهام، اما به نوعی احساس میکردم که از نظر فکری بیاحترامی به کسی است که بگوید بیخدا است، زیرا دانشی را فرض میکند که فرد ندارد. به نوعی، بهتر بود بگوییم که یک انسانگرا یا ندانمگرا هستم. بالاخره تصمیم گرفتم که من هم موجودی احساسی و هم منطقی هستم. از نظر احساسی، من یک بیخدا هستم. من مدرکی برای اثبات عدم وجود خدا ندارم، اما آنقدر قویاً به وجود نداشتن او مشکوکم که نمیخواهم وقتم را تلف کنم.»
ایزاک آسیموف
هاوکینگ در گفتوگو با نشریه «ال موندو» چاپ اسپانیا تصریح کرده است که پیدایش جهان هستی نتیجه اعجاز و آفرینش به دست یک وجود برتر نیست.
این کیهانشناس نابغه در بخشی از مصاحبه فوق با «ال موندو» گفت: «طبیعی است که پیش از درک دانش به خلق هستی به دست یک خداوندگار باور داشته باشیم. اما اکنون و در این عصر، دانش توضیحی مجابکنندهتر در اختیار ما قرار میدهد.»
خبرنگار «ال موندو» در ادامه باز از نظریه پیشینِ هاوکینگ در کتاب «تاریخچه مختصر زمان» مبنی بر «کمک دانش به درک اندیشه خداوندگار توسط بشر» پرسیده است.
هاوکینگ در پاسخ توضیح داد: «منظور من در آنجا این بود که اگر بر همه چیز عالم شویم، به درک اندیشه خداوند نیز نائل خواهیم آمد، با این قید که اساساً خدایی وجود داشته باشد، که این چنین نیست. من خداناباور هستم.»
هاوکینگ در ادامه افزود: «دین به معجزه باور دارد، اما چنین رخدادهایی با علم ناسازگارند.»
هاوکینگ - طی یک سخنرانی معروف توضیح داده بود که جهان هستی چگونه بدون وجود خدا به وجود آمده است: «خدا پیش از این خلقت مقدس چه میکرده؟ آیا در تدارک دوزخ برای مردمی بوده که چنین پرسشهایی دارند؟»
فیزیکدان نظری بریتانیایی همچنین به «ال موندو» گفت: «به نظر من، ورای دسترس ذهن بشر هیچ بُعدی از واقعیت وجود ندارد.»
استیون هاوکینگ در حاشیه اکران فیلم مستندی درباره زندگی خود گفته بود که حیات پس از مرگ «افسانه» است؛ وی در عین حال زندگی ابدی بشر را از طریق «کپی کردن مغز بر روی رایانه» ممکن دانسته بود.
«ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﺧﺪﺍ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﺧﻠﻖ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻭﺍﺟﺐ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﻭﺍﺟﺒﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﻭﺍﺟﺐ، ﮐﺎﺭ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯼ ﻭ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯼ ﻭ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯼ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﯿﻢ ﺑﻪ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﻢ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻖ ﺍﻣﺮﯼ ﻣﻬﻤﻞ ﺍﺳﺖ
ﭘﺲ ﺧﻠﻘﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﻢ ﺍﻣﺮﯼ ﻣﻬﻤﻞ ﺍﺳﺖ
منسوب به ابن سینا









No comments:
Post a Comment