Thursday, September 01, 2016

جنگهای پیامبر اسلام



غزوه
غَزوه، به نبردها و سرقت هایی که پیامبر اسلام، خود در آن‌ها حضور داشته‌است وفرماندهی نبرد راعهده داربود، گفته می‌شود
غزوه و غارت کاروانها
پس از هجرت مسلمانان از مکه به مدینه تامین نیازهای اقتصادی حضرت محمد و مسلمانانی که با وی هجرت کرده بودند به حمله و غارت کاروان‌ های مکه وابسته بود. حملات و غارت کاروان های مکه را که حضرت محمد شخصا در آن شرکت داشت را غزوه می گویند.
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
* * *
غزوه يعنی حمله ناگهانی به کاروان يا قبيله ديگر و تصاحب اموال و زنان آنها.ساده ترين شکل تنازع بقا در شبه جزيره عربستان.به محمد خبر رسيد که کاروانی از قريش به سرپرستی عمروبن خضرمی از شام به سوی مکه می رود و امتعه فراوانی دارد . عبدالله بن [عبيداللهه بن ] جحش را به سرکردگی عده ای مهاجر مأمور هجوم به آن کاروان کرد . درجايی نزديک مقام نخله کمين کردند و همين که کاروان بد انجا رسيد بر آن هجوم کردند، سرپرست قافله را کشتند و دو نفر ديگر را اسير کردند و با تمام اموال رهسپار مدينه شدند و اين غزوه در تاريخ اسلام بنام سریه نخله ثبت شد

Sunday, August 21, 2016

سینه زنی و پیاده روی شاه عباس اول از اصفهان برای زیارت مرقد امام رضا تا مشهد




سینه زنی و پیاده روی شاه عباس اول از اصفهان برای زیارت مرقد امام رضا تا مشهد

در زمان شاه عباس از آغاز محرم مراسم ویژه روضه خوانی و عزاداری برگزار می شد و همچنین در دوره فرمانروایی او بود که این رسم اجباری شد. شاه عباس در مراسم عزاداری محرم در ملا عام سر و سینه میزد و به گریه و زاری می پرداخت .
*
*
در گزارش سفیر اسپانیا از شاه عباس به دربار اسپانی آمده است
او خود را سید و از دودمان علی می دانست و به پیامبر و علی علاقه نشان می داد. در هنگام جنگ پیراهنی که روی آن آیاتی از قرآن بود می پوشید.

پی تیرودلاواله جهانگرد اروپایی در سفرش به ایران در زمان شاه عباس ، می نویسد :
دسته های عزاداری معمولا میدان اصفهان را دور می زنند و در برابر کاخ عالی قاپو و مسجد بزرگ که روبروی کاخ شاه است ، اندکی توقف می کنند و پس از آنکه عزاداری پایان یافت پراکنده می شوند

* * *
پیاده روی شاه عباس اول از اصفهان برای زیارت مرقد امام رضا تا مشهد

بایسته های جزا



حـد تازیانه یا رجم یا سوزاندن یا در افکندن از بلندي، انجام عمل بیحسـی حرام است و باید محکوم از مطالبۀ آن منع شود. چرا که در این گونه موارد،از ادلۀ آنها اسـتفاده می شود که شارع به نوع آزار و عذابی که عادتًا از این کیفرها حاصل می شود نظر داشـته و لازم میدانسـته که محکوم به هنگام اجراي حـد، آن را احساس کنـد .

آیت الله شاهرودی - کتاب بایسته های جزا





Tuesday, August 09, 2016

شاه حسین حدود ۱۰۰۰ زن دائم داشت



شاه حسین حدود ۱۰۰۰ نفر از بلاد و اقوام مختلف همسر دائم داشت که در حرمسرایی بسیار مجلل زندگی می‌کردند قوت جنسی دهها خروس :



***
نزدیک به هزار دختر خوبروی سفید و زیبا از هر طایفه و قوم و قبیله، از عرب و عجم و ترک و تاجیک و دیلم، با مراسم عروسی و دامادی، با سرور و دلشادی، و با ساز و کوس و کَورکه و نقاره، و شهر را آیین بستن و چراغان نمودن، به عقد و نکاح خود درآورده، و فرزندان و فرزندزادگانش از ذکور و اناث، و بزرگ و کوچک، به مرز هزار نفر رسیده، و همه به ناز و نعمت پرورده [شده] بودند.
همۀ امور سلطنت و جهانبانیاش موافق نظام و قانونِ حکیمانه، و راست و درست و خوشیانگیز، و مصلحتآمیز بوده، و شهر دلگشای بهشتآسای اصفاهان که پایتخت برگزیده بود، از فرط آبادانی چنان بر ساکنان تنگ شده بود، که جا و مکان خالی̊ نیست و نایاب شده بود. قیمت زمین ساده به ذرعی ده تومان رسیده بود و یافت نمیشد، و از این بیشتر هم خرید و فروش میشد، اما کم .

