تا فکر شما که در غل و زنجیر است - آزادی دست و پایتان تزویر است - برخیز و غبار روح خود را بتکان - اندیشه نو شدن همان تغییر است - مهدی یعقوبی (هیچ)
Friday, September 13, 2019
Thursday, September 12, 2019
Wednesday, September 11, 2019
Sunday, September 08, 2019
Friday, September 06, 2019
مینوی خرد
اگر رادمردی کسی را نان دهد، تا آنکس با آن نان سیر است، هر کرفه و کاری که کند مزدش به روان آن رادمرد خواهد رسید.
کتاب مینوی خرد، پرسش دوم
کتاب مینوی خرد، پرسش دوم
پرسيد دانا از مينوى خرد که خرد بهتر است يا هنر يا نيکي؟ مينوى خرد پاسخ داد که خردى که با آن نيکى نيست آن را خرد نبايد شمرد و هنرى که خرد با آن نيست، آن را هنر نبايد شمرد.
پرسید دانا از مینوی خرد که رادی( بخشندگی) بهتر است یا راستی یا سپاسداری یا خرد یا کامل اندیشی یا خرسندی
مینوی خرد پاسخ داد که برای روان، رادی و برای همه جهان، راستی و نسبت به ایزدان، سپاسداری و در تن مرد، خرد و در همه کارها، کامل اندیشی و برای آسایش تن و روان و زدن اهرمن و دیوان، خرسندی بهتر است.
پرسید دانا از مینوی خرد که رادی( بخشندگی) بهتر است یا راستی یا سپاسداری یا خرد یا کامل اندیشی یا خرسندی
مینوی خرد پاسخ داد که برای روان، رادی و برای همه جهان، راستی و نسبت به ایزدان، سپاسداری و در تن مرد، خرد و در همه کارها، کامل اندیشی و برای آسایش تن و روان و زدن اهرمن و دیوان، خرسندی بهتر است.
مینوی خرد، فصل سوم ، برگردان از پهلوی به پارسی از استاد احمد تفضلی
Thursday, September 05, 2019
هزار شعر سپید - مهدی یعقوبی
در گسترای تاریکی
و فراخنای سکوت دره های مه آلود
پرنده ای که به خونش غلتیده بود
آخرین ترانه اش
گلبوته ای سفید شد
بر چکاد کوهساران برفپوش
و فراخنای سکوت دره های مه آلود
پرنده ای که به خونش غلتیده بود
آخرین ترانه اش
گلبوته ای سفید شد
بر چکاد کوهساران برفپوش
23 سال - علی دشتی
بکشید کسانی را که به خدا و روز آخرت ایمان نیاورده و حرام خداوند و پیغمبرش را حرام نمیدانند و همچنین آن دسته از اهل کتاب را که به دین حق ایمان نیاوردهاند، مگر اینکه متعهد شوند با خواری و فروتنی به دست خود جزیه دهند.
