Thursday, July 02, 2026

بریدن درختان انگور (تاکستان‌ها) به فرمان توبه شاه طهماسب اول صفوی



 بریدن درختان انگور (تاکستان‌ها) به فرمان توبه شاه طهماسب اول صفوی

که در پی آن، دستور داد تمام مشروب‌ فروشی‌ها، شیره‌خانه‌ها و قمارخانه‌ها را در سراسر قلمرو ایران تعطیل کنند و درختان انگورِ مخصوص تولید شراب را از ریشه درآورند.

شاه طهماسب یکم پس از یک دوره بیماری سخت و پشیمانی از افراط در خوش گذرانی های جوانی، تصمیمی مذهبی و سخت‌گیرانه گرفت که تاریخ اجتماعی ایران دوره صفویه را به شدت تحت تأثیر قرار داد.



 ریشه و جزئیات داستان توبه شاه طهماسب

شاه طهماسب در سنین جوانی به شراب‌خواری و تفریح مداوم مشغول بود. او در سال ۹۴۰ هجری قمری دچار بیماری شدیدی شد که او را تا آستانه مرگ پیش برد. پس از بهبودی، او این اتفاق را نشانه‌ای الهی دانست و تصمیم گرفت مسیر زندگی خود و اداره کشور را تغییر دهد.  

*****

نخستین گزارش تاریخی از این تحول، مطالبی است كه خود شاه طهماسب در تذكره خویش آورده است:

و من در وقتی كه از هرات كوچ كرده به زیارت مشهد مقدس امام رضا علیه السلام می‌رفتم، محمد- صلی الله علیه و اله- را در خواب دیدم كه به من می‌فرمایند كه از مناهی بگذر كه ترا فتوحات خواهد شد. در صبح به احمد بیك وزیر و امرا كه حاضر بودند، این خواب را بیان كردم. بعضی از ایشان گفتند كه از بعضی منهیّات بگذریم و از بعض دیگر مثل شراب كه ضروری سلطنت است نمی‌توان گذشت و هر كس حرفی در این باب می‌فرمود. آخر من گفتم كه، امشب بدین نیّت می‌خوابم، به هر طریق كه می‌نماید، بدان عمل خواهم كرد ... باز همان شب در واقعه دیدم كه در بیرون پنجره پایین حضرت امام ضامن امام رضا- علیه السلام- دست سیادت پناه میر هادی محتسب را گرفته، از شراب و زنا و جمیع مناهی توبه كردم ... صباح در همان موضع، سید مذكور حاضر شد، دستش را گرفته از جمیع مناهی توبه كردم و در سن بیست سالگی این سعادت نصیب شد. این رباعی انشا كردم:

یك چند پی زمرّد سوده شدیم‌

یك چند به یاقوت تر آلوده شدیم

آلودگیی بود به هر رنگ كه بود

شستیم به آب توبه آسوده شدیم 

الحمد لله و المنّه از آن تاریخ كه سعادت میسّر شده، از كل مملكت من فسق و فجور بر طرف شده و روز به روز بتوفیق الله تعالی، فتوحات گوناگون روی نموده، به طریقی كه هرگز در خاطر ما شمّه‌ای از آن نمی‌رسید. 

*****

 در اینجا باید به این نكته توجه داشت كه وی درست در همین سال، حكم شیخ الاسلامی شیخ علی بن عبد العالی كركی (م 940) صادر كرده و تمامی اختیارات را به وی واگذار كرد.  بعید نمی‌ نماید كه این اقدامات تحت تأثیر محقق كركی انجام شده باشد.

روملو نیز در ضمن حوادث سال 939 می‌نویسد:

 و اندر این سال، شاه دین پناه از جمیع مناهی توبه كرد. فرمان همایون شرف نفاذ یافت كه محتسبان آبروی پیاله و جام عقوبت انجام را ریخته، شیشه ناموس ایشان را به سنگ افسون زنند و به نصایح الحقّ مرّ پنبه غفلت از گوش صراحی بكشند. اگر سركشی كند، گردن او را نرم سازند، بلكه به حكم كلّ مسكر حرام، بوزه و بنگ  و هرچه بینند بیندازند. مغنّی بی‌معنی‌گوی را، اگر بی‌قانون شرع آواز

*****


متن و مفاد اصلی فرمان توبه‌ نامه شاه تهماسب (۹۳۹ هجری)

شاه تهماسب پس از توبه خود، دستور داد این فرمان را بر سنگ مزارها و دیوار مساجد جامع شهرهای بزرگ (مانند اصفهان، قزوین، کاشان و شیراز) حک کنند تا همه‌ی مردم آن را ببینند. مفاد اصلی این قطعنامه به شرح زیر است:


 منع مطلق مسکرات: «فرمان مطاع همایون شد که در تمام قلمرو مملکت، احدی از مردم به هیچ وجه گردِ شراب، بنگ، افیون، حشیش و سایر مسکرات نگردد.»

