Thursday, October 04, 2018

زندگی اشرافی فرزندان رسول الله از زبان علی شریعتی




اما زندگی دختران رسول الله از سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
 دختران پیامبر صلی الله علیه و سلم بترتیب عبارتند از: زینب ، ورقیة ، وأم کلثوم ، وفاطمة.

"زینب"، پیامبر صلی الله علیه و سلم او را به ازدواج "ابی عاص" در آورد. پس از اینکه ازدواج با مشرکین منع شد، پیامبر صلی الله علیه و سلم او را از همسرش که مشرک بود جدا کرد، ولی بعدا که "ابی العاص" مسلمان شد پیامبر صلی الله علیه و سلم "زینب" را به او برگرداند.

"رقیه"، پیامبر صلی الله علیه و سلم او را به ازدواج "عتبه بن ابی لهب" در آورد.

"ام کلثوم"، که خواهر کوچکتر رقیه میباشد، پیامبر صلی الله علیه و سلم او را به ازدواج "عتیبه بن ابی لهب" در آورد.

ولی هنگامی که خدازند سوره "المسد" (یعنی: تَبَّت یَدا اَبی لَهَب وَ تَبّ) را نازل کرد، ابو لهب و همسرش "ام جمیل" که خداوند او را در قرآن "حمالة الحطب" یعنی "گرد آورنده هیزم" لقب داده است، عصبانی شدند و به پسرانش دستور دادند که دختران پیامبر صلی الله علیه و سلم را طلاق دهند و ابو لهب به پسرانش گفت که: "سر من بر سر شما دو تا حرام میباشد اگر دختران محمد را طلاق ندهید"، پس پسرانش دختران پیامبر صلی الله علیه و سلم را طلاق دادند، واین طلاق مدت زمان کمی پس از عقد کردن بود و هنوز بین آنها آمیزشی رخ نداده بود. 
(مراجعه به کتاب "الاستیعاب فی معرفة الأصحاب" (ص 594).

سپس "عثمان بن عفان" با رقیه در مکه ازدواج کرد و با او به حبشه مهاجرت کرد و در حبشه به پسری موهوب شد و نام او را "عبد الله" گذاشت و از آن پس کنیه عثمان "ابو عبد الله" شد.

و در جنگ بدر، از آنجاییکه "رقیة" مرض "حصبة" داشت و بیمار بود، پیامبر صلی الله علیه و سلم عثمان را که نیت جهاد داشت امر کرد که نزد همسرش "رقیة" بماند، ولی "رقیة" سر انجام بعلت این بیماری وفات کرد.

سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم دخترش " ام کلثوم" را به ازدواج عثمان رضی الله عنه در آورد، و این ازدواج در ماه ربیع الاول سال سوم هجری بود، ولی فرزندی از او نصیبش نشد تا اینکه سرانجام در سال نهم هجری درگذشت، و از آنجاییکه عثمان با دو تا از دختران پیامبر صلی الله علیه و سلم یکی پس از دیگری ازدواج کرد، به او "ذی النورین" یعنی: "صاحب دو نور" میگویند.