آیه ۲۹ توبه
آیه ۲۹ توبه
از مطالعه قرآن به شگفتی می افتیم که اثری از معجزه در آن نیست. بیش از بیست و پنج موضع در قرآن وجود دارد که منکران از محمد معجزه خواسته اند که محمدیاسکوت کرده ویا سرباز زده. نمونه هایی مانند اسری90-95. فرقان آیه 30 حجر6-7 انبیاء3-5 یونس20 تا اینجا جواب محمد این بوده که بگومن بنده ای هستم شبیه شما. و در آیات رعد7 و عنکبوت50 می گوید من فقط بیم دهنده ام. ودر عنکبوت51 سرانجام قرآن را آیت خود می نامد. در آیات 109-111 سوره انعام مشرکان سوگندیاد می کنند اگرمحمد معجزه ای بیاورد ایمان می آورند و خدا جواب میدهد اگرآیت هم نازل کنم شما ایمان نمی آورید و "مردم ایمان نمی آورند مگر خدا بخواهد.ما چشم و دل ایشان را از گرویدن به حق گردانیده ایم" . دلیل ایمان نیاوردنشان این است که خدا نمی خواهد. چنین برمی آید که محمد از آوردن معجزه طفره می رود. این مورد برای اهل کتاب (پیروان سایر ادیان) که درخواست معجزه کردند در آیه 152 سوره نساء نیزبیان شده که اگر میخواستیم هدایتشان میکردیم. در آیه 35 انعام گویا محمد از اینکه معجزه ای ندارد ناراحت است و خدا با بهانه فوق به محمد می گوید"پس تو نادان مباش" در آیه 59 اسری بهانه ای که برای نیاوردن معجزه آورده می شود این است که اگر معجزه آوردیم و ایمان نیاوردند آنها را هلاک می کنیم و چون خداوند نمی خواهد کافران هلاک شود معجزه نمی آورد. این در حالی است که در سوره های مدنی به وفور حکم به قتل و کشتار کافران داده شده است. قابل ذکر است تمام آیاتی که پیرامون بحث معجزه بیان شده مربوط به سوره های مکی است و بعد از آنکه قدرت و برق شمشیر محمد بر سر کفار نازل شد نه در خواستی از معجزه بود و نه توجیهی برای نبود معجزه. سوال مهمی که مطرح می شور این است، آوردن معجزه برای خدایی که در قرآن از داستان های معجزات پیامبران قبل به کرات سخن گفته و آن را ادله روشن برای هدایت ذکر کرده و خود را برای این معجزات ستوده است، چطور چنین قدرتی را به محمد نمی دهد تا بهانه ای برای کفار باقی نماند.
23سال علی دشتی
Wednesday, September 04, 2019
Tuesday, September 03, 2019
Monday, September 02, 2019
ضرطه - داستان کوتاه
ضرطه - داستان کوتاه
در گوشه سلول قاسم سرش را گذاشته بود در کاسه دستانش و مات و مبهوت نگاهش را پرداده بود به میله های آهنی که بر سقف سیمانی تعبیه شده بود . هراسی محو و مبهم در چشمهایش موج می زد . کم حرف بود و روز و شب در رویاهایش پرسه .
هم سلولی اش داریوش که آنسوتر نشسته بود کتابی را که مشغول خواندش بود بست و پتوی سربازی را از روی زانویش کنار. آمد دستش را گذاشت روی شانه اش. قاسم نرمخندی زد و دوباره نگاهش را انداخت به میله های آهنی بر سقف سلول که آسمان آبی از لابلایش پیدا بود.
داریوش گفت:
- زیباس نه
قاسم سرش به علامت تایید تکان داد.
- نگفتی برا چی افتادی هلفدونی، اتهامت چیه
- اگه بگم خنده ات میگیره
در گوشه سلول قاسم سرش را گذاشته بود در کاسه دستانش و مات و مبهوت نگاهش را پرداده بود به میله های آهنی که بر سقف سیمانی تعبیه شده بود . هراسی محو و مبهم در چشمهایش موج می زد . کم حرف بود و روز و شب در رویاهایش پرسه .
هم سلولی اش داریوش که آنسوتر نشسته بود کتابی را که مشغول خواندش بود بست و پتوی سربازی را از روی زانویش کنار. آمد دستش را گذاشت روی شانه اش. قاسم نرمخندی زد و دوباره نگاهش را انداخت به میله های آهنی بر سقف سلول که آسمان آبی از لابلایش پیدا بود.
داریوش گفت:
- زیباس نه
قاسم سرش به علامت تایید تکان داد.
- نگفتی برا چی افتادی هلفدونی، اتهامت چیه
- اگه بگم خنده ات میگیره
Sunday, September 01, 2019
Friday, August 30, 2019
Thursday, August 29, 2019
Wednesday, August 28, 2019
زیر درخت لیل - هوشنگ گلشیری
زیر درخت لیل - هوشنگ گلشیری
درخت عجیبی است لیل. ساقههاش همه به شکل ریشه، رشته رشته، در خاک فرو رفتهاند و گاهی هم چند ریشهی گره خورده مثل کندهای یا تخته سنگی از تنهی آن آویختهاند. برگهاش پهن و گوشت دارند و میوهاش فندق مانند اما به رنگ سرخ جگری است. حتی در اولین دیدار اینتوهم که درخت هم ما را میبیند، آدم را میلرزاند. قبلا هم دیده بودم، ولی تک و توک بود، اما در کیش، در محلهی عربها دو طرف دهکده سیچهل تایی لیل داشت. زمین را برای لوله کشی کنده بودند و ما تا به درختها برسیم مجبور شدیم پنج شش بار از روی کانالهای عمیق بپریم.