محمدهاشم آصف، رستم‌التواریخ






اسم خدا نان است



آورده اند که مردی از دیوانه ای پرسید اسم اعظم خدا را می دانی؟
دیوانه گفت: نام اعظم خدا نان است اما این را جایی نمیتوان گفت.
مرد گفت: نادان شرم کن! چگونه اسم اعظم خدا نان است؟
دیوانه گفت: در قحطی نیشابور چهل شبانه روز می گشتم، نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درِ هیچ مسجدی را باز دیدم.
از آنجا بود که فهمیدم نام اعظم خدا و بنیاد دین و مایه ی اتحاد مردم نان است.
مصیبت نامه ی عطار


Sunday, August 07, 2016

شکنجه های مخوف دوران صفوی



یکى از جهانگردان به نام آنژیوللو که شاه اسماعیل را دیده و اطلاعات مشروحى درباره سیرت و شمایل او داده است، در شرحى از کشتار سپاهیان الوند میرزا و زن و مرد و آل و تبار سلطان یعقوب بایندرى، و سیصد تن از درباریان و بسیارى دیگر از خاص و عام تبریزیان، چنین نوشته است:
«گمان ندارم که از عهدِ نرون تا کنون چنین ظلمى به وجود آمده باشد. 
/ ترجمه تاریخ ادبیات ایران، براون، ج 2، ص 49
* * *
* * *
از جملهٔ شکنجه ها، زنده‌خواری دشمنان و استفاده از جمجمهٔ دشمنان به‌عنوان جام بود
تاریخ و جغرافیای گناباد، سلطان حسین تابندهٔ گنابادی، چاپ اول: حقیقت، تهران. ص۲۵۴
* * * 
از دیگر شکنجه‌ها و مجازات‌های دوران صفوی زنده‌زنده کندن پوست مجرمان و مخالفان و پُرکردن پوست آنان با کاه و یا آویزان کردن مخالفان و انداختن آنان جلوی سگ‌های آدمخوار بود.

رفتار مسلمانان با ایرانیان



رفتار مسلمانان با ایرانیان 
بیکند شهری بود از سغد . سغد مرکز تجاری بین المللی در شرق ایران در زمان ساسانیان بود و شهری بسیار زیبا و ثروتمند . اندربیکند» مردی بود که وی را دو دختر با جمال ( زیبا ) داشت . ورقا ابن نصر » فرمانده سپاه اعراب هر دو دختر را از خانه بیرون کشید . مرد ایرانی گفت : در میان این شهر بزرگ چرا دختران مرا میبری ؟ ورقا پاسخی نداد . مرد بجست و کاردی بر وی بزد . ورقا زخمی شد ولی کشته نشد . چون خبر به قتیبه رسید . گفته شد که همه شهر «حرب»( کافر حربی که باید کشته شوند) هستند . در نتیجه شهر به کلی منهدم گشت . مردان قادر به جنگ ، قتل عام گشتند و اموال شهر به تصرف در آمد . سپس کشتار سمرقند و خوارزم شد . بعد از آن گرگان به محاصره «یزید مهلب» در آمد

تاریخ بخارا





غزوه




غزوه
غَزوه، به نبردها و سرقت هایی که پیامبر اسلام، خود در آن‌ها حضور داشته‌است وفرماندهی نبرد راعهده داربود، گفته می‌شود
غزوه و غارت کاروانها
پس از هجرت مسلمانان از مکه به مدینه تامین نیازهای اقتصادی حضرت محمد و مسلمانانی که با وی هجرت کرده بودند به حمله و غارت کاروان‌ های مکه وابسته بود. حملات و غارت کاروان های مکه را که حضرت محمد شخصا در آن شرکت داشت را غزوه می گویند.
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
* * *
* * *