اما در مورد این مسئله که چرا پسران ابو لهب که دشمن خدا بود با دختران پیامبر که رسول لله بود ازدواج کردند به این علت بود که در در اوائل اسلام ازدواج مسلمان با کافر هنوز جائز بود و منع نشده بود، و نهی آن بعدا نازل شد که خداوند فرمود: "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا جَاءَکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَی الْکُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلا هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ أَنْ تَنْکِحُوهُنَّ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْیَسْأَلوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِکُمْ حُکْمُ اللَّهِ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ" (الممتحنة / 10) یعنی: " ای‌ مؤمنان‌! چون‌ زنان‌ مؤمن‌ مهاجر نزد شما بیایند پس ‌آنان‌ را امتحان‌ کنید، خداوند به‌ ایمان‌ ایشان‌ داناتر است، پس‌ اگر آنان‌ را مؤمن‌ دانستید، آنان‌ را به‌سوی‌ کفار باز نگردانید، نه‌ آن‌ زنان‌ بر آنان‌ حلال‌اند و نه‌ آن‌ مردان‌ بر این‌ زنان‌ حلال، و به‌ آنان‌ آنچه‌ خرج‌ کرده‌اند بدهید، و بر شما گناهی‌ نیست‌ که‌ با ایشان‌ ازدواج‌ کنید چون‌ به‌ ایشان‌ مهرهای‌ ایشان‌ را بدهید و عصمت‌های‌ زنان‌ کافر را نگاه‌ ندارید و آنچه‌ را خرج‌ کرده‌اید طلب‌ کنید و مشرکان‌ هم‌ باید آنچه‌ را که‌ خرج‌ کرده‌اند طلب‌کنند این‌ حکم‌ الهی‌ است‌ که‌ در میان‌ شما حکم‌ می‌کند و الله دانای‌ با حکمت‌ است."

و پس از این آیه مسلمانان زنان کافرشان را طلاق دادند، و همچنین ازدواج با زنان کافر نیز منع شد از آنجاییکه خداوند فرمود: "وَلاَ تَنْکِحُواْ المشرکات حتی یُؤْمِنَّ" (البقرة / 221) یعنی: " و با زنان‌ مشرک‌ ازدواج‌ نکنید، مگر آن‌ که‌ ایمان‌ بیاورند"، باستثنای زنان یهودی و نصرانی که بعدا ازدواج با آنان مباح گردید پس از نزول آیه: "الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حِلٌّ لَکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلا مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ وَمَنْ یَکْفُرْ بِالْأِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ" (المائدة / 5) یعنی: "امروز چیزهای‌ پاکیزه‌ برای‌ شما حلال‌ شده و طعام‌ اهل‌ کتاب‌ برای‌ شما حلال‌ است و عفیف‌ بودن‌، یا آزاد بودن‌ زن‌ مؤمن‌، شرط صحت ‌نکاح‌ نیست‌ بلکه‌ از این‌ ارشاد الهی‌ استحباب‌ برمی‌آید نه‌ وجوب‌ بنابراین‌، نکاح‌ کنیز مسلمان‌ و نکاح‌ زنان‌ غیرپاکدامن‌ نیز برای‌ مسلمان‌ حلال‌ است و زنان‌ پاکدامن‌ از کسانی‌ که‌ پیش‌ از شما به‌ آنان‌ کتاب‌ داده‌ شده به‌ شرط این‌ که‌ مهرهای‌ آنان‌ را به‌ آنان‌ بپردازید و عفت‌ جوینده‌ باشید نه‌ شهوت‌ رانان، و نه‌ آن‌ که‌ زنان‌ را پنهانی‌ دوست‌ خویش‌ بگیرید، وهر کس‌ به‌ ایمان‌ کفر ورزدقطعا عمل وی‌ تباه‌ شده‌ و او در آخرت‌ از زیانکاران ‌است."

پس بطور خلاصه میتوان گفت:

1- در وائل اسلام ازدواج مسلمان با کافر جائز بود.
2- ازدواج دختران پیامبر صلی الله علیه و سلم با پسران دشمن خدا ابو لهب در اوائل اسلام بود که هنوز جائز بود.
3- هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و سلم دعوتش را آشکار کرد ابو لهب عصبانی شد و دشمنیش را آشکار کرد و همراه همسرش به پسرانشان دستور دادند که دختران پیامبر صلی الله علیه و سلم را طلاق دهند.
4- طلاق قبل از آمیزش بود، و این اکرامی بود از طرف خداوند به پیامبرش تا اینکه دخترانش در حالت بکر از ازدواج پسران ابو لهب خارج شوند.
5- در اوائل اسلام، ازدواج مسلمان با کافر یک مسئله شایعی بود، ولی بعدا منع شد باستثنای ازدواج با زنان "اهل کتاب".