 تعطیلی مراکز فساد: «تمام قمارخانه‌ها، شیره‌خانه‌ها، بوزه‌خانه‌ها (محل فروش آبجو) و بیت‌الطف‌ها (مراکز تن‌فروشی) در سراسر بلاد اسلام فوراً تخریب و پلمب شوند.»

 ممنوعیت ساز و آواز: «مجالس طرب، ساز و سرود، و نواختن آلات موسیقی ممنوع است و کارهای لهو و لعب برچیده شود.»

 لغو مالیات بر حرام (جهت شرعی‌سازی): یکی از مهم‌ترین بخش‌های این فرمان، دستور شاه به بخشش مالیات این مکان‌ها بود: «حق‌الشراب و مالیات قمارخانه‌ها و مراکز ملاهی که سالانه مبالغ هنگفتی به خزانه می‌آورد، از این تاریخ به بعد از دفتراستیفاء (وزارت دارایی) ساقط و بخشیده شد و تحصیل آن حرام مطلق است.»

 تغییر ظاهر و ریش قزلباشان: شاه تهماسب دستور داد نظامیان قزلباش که تا پیش از آن طبق رسوم صوفیانه ریش‌های خود را می‌تراشیدند و سبیل‌های بسیار بلندی می‌گذاشتند، ظاهر خود را تغییر دهند: «تمام ملازمان و غازیان باید سبیل‌های خود را کوتاه کرده و ریش بگذارند تا با شریعت مطابقت داشته باشد.»

بر اساس این فرمان، مصرف هرگونه مسکرات به کل ممنوع شد.

 برای تضمین اجرای این حکم، مأموران حکومتی به دستور شاه مأمور شدند تا نه تنها انبارها و خمره‌های شراب را بشکنند، بلکه بسیاری از درختان انگور و باغ‌هایی را که به طور اختصاصی برای تولید شراب کشت می‌شدند، قطع کنند و از ریشه بسوزانند.


 بریدن درختان انگور آسیب اقتصادی زیادی به باغداران وارد کرد. شاه طهماسب برای جبران این خسارت و ترغیب مردم به همکاری، مالیات باغداران را کاهش داد و عوارض مربوط به اماکن تفریحی (مانند باجِ غنا و ملاهی) را به طور کامل از دفاتر دیوانی حذف کرد.

پس از ممنوعیت شراب‌خواری و تخریب بخشی از تاکستان‌ها، باغداران به سمت تولید فرآورده‌های غیرالکلی انگور مانند کشمش، دوشاب (شیره انگور) و سرکه هدایت شدند.


اسکندر بیگ منشی در این کتاب، شدت عمل مأموران حکومتی و پاک‌سازی شهرها را این‌گونه توصیف کرده است:

شاه دین‌پناه، شاه طهماسب انار الله برهانه، در اوایل جلوس به توفیق مَلِکِ علام، از مناهی و ملاهی توبه نصوح فرموده، قدم در جاده تقوی و پرهیزکاری نهاد و توبه خود را بر سنگ‌ها نقش کرده، در مساجد جامع دیار اسلام نصب فرمود.

به موجب فرامین مطاعه، داروغه‌ها و محتسبان در بلاد و امصار (شهرها) دست به کار شدند. خمره‌های شراب را که در کارخانه‌های پادشاهی و بیوتات اعیان و عوام بود، مأموران به کوچه و بازار آورده، شکستند؛ چندان که جوی‌های باریک در بعضی شهرهای بزرگ از اسید و شراب روان شد. و از آنجا که اساس این کار بر تقوی بود، فرمان صادر شد که باغات و تاکستان‌هایی که انگور آن‌ها مخصوص فشرده شدن در چرخ‌های شراب‌سازی بود، دگرگون سازند و اگر باغی صرفاً برای این کار وقف یا بنا شده بود، تلو و درختان آن را ریشه‌کن کنند تا اساسی برای بازگشت به آن نماند. عامه مردم نیز از بیم سیاست (مجازات) پادشاهی و ملامت محتسبان، دست از آن اعمال شنیع شستند...