Tuesday, August 02, 2016

برگی از تاریخ اسلام



برپایه نوشتارهای طبری (1)، الواقدی (2)، و ابن هشام (3)، در ماه رمضان سال 627 میلادی، محمد گروهی را به فرماندهی «زید بن حارث» برای رویاروئی با افرادی که در وادی القراء بسر میبردند به آن ناحیه گسیل داشت. زید بن حارث در این محل با افراد طایفه «بنی فزاره» برخورد کرد و در نبردی که بین آنها در گرفت، برخی از سربازان زید بوسیله «بنی فزاره» کشته و برخی از جمله خود زید زخمی شدند و به گونه ای که مسلمانان بدن زخمی شده زید را در بین کشته ها یافتند و آنرا با خود به مدینه بردند. هنگامی که زید به مدینه بازگشت سوگند خورد تا انتقام شکست خود را از «بنی فزاره» نگیرد از انجام روابط جنسی خودداری خواهد کرد. پس از اینکه زخم های زید بن حارثه التیام پذیرفت، محمد او را به فرماندهی نیروئی دوباره برای رویاروئی با بنی فزاره گسیل داشت. زید، این بار با بنی فزاره در وادی القراء روبرو شد و این بار تلفاتی بر آنها وارد آورد و در نبرد پیروز گردید. در این نبرد، «قیس بن المسحر» موفق شد «مصعب بن حکمه» را از پای در آورد، و فاطمه دختر ربیعه، یکی از دختران فاطمه وعبدالله بن مسعده را نیز به اسارت بگیرد...زیبد بن حارث، به قیس بن المسحر دستور داد بنابر سفارش رسول الله، «فاطمه» را، که زنی بسیار سالخورده و همسر مالک بود به قتل برساند و او به وحشیانه ترین وضع ممکن او را کشت. زید و قیس؛ هر یک از پاهای فاطمه را با طنابی به پای یک شتر گره زدند و آنگاه شتر ها را در دو جهت مختلف به حرکت در آوردند، و در نتیجه بدن آن زن فرتوت و سالخورده، به دو شقه تقسیم گردید.آنگاه دختر دیگر فاطمه و عبدالله ابن مسعده را نزد محمد آوردند. دختر فاطمه بانوئی بسیار فرهیخته بود و بین اهل طایفه اش به غایت احترام داشت و چون «سلام بن عمر» او را دستگیر کرده بود، قاعدتا «سبی» (غنیمت) او بود و به او تعلق میگرفت. ولی محمد که از فاطمه خوشش آمده بود، از «سلام» خواست تا او را به وی ببخشد. سلام، ناچار خواست محمد را پذیرفت و او را در اختیار محمد قرار داد.
(1) تاریخ طبری جلد 8 برگهای 96 و 97
(2) الواقدی جلد دو برگهای 564-565
(3) ابن هشام جلد 4 برگهای 617، 618، منبع عربی
منبع: نگاهی نو به اسلام برگ 324 - دکتر مسعود انصاری




زن های پیامبر اسلام



زن های پیامبر اسلام
ابن اسحاق می‌نویسد: پیامبر با سیزده زن خطبه عقد خواند، از این تعداد با دو تن به برگزاری خطبه عقد بسنده کرد و بدون عروسی و زندگی مشترک از هم جدا شدند اما یازده تن را به خانه برد و با آنان زندگی کرد. دو نفر در هنگام حیات او به نام‌های خدیجه دختر خویلد و زینب دختر خزیمه، معروف به‌ام المساکین دیده از جهان فرو بستند. در هنگام رحلت، نه زن به نام‌های سوده، عایشه، حفصه، ام السلمه، ام حبیبه، زینب دختر جحش، جویریه، صفیه و میمونه در خانه او بودند. (در یک زمان بیش از نه زن در خانه پیامبر وجود نداشت
سیره رسول الله، ج2 ص1102-1099

Saturday, July 30, 2016

الله پیش از اسلام



«الله» در زمان پیش از اسلام بخوبی شناخته شده و «ورای خدای یهودیان و مسیحیان، و بعنوان یک خدای بدوی» مورد استفاده بود به طوری که او یکی از خدایان مکه بود.به طور مثال، می‌توان به وجود «الله» در نام عبدالله بن عبدالمطلب (پدر محمد) اشاره کرد. در میان مسیحیان و یکتاپرستان این واژه برای اشاره به خدا به‌کار می‌رفت.
.
آرتور جفری، استاد دانشگاه کلمبیا می‌نویسد:
نام الله، آنطوریکه از خود قرآن نیز گویاست، در زمان قبل از اسلام در میان اعراب شناخته شده بود. باری، هم نام «الله» و هم فرم مؤنث آن «اللة» در میان نامهای خدایان در کتیبه‌های شمال عربستان کمیاب نبودند.
خوان ادواردو کامپو، استاد دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا می‌نویسد:
شواهد تاریخی نشان می‌دهند که الله نام یک خدای بزرگ عربی در میان خدایان دیگر بود؛ مشابه آنچه در بین‌النهرین یافت می‌شد. پرستش او به عنوان خدای یکتا ممکن است قبل از قرن هفتم میلادی آغاز شده‌باشد ولی تنها توسط وحی‌های قرآنی به محمد به عنوان پیامبر اسلام بین ۶۱۰ تا ۶۲۳ بود که یکتاپرستی در میان اعراب بیان واضحی یافت.

