Monday, August 24, 2026

فروپاشی اقتصادی تنها یک کاتالیزور در راستای انقلاب است - مهدی یعقوبی(هیچ)

 


این یک قاعده و قانون عام در جامعه شناسی سیاسی و تاریخی است که بحران های شدید اقتصادی در مرحله معینی به اعتراض و خیزش گرسنگان منجر خواهد شد. البته وقوع یا عدم شورش فراگیر،یک خطی و مکانیکی نیست و تابع فاکتورهای متعددی است. از اساسی ترین فاکتورها در این شرایط به نقطه تعادل میان شدت خشم عمومی و میزان سرکوب و سازماندهی بستگی دارد و بنظر من این پارامتر  در ایران که رژیم از کمترین مشروعیتی برخوردار نیست. به تار مویی بسته است چرا که بعد از جنایت علیه بشریت در 18 و 19 دی ماه این خشم بطور تصاعدی عمیق تر و توفانی تر شده است. خشم و کینی که در زیر پوست جامعه و در اعماق مانند آتشفشانی گدازان در غلیان است و هر دم آماده انفجار.

***

آمریکا بعد از انهدام توانمندی های نظامی و برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی وارد فاز جدید شده است. اسکات پست وزیر خزانه داری ایالات متحده آن را مرحله نهایی و بزرگ ترین کارزار تهاجم مالی (D-Day) و روز سرنوشت ساز اقتصادی تاریخ علیه تهران لقب داده است تا شریان ها و راه های حیاتی اقتصادی جمهوری اسلامی را قطع کند. او همچنین هشدار داده است کسانی که از خطر مقابله به مثل تهران می‌ترسند، نباید هزینه آزمودن عزم واشنگتن را دست‌کم بگیرند. در واقع این کشورها همان حکومتی را تقویت می کنند که از آن می ترسند.

در مقابل جمهوری اسلامی در برابر این جنگ اقتصادی چنگ و دندان نشان داده است.

تهران به کشورهایی که قصد دارند در اعمال فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران با واشنگتن همراه شوند، هشدار داده است که در این روند مشارکت نکنند و اگر خلاف آن ثابت شود، از نگاه جمهوری اسلامی «دشمن» تلقی خواهند شد.

محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، گفت تهران در برابر اقدام آمریکا «به شکلی زلزله‌وار پاسخ» خواهد داد. او همچنین کشورهای همسایه ایران را تهدید کرد که در صورت همراهی با واشنگتن، منافع آن‌ها نیز ممکن است هدف حملات ایران قرار گیرد.

***

 با  جنگ اقتصادی آمریکا و عبور نرخ دلار در بازار آزاد ایران از مرز ۲۰۰ هزار تومان، حداقل‌های بقا (مانند نان و مسکن) غیرممکن تر شده است و پیامدهای امنیتی جدی برای ملاها ببار آورده است چرا که شکم های گرسنه در دوزخ مرگ و زندگی هراسشان فرو می ریزد و در مقابله با سرکوب چیزی جز زنجیرهایشان را از دست نمی دهند.

رویترز» به نقل از سه مقام ایرانی گزارش داد که رهبری ایران با فشارهای داخلی فزاینده‌ای مواجه است

 نگرانی در میان محافل حکومتی تنها به وخامت اقتصاد محدود نمی‌شود، بلکه احتمال تبدیل فشارهای معیشتی و فروپاشی قدرت خرید به اعتراضات مردمی جدید است؛ آن هم در شرایطی که قدرت خرید مردم کاهش یافته،

داده‌های رسمی نشان‌دهنده گسترش بحران معیشتی است. نرخ تورم سالانه در ایران در ماه ژوئیه به 66 درصد رسید، در حالی که قیمت مصرف‌کننده نسبت به سال گذشته 87.9 درصد افزایش یافت و تورم مواد غذایی به 128 درصد رسید


شکاف در ساختار قدرت

بحران های اقتصادی شکاف در بالای حاکمیت را عمیق تر کرده است. جناح راست سنتی و نظامی امثال محسن رضایی در یک سو و جناح وفاق ملی امثال پزشکیان در آنسو هر کدام ساز خودشان را میزنند و در میان آنها اختلاف نظر جدی وجود دارد اما نباید فراموش کرد که آنها از قدیم و ندیم و بارها گفته اند همگان، چه اصلاح طلب و اصول گرا در یک کشتی در دریای توفانی نشسته اند اگر اتفاقی برایشان بیفتد همه با هم غرق خواهند شد. 