 «خلاصة التواریخ» 

قاضی احمد قمی به بخش دوم ماجرا، یعنی بخشش مالیات باغداران به خاطر ضرر بریدن درختان و تعطیلی کارها اشاره می‌کند و متن فرمان مالیاتی را چنین می‌آورد:

«در این سال [۹۴۰ ق] پادشاه اسلام فرمان عالی صادر فرمودند در باب قلع و قمع آثار مناهی. و چون معلوم رأی جهان‌آرا شد که در دفاتر دیوانی، مبلغی گزاف به عنوان مالِ ملاهی و تمغا و عوارضِ باغاتِ مسکرات از رعایا و باغداران گرفته می‌شود و این مال شبهه‌ناک است، پادشاه دین‌پرور از آن مبلغِ کثیر درگذشت.

در فرمان شاهی مسطور گشت: "چون به مقتضای توبه، ابواب مسکرات و مناهی مسدود گشته و درختان تاکی که از آن مسکر حاصل می‌شد در بسیاری ولایات قطع گردیده، رأی شاهانه بر آن قرار گرفت که جهتِ ملاهی را از جمیع دفاتر عمال و مستوفیان ممالک محروسه ساقط و محو سازند و احدی از گماشتگان حق ندارد به واسطه نقصان باغات انگور یا تعطیلی شراب‌خانه‌ها، دیناری از رعیت مطالبه کند تا برکتِ توبه شامل حال مملکت گردد.

*****

ممنوعیت شدید شاه تهماسب نه تنها شراب‌خواری را ریشه‌کن نکرد، بلکه آن را به پدیده‌ای زیرزمینی، گران‌قیمت و البته پرمخاطره تبدیل کرد. مردم، اعیان و حتی خود شاهزادگان با روش‌های بسیار خلاقانه و مهیج این قوانین سخت‌گیرانه را دور می‌زدند.

بر اساس گزارش‌های مورخانی چون اسکندر بیگ منشی و سفرنامه‌های اروپایی، روش‌های مخفیانه مردم به این شرح بود:

 ۱. تبدیل زیرزمین‌ها به میخانه‌های مخفی

ثروتمندان و بزرگان قزلباش در خانه‌های خود زیرزمین‌های عمیقی حفر کرده بودند که به آن‌ها «پنهان‌خانه» می‌گفتند.

 این زیرزمین‌ها را با فرش‌های ضخیم و نمد می‌پوشاندند تا صدای ساز، آواز و قهقهه مستان به گوش محتسبان (پلیس مذهبی) در کوچه نرسد.

 پذیرایی در تاریکی: شراب‌ها در ظرف‌های کوچک سفالی پنهان می‌شد و مهمانان به صورت مخفیانه و تک‌تک، اواخر شب وارد خانه می‌شدند.

 ۲. قاچاق شراب در پوشش روغن و شیره

از آنجا که حمل انگور و خمره‌های بزرگ شراب جرم بود، قاچاقچیان آن زمان شیوه‌های جاسازی جالبی داشتند:

 شراب را در مشک‌های پوستی می‌ریختند و آن‌ها را در میان بارهای بزرگ روغن حیوانی، سرکه یا شیره انگور پنهان می‌کردند تا بوی شراب فاش نشود.

 مأموران حکومتی در دروازه‌های شهر قزوین و اصفهان بارها را بازرسی می‌کردند، اما قاچاقچیان با دادن رشوه‌های کلان (که به آن حق‌السکوت می‌گفتند) بار خود را عبور می‌دادند.

 ۳. پناه بردن به محله‌های اقلیت‌های دینی

مسیحیان (ارامنه) و زرتشتیان بر اساس قوانین شریعت خود، مجاز به داشتن شراب برای مصارف شخصی بودند.

 محله‌های این اقلیت‌ها در اواخر شب به پاتوق مخفی شاهزادگان، شاعران و قزلباش‌ها تبدیل می‌شد.