خاطره ای از عارف قزوینی



خاطره ای که دارم و هیچ وقت فراموش نمی کنم، این است که؛ روزی بارانی بود. من و پدرم و عارف... نزدیکِ دکان قصابی که رسیدیم، دو سه سگِ باران خورده آنجا بودند. من ناگهان دیدم که «عارف» دست کرد در جیبش و رفت به دکان قصابی، چند لحظه بعد بیرون آمد. مقداری گوشت و چربی خریده بود و گویا فراموش کرده بود که همراهانی هم دارد. نشست و سگ ها را دور خود جمع کرد و گوشت و چربی را یکی یکی در دهان سگ ها می گذاشت و آنها می خوردند و همچنان اشک از گونه های عارف جاری بود"

کتابِ «خاطرات #عارف_قزوینی »

عارف قــزوینی به همراه سگِ خود؛ «ژیــان»، 1311، همدان




ببری خان گربه مقدس ناصرالدین شاه قاجار



ببری خان گربه مقدس ناصرالدین شاه قاجار
شاه ناصری در طول زندگی و حکومت طولانی‌اش به قولی ۸۵ زن داشت و یک گربه ملوس به نام "ببری‌خان". گربه‌ای که از نامش معلوم می‌شود چقدر مورد توجه شاه بوده است. این ببری ‌خان بسیار مقرب شاه بود.
"دختر ناصرالدین شاه، تاج‌السلطنه در خاطرات خود از گربه‌ای روایت می‌کند که همدم و عزیزکرده پدر تاجدارش بوده است. گربه‌ای که محبت کردن به آن به نظر شاه، باعث اختلاف بین زن‌های حرمسرا به جهت حسادت از عشق بیشتر ناصرالدین شاه به یکی از آنها، نمی‌‌شده است!
شاه ناصری در طول زندگی و حکومت طولانی‌اش به قولی ۸۵ زن داشت و یک گربه

Thursday, July 28, 2016

مهمترین نکته اختلاف بین دو فرقه اسلامی!




مهمترین نکته اختلاف بین دو فرقه اسلامی!
فرقه کرامیه و شیخیه دو فرقه از میان صدها فرقه اسلامی است که سالیان دراز همچون اثنی عشر در ایرانزمین پیروان بسیار داشتند. اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید این دو فرقه اسلامی در چه نکته ای با هم اختلاف عقیده داشته اند.
فرقه کرامیه که هم عقیده با اشعریه بودند میگفتند خداوند جسم است و جسم او را حد و نهایت از ماتحت باشد و او از جانب ماتحت خود مماس به عرش است، ولی در این اختلاف داشتند که این ماتحت بر همه عرش قرار دارد و یا بر جزیی از آن. زیرا به عقیده بعضی از آنها، خدا جسم اجسم و سنگینترین همه اجسام است و هیچ مسندی امکان جا دادن همه او را ندارد. فقیه بزرگ این فرقه (ابوبکر ابن اسحاق کرامی) در عهد سلطان محمود غزنوی به حدی قدرت داشت که یکبار در صدد تکفیر و مهدور الدم شناختن ابو سعید ابو الخیرو کلیه پیروان او بر امد و داستان مناظره او با ابو سعید در کتاب اسرار التوحید به تفصیل آمده است.

