Friday, July 27, 2018

کسي از توپهاي خالي شما نمي ترسد



 ضرب المثل کسي از توپهاي خالي شما نمي ترسد
اين مثل را در جواب تهديدات و توپ و تشرهاي تو خالي اشخاص ايراد مي كند .
آورده اند كه ...
در زمان ناصرالدين شاه قاجار وقتي بلوايي در اصفهان ايجاد شد و چند نفر به قتل رسيدند ، شاه غضبناك گرديد و حاج شيخ محمد تقي مسجد شاهي معروف به آقا نجفي اصفهاني را كه باعث اين آشوب مي دانست به تهران احضار كرد . آقا نجفي كه بيدي نبود كه از اين بادها بلرزد ، از آمدن به تهران سرپيچي نمود در نتيجه شهر اصفهان تعطيل شد .
شاه براي اجراي حكم خودش اصرار داشت و آقا نجفي هم در تصميم خود راسخ بود . بالاخره چند نفر از علماي تهران واسطه شده و قرار گذاشتند تا آقا نجفي به عنوان زيارت مشهد ، به تهران رفته به حضور شاه برسد ، تا هم امر شاه اجرا گردد و هم توهيني به مقام آقا نجفي وارد نشود . به اين ترتيب آقا نجفي با احترام و استقبال براي ملاقات شاه رفت ولي چون از اين ملاقات ناراضي بود و به طور احيار به اين كار تن داده بود يكي از آخوندهاي اصفهان را با خودش در عمارت شمس العماره برد .
در آنجا تا آمدن شاه مشغول مباحثه فقهي شدند . شاه وارد شد و آنها گرم مباحثه بوده و كمترين توجهي به شاه نداشته ، شاه به آنها نزديك شد . ناگهان آقا نجفي سر بلند كرد و با لهجه اصفهاني گفت : شاه ! شماييد ؟ سلام . شاه از اين عمل كه توهين عمدي نسبت به او بود سخت آشفته شد . از قصر خارج شد و در حاليكه با كلمات تند و زننده تهديد مي كرد به اندرون رفت .
غضب شاه ، اتابك و رجال دربار را سخت به وحشت انداخت ، آقا نجفي برخاست ، عصا زنان راه خود را پيش گرفت كه برود . اتابك با رنگ پريده و وحشت زده گفت : چرا اينطور رفتار فرموديد ؟ امروز جان و مال مملكت در دست شماست ممكن است خود شما را هم مجازات خطرناكي بفرمايند . آقا نجفي كه به در خروجي قصر نزديك مي شد و اين كلمات تهديد آميز را مي شنيد ، ناگهان در ، هشتي بزرگ شمس العماره ، چشمش به توپي كه در آنجا كار گذاشته بودند افتاد و با لحن تمسخر آميزي گفت : آقاي صدر اعظم باشي اين چيست ؟ جواب داد كه توپ است و ...
آقاي نجفي سؤالات زيادي كرد و بعد هم عاقبت جلوي آن ايستاد و گفت : آقاي صدر اعظم ، بفرماييد اين توپ در برود و مرا قطعه قطعه كند .
اتابك گفت : اين توپ خالي است ، حالا در نمي رود ، آقا نجفي نگاه تمسخر آميزي به اتابك انداخت و در جواب به تهديدهاي او گفت : برو به شاه بگو كسي از اين توپهاي خالي شما نمي ترسد .