بحران اقتصادی فعلی و دلار ۲۰۰ هزار تومانی، فتیله باروت اعتراضات را کاملاً مرطوب به بنزین کرده است. اگر تحریم‌های جدید راه‌های تنفس اقتصادی ایران را به طور مطلق قطع کند و دولت نتواند بسته‌های حمایتی معیشتی فوری (مانند کالابرگ یا یارانه سنگین) توزیع کند، وقوع جرایق تصادفی (مثل گرانی ناگهانی بنزین یا یک واقعه اجتماعی) می‌تواند به سرعت کشور را وارد موج جدیدی از شورش‌های سراسری کند. 

اما باید توجه داشت که شورش های کور و بدون استراتژی و تاکتیک به همان سرنوشتی دچار خواهند شد که خیزش های گذشته دچار شده اند. این نقل قول را به یاد داشته باشیم:

انقلاب سیبی نیست که پس از رسیدن از درخت بیفتد، بلکه باید آن را وادار به افتادن کرد


فروپاشی یا بحران اقتصادی علت تامه(تنها) دلیل  انقلاب نمی باشد. بلکه اهرمی قدرتمند و محرکی شتاب دهنده در راستای تحولات سیاسی است و در شرایط معینی با انباشت کمیت ها جرقه اقتصادی به آتش انقلاب تبدیل می شود. 

بسیاری از دیکتاتورها در این شرایط جنگ را یک مائده آسمانی میخوانند. چرا که به عنوان سرپوشی بر تضادهای انفجاری عمل می کند و در زیر چتر آن و وطن پرستی های کاذب اعتراضات را بشدت سرکوب می کنند.

بعضی از جامعه شناسان امثال توکویل دیدگاه متفاوتی ارائه میدهند. او می گوید:

انقلاب‌ها دقیقاً زمانی رخ نمی‌دهند که وضعیت در بدترین حالت ممکن قرار دارد.

 برعکس، وقتی یک حکومت فاسد شروع به اصلاحات می‌کند یا بعد از یک دوره رفاه، بحران ناگهانی رخ می‌دهد، تحمل مردم برای نابرابری به‌شدت کم شده و شعله انقلاب روشن می‌شود. 

مانند اصلاحاتی که محمد رضا شاه پهلوی با فشار جیمی کارتر تحت عنوان «فضای باز سیاسی» و رعایت حقوق بشر، به اجرا گذاشت. برکنار کردن امیرعباس هویدا از نخست وزیری و روی کار آوردن جمشید آموزگار با شعار اصلاحات اداری، اجازه فعالیت محتاطانه به برخی احزاب منتقد، انتشار نامه‌های سرگشاده منتقدان و بهبود نسبی شرایط زندانیان سیاسی...... اصلاحاتی که انقلاب 57 را بشدت شتاب داد.

دیکتاتورها چه کلاسیک و چه عمامه دار در برابر یک پارادوکس قرار دارند. اصلاحات مردم را چند قدم به جلو میبرد و سرکوب انبار  باروت خشم مردم را پر می کند.

فروپاشی اقتصادی هر اندازه شدید باشد و طاقت فرسا.موجب سرنگونی یک حکومت نمی شود. فشار اقتصادی پتانسیل نارضایتی ها را افزایش میدهد و تنها یک زمینه یا کاتالیزور است که در فقدان رهبری و جایگزین سیاسی(آلترناتیو) منسجم و بدون سازماندهی سراسری به نتیجه نخواهد رسید بخصوص در سیستم های ایدئولوژیکی نظیر ایران که ساختاری متفاوت با دیکتاتوری های کلاسیک دارند و با حذف فردی فرو نمی پاشند و خود را بسرعت بازسازی می کنند. 

جنگ اقتصادی پایه های رژیم را سست می کند اما برای سقوط به رهبری و قدرتی منسجم و اتحاد میدانی نیاز است که ضربه نهایی را وارد کند.در غیر این صورت فروپاشی اقتصادی صرفا به ضعیف شدن مردم و فرسایش مفرط  منجر خواهد شد.



2 comments:

  1. چت و گفتگو

    چت و گفتگو و مطلب نویسی

    بدون نیاز به ثبت نام و بدون نیاز به ایمیل

    https://iran.ct.ws

    آزادی بیان بدون سانسور

    شعار علیه آخوند و علبه دین اسلام بنویسید.

    ReplyDelete

  2. ترامپ اومد ابروشو درست کنه، زد چشمشم کور کرد

    این جنگ به انقلاب مردم ایران نه تنها کمکی نکرد بلکه باعث سرکوب شدیدتر شد.


    ReplyDelete