کتاب پس از 1400 سال جلد 2 - شجاع الدین شفا
صفحه 881






شعری که سبب دوختن دهان فرخی یزدی شد

این مسمط را در دوره زمامداری ضیغم الدوله بر یزد سرود

عید جم شد ای فریدون خو بت ایران پرست
مستبدی خوی ضحاکی است این خو نه ز دست

Wednesday, July 27, 2016

واسحاق محمد معتصم به دختر سردار بزرگ بابک خرمدین تجاوز کرد




خواجه نظام الملک در سیاست نامه گوید: «روزی معتصم بمجلس شراب برخاست و در حجره‌ای شد، زمانی بود، بیرون آمد و شرابی بخورد، باز برخاست و در حجره‌ای دیگر شد و باز بیرون آمد و شرابی بخورد و سه بار در سه حجره شد و در گرمابه شد و غسل بکرد و بر مصلی شد و دو رکعت نماز بکرد و بمجلس بازآمد و گفت قاضی یحیی را که دانی این چه نماز بود؟ گفت: نه. گفت: این نماز شکر نعمتی از نعمت هائی است که خدای عزوجل امروز مرا ارزانی داشت که این سه ساعت پرده بکارت از سه دختر برداشتم که هر سه دختر سه دشمن من بودند: یکی دختر ملک روم و یکی دختر بابک خرمدین و یکی دختر مازیار گبر».

یاقوت در معجم الادبا از حمدون بن اسماعیل روایت کرد:«در مجلس معتصم سه کنیزک بودند، مرا پرسید که: ایشان را می‌شناسی؟ گفتم: نه. گفت: یکی از آن‌ها دختر بابک خرمی و دیگری دختر مازیار و سومی دختر بطریق عموریه است .




آخوندی که باعث کشتن میرزا رضای کرمانی شد



با آنکه پس از کشتن ناصرالدین شاه قاجار مظفرالدین شاه میگفت :
«قصاص و کشتن میرزا تشفی قلب من نیست. من اگر بخواهم انتقام بکشم باید تمام اهل کرمان را از دم تیغ انتقام بگذرانم اما اصرار و پافشاری یک آخوند باعث شد تا او را بکشند .

نقل از تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم الاسلام کرمانی
«از مرحوم شیخ محمد حسن شریعتمدار طهرانی شنیدم که می‌گفت من به اعلیحضرت مظفرالدین شاه گفتم چرا در کشتن میرزا رضا مسامحه دارید و کشتن او را چرا به تاخیر انداختید. مظفرالدین شاه فرمود این شخص قابل کشتن نیست. من جواب دادم اعلیحضرت از حق خود گذشتند و ما رعایا که فرزندان شاه سعید شهید هستیم تا قاتل پدر خود را به دار نبینیم چشممان گریان خواهد بود. مرحوم مظفرالدین شاه فرمود که آیا اینطور کشتن موافق با شرع است و آیا قانون اسلام اجازه می‌دهد که اینطور کسی را به قتل رسانند. چون مقصود مظفرالدین شاه طفره از کشتن بود جناب آقا شیخ محمدرضا مجتهد ملتفت شده با شاه همراهی کرد ولی مرحوم شیخ محمد حسن شریعتمدار یا ملتفت نشده یا به غرضی دیگر اصرار به کشتن میرزا رضا می‌کرد تا شاه متغیر شده رو کرد به اتابک میرزا علی اصغرخان امین‌السلطان و فرمود فردا بدهید سر این پسره را ببرند .



Tuesday, July 26, 2016

این مملکت که رفتست تا فرق سر که در گوه



این مملکت که رفتست تا فرق سر که در گوه
در گند و در کثافت مانند خر که در گوه
در مغز امت ما یک ذره از خرد نیست
ماسیده در خرافات چون گاو نر که در گوه
افکار این خلایق بوی لجن گرفته
جهل و جنون سر و پا خود بیخبر که در گوه
بر روی دوش آنها صدها هزار ملا
با خیل روضه خوانها تا در کمر که در گوه
گمگشته در سیاهی در ظلمت و تباهی
شد پیشه اش گدایی کوی و گذر که در گوه
حس شهامت انگار در روحشان که مرده ست
خوار و ذلیل و بنده زیر و زبر که در گوه
از رشته های زنجیر بر دست و پا که شادند
بیزار از رهایی چون جانور که در گوه
افتاده توی مرداب خود را زده که در خواب
بیند که در خماری قند و شکر که در گوه
ماتحتشان فرو شد آن وعده های رنگین
بنگر کنند شادی شور و شرر که در گوه
هر گرگ شد امامش هورا کشد به نامش
خود را کند غلامش چون کور و کر که در گوه
در قلب شان محبت گویی دگر نماندست
بر ضد هم شب و روز در کف تبر که در گوه
از میهنم از ایران رنگ و نشان ندارند
در هر کران بجویند دّر و گهر که در گوه
آکنده از فسادند در بند اعتیادند
کوه و کمر سراسر دیوار و در که در گوه
بعد از حشیش و تریاک بینند در بهشتند
هر گوشه و کرانه حوری به بر که در گوه
در چنگ مشتی آخوند انسانیت نماندست
شور و سرور و لبخند شعر و هنر که در گوه