چهار نفر بودیم. من و احمد و دو محمدعلی. احمد تاجر است. یکی از محمدعلیها شاعر بود و آن یکی داستان هم مینویسد.
حالا شاعر لیل شده است.
من داستاننویسم، اما اینکه مینویسم دیگر داستان نیست، سفرنامه هم نیست.
شرح دیدار با درخت لیل است، انگار که اگر لیل هم مینوشت که چه شد که ما را دید، همین طورها مینوشت.
ما به دعوت احمد رفته بودیم کیش. دو روز هم خریدی کردیم. بیشتر خردهریز بود: چند جفت جوراب و یکی دو شلوار لی و مثلا دو سه پیرهن و چند نوع اسباب بزک زنانه. خریدمان هم تا ظهر روز دوم تمام شد، عصر روز دوم رفتیم محلهی عربها. کنار ساحل در انبوه پوستههای بازمانده از غواصها چند پوستهی بزرگ صدف پیدا کردیم و یکی دو تا حلزون که از یکیش، وقتی به گوشمان میگذاشتیم، صدای دریا میشنیدیم.
Tuesday, August 27, 2019
نامه ای عاشقانه از بتهوون
روی عکس کلیک کنید
يكي از مشهورترين و اسرارآميزترين آهنگ سازان تاريخ در سن 57 سالگي در گذشت و رازي بزرگ را با خود به جهان ديگر برد. پس از مرگ وي نامه اي عاشقانه در وسايلش پيدا شد. اين نامه خطاب به زني ناشناس نوشته شده است كه بتهوون او را تنها با لقب "محبوب ابدي" خطاب كرده است.
شايد جهانيان هرگز نتوانند اين زن اسرارآميز را بشناسند يا موقعيت و شرايط رابطه عاشقانه اين زن و بتهوون را دريابند.
شايد جهانيان هرگز نتوانند اين زن اسرارآميز را بشناسند يا موقعيت و شرايط رابطه عاشقانه اين زن و بتهوون را دريابند.
Monday, August 26, 2019
چهارم شهريور چهاردهمين سالگرد خاموشي مهدي اخوان ثالث
شعر او یکی از سرچشمههای زلال شعر امروز است و تاثیر آن بر نسل خودش و نسل بعدی مهم است. اخوان میراث شعر و نظریه نیمایی را با هم تلفیق کرد و نمونهای ایجاد کرد که بدون اینکه از سنت گسسته باشد بدعتی بر جای گذاشت. اخوان مضامین خاص خودش را داشت، مضامینی در سوگ بر آنچه که در دلش وجود داشت - این سوگ گاهی به ایران کهن بر میگشت و گاه به روزگاران گذشته خودش و اصولا سرشار از سوز و حسرت بود- این مضامین شیوه خاص اخوان را پدید آورد به همین دلیل در او هم تاثیری از گذشته میتوانیم ببینیم و هم تاثیر او را در دیگران یعنی در نسل بعدی میتوان مشاهده کرد
نادر نادرپور
نادر نادرپور
اخوان از ادب سنتی خراسان و از قصیده و شعر خراسانی الهام گرفتهاست و آشنایی او با زبان و بیان و ادب سنتی خراسان به حدی زیاد است که این زبان را به راستی از آن خود کردهاست. آقای خویی میافزاید که اخوان دبستان شعر نوی خراسانی را بنیاد گذاشت و دارای یکی از توانمندترین و دورپروازترین خیالهای شاعرانه بود. اسماعیل خویی معتقد است که اخوان همانند نیما از راه واقع گرایی به نمادگرایی میرسد.
اسماعیل خویی
اسماعیل خویی
Saturday, August 24, 2019
Subscribe to:
Posts (Atom)



