 آن‌ها به بهانه خرید و فروش یا مهمانی به این محله‌ها می‌رفتند و در خانه‌های ارامنه به باده‌گساری می‌پرداختند. داروغه‌ها نیز معمولاً با گرفتن پول چشمان خود را می‌بستند.

 ۴. شورش و عصیان شاهزادگان در دربار

جالب‌ترین بخش داستان اینجاست که حتی پسران و برادرزادگان خودِ شاه تهماسب هم طاقت این همه زهد را نداشتند:

 اسماعیل میرزا (شاه اسماعیل دوم بعدی): پسر شاه تهماسب، رسماً توبه‌نامه پدر را مسخره می‌کرد. او در اردوی نظامی خود محافل بزرگ شراب‌خواری راه می‌انداخت. شاه تهماسب که از دست پسرش عاصی شده بود، او را به مدت ۲۰ سال در قلعه قهقهه زندانی کرد!

 ابراهیم میرزا (برادرزاده شاه): او که حاکم مشهد بود، به صورت پنهانی بهترین شراب‌ها را از شیراز سفارش می‌داد و در دربار خود مجالس شعر و شراب راه می‌انداخت.

 ۵. اختراع «فُقّاع» یا آبجوی تلخِ بدون الکل نما!

مردم برای فرار از مجازات، نوشیدنی‌های تخمیر شده‌ای از جو یا مویز درست می‌کردند که درصد الکل پایینی داشت و ادعا می‌کردند این شراب نیست، بلکه یک نوشیدنی خنک‌کننده (فقاع یا بوزه) است. با این حال، محتسبان اگر کسی را در حال مستی با همین نوشیدنی‌ها می‌گرفتند، حد شرعی (شلاق) جاری می‌کردند.

 

این تقابل پنهان بین مردم و حکومت نزدیک به نیم قرن ادامه داشت تا اینکه با مرگ شاه تهماسب و روی کار آمدن شاه عباس پایان یافت.

مجازات های شرعی 

۱. حد شرعی (شلاق)

مجازات اصلی و قانونی برای نوشیدن مسکرات، جاری کردن ۸۰ ضربه شلاق (حد شرعی) بود. محتسبان (پلیس مذهبی) در ملاءعام یا در محله‌های شهر، کسانی را که مست بودند یا بوی شراب از دهانشان می‌آمد، دستگیر می‌کردند و حکم شلاق را اجرا می‌کردند.

۲. رسوایی در شهر (تشهیر)

یکی از مجازات‌های رایج در دوره صفوی برای ایجاد ترس در میان مردم، «تشهیر» یا رسوا کردن مجرم در شهر بود.

 مأموران، فرد شراب‌خوار یا شراب‌فروش را وارونه بر روی الاغ یا شتر می‌نشاندند.

 گاهی خمره خالی شراب را بر سر او می‌گذاشتند یا پوست حیوان بر تنش می‌کردند و او را در بازارها و کوچه‌ها می‌گرداندند تا مردم به او خنده و توهین کنند.

 ۳. جریمه‌های مالی سنگین و مصادره اموال

برای قاچاقچیان بزرگ شراب یا کسانی که میخانه‌های مخفی اداره می‌کردند، مجازات بسیار سنگین‌تر بود. حکومت اموال آن‌ها را مصادره می‌کرد، خانه‌هایشان را خراب می‌کرد و جریمه‌های مالی کمرشکنی از آن‌ها می‌گرفت که باعث ورشکستگی کامل فرد می‌شد.

 ۴. اعدام (در صورت تکرار زیاد)

بر اساس فقه شیعه، اگر کسی بار اول، دوم و سوم شراب بنوشد و هر بار حد (شلاق) بر او جاری شود، در مرتبه چهارم مجازات او اعدام است. در تاریخ ثبت شده است که شاه تهماسب در اواخر عمر خود که سخت‌گیری‌اش به اوج رسیده بود، دستور اعدام چند نفر از مأموران درباری را که مخفیانه شراب نوشیده بودند، صادر کرد.

در جواهرالاخبار نوشتۀ بوداق قزوینی منشی  وی آمده است:

وبه شاه (پرهیز از) شامل شرب  شراب، عرق، زنا، لواط  و سایر امور  نامشروعه  بود.»

هر کس هم که انگور میکاشت دستش را قطع میکردند  



No comments:

Post a Comment