جماعت عمامه بر سر




نوشته زیر عکس دستخط ناصرالدین شاه است.
پس از ۱۸ سال سفر وی در سال ۱۸۷۷ به ایران بازگشت و وارد صحنه انقلاب مشروطیت شد و بخاطر نوشتن نامه‌ای انتقاد آمیز با توطئه كامران ميرزا (نايب السطنه) به مدت ۲۰ ماه رهسپار زندان نیز گردید. 
تصویری که مشاهده میکنید مربوط به همین دوران است که وی را برای گرفتن عکس از زندان بیرون آوردند.

حاج سیاح در برگشت از سفر به دور جهان در سفر نامه ی خود نوشت:

«جماعت عمامه به‌سر همه جا را پر کرده‌اند و همه مقامات را صاحب شده‌اند. کسی نمی‌داند کداميک از آنها فهم و سواد دارد و کدام ندارد. همه نام آيت‌الله و حجت‌الاسلام و شيخ و ملا دارند، و کارشان اين است که به اسم شريعت هر چه می‌خواهند بکنند و جلوِ هر چه را که نمی‌خواهند بگيرند. تکفير می‌کنند. معامله بهشت و جهنم می‌کنند. کسی جرئت ندارد بگويد آقا دروغ می‌گويد، زيرا بيرق واشريعتا بلند می‌شود. به آنها ايراد می‌گيری، می‌‌گويند ايراد به مجتهد جايز نيست. تکذيب می‌کنی، مثل اين است که خدا و پيغمبر را تکذيب کرده‌ای. به هيچ آخوند گردن كلفتی نمی‌توان گفت که مجتهد نيست يا عادل نيست، زيرا جمعی قلچماق پشت سرش دارد که هرچه بگويد می‌کنند.

و اما مردم، گرد اندوه بر روی همه نشسته. رنگ‌ها زرد، بدن‌ها لاغر، لباس‌ها کثيف، لب‌ها آويخته، چشم‌ها بر زمين. گويا خرمی و نشاط از اين مملکت بار بسته است و به غير از نوحه و گريه چيزی نمانده است. آنچه از اسلام باقی است زيارت رفتن و نماز جمعه خواندن و نعش‌کشی است » .



Monday, July 25, 2016



شجاع الدین شفا پنج امیرالمومنین به ضرب شمشیر خود مسلمانان کشته شدند نه کفار

در طول 300 سال اول خلافت، 5 امیر المومنین به ضرب شمشیر خود مسلمانان (و نه دشمنان اسلام) کشته شدند ، 5 نفر به دست جانشینان خودشان مسموم شدند ، 2 نفر در بستر خواب، یکی به دست زن و دیگری به دست مادر خود خفه شدند، 2 نفر با توطیه نزدیکانشان در حمام داغ کباب شدند، 3 نفر از افراط در مقاربت و 2 نفر در افراط در باده نوشی و یک نفر از پر خوری مردند.غلامان ترک خلافت یک خلیفه را در یک مجلس همجنس بازی قطعه قطعه کردند و بیضه خلیفه دیگر را آنقدر کوبیدند که مُرد و به دهان خبیفه دیگر آنقدر آب نمک ریختند تا خفه شد، به چشم 3 خلیفه میل کشیدند و کورشان کردند،یک خلیفه در حال گدایی در مسجدی مرد و یک نفر دیگر نبز در حین کبوتر بازی از دنیا رفت .از میان آنهایی هم که به مرگ طبیعی مردند،اجساد چهارده خلیفه اموی به فرمان نخستین خلیفه عباسی از گورهایشان بیرون کشیده شدند و بعد از تازیانه خوردن در آتش سوزانده شدند.
داستان زندگی ای امیر المومنینهای پدر کش و برادر کش و همجنس باز و ابنه ای و میخواره و در حد اعلا دروغگو و توطه گر و فاسد، نه تنها داستان مردان خدا و رهبران مذهبی نیست، بلکه از زشت ترین داستانهای روزمره جهان ما نیز زشت تر و ننگین تر است ...

بر گرفته از کتاب پس از 1400 سال ،جلد اول، اثر جاودانه استاد شجاع الدین شفا ( صفحات 492 و 493)