تا فکر شما که در غل و زنجیر است - آزادی دست و پایتان تزویر است - برخیز و غبار روح خود را بتکان - اندیشه نو شدن همان تغییر است - مهدی یعقوبی (هیچ)
Monday, April 03, 2017
Friday, March 31, 2017
مقدمه بر رباعیات خیام از صادق هدایت
شاید كمتر كتابى در دنیا مانند مجموعه ترانه هاى خیام تحسین شده، مردود و منفور بوده، تحریف شده، بهتان خورده، محكوم گردیده، حلاجى شده، شهرت عمومى و دنیاگیر پیدا كرده و بالاخره ناشناس مانده.
اگر همه ى كتابهائى كه راجع به خیام و رباعیاتش نوشته شده جمع آورى شود تشكیل كتابخانه ى بزرگى را خواهد داد. ولى كتاب رباعیاتى كه به اسم خیام مفروف است و در دسترس همه مى باشد مجموعه اى است كه عموما از هشتاد الى هزار و دویست رباعى كم و بیش در بر دارد؛ اما همه ى آنها تقریبا جنگ مغلوطى از افكار مختلف را تشكیل مى دهند. حالا اگر یكى از این نسخه هاى رباعیات را از روى تفریح ورق بزنیم و بخوانیم در آن به افكار متضاد، به مضمونهاى گوناگون و به موضوعهاى قدیم و جدید بر مى خوریم؛ بطوریكه اگر یك نفر صد سال عمر كرده باشد و روزى دومرتبه كیش و مسلك و عقیده ى خودرا عوض كرده باشد قادر به گفتن چنین افكارى نخواهد بود. مضمون این رباعیات روى فلسفه و عقاید مختلف است از قبیل: الهى، طبیعى، دهرى، صوفى، خوشبینى، بد بینى، تناسخى، افیونى، بنگى، شهوت پرستى، مادى، مرتاضى، لامذهبى، رندى و قلاشى، خدائى، وافورى ...
آیا ممكن است یك نفر اینهمه مراحل و حالات مختلف را پیموده باشد و بالاخره فیلسوف و ریاضى دان و منجم هم باشد؟ پس تكلیف ما در مقابل این آش درهم جوش (شله قلمكار) چیست؟ اگر بشرح حال خیام در كتب قدما هم رجوع بكنیم بهمین اختلاف نظر بر مى خوریم.
Thursday, March 30, 2017
Monday, February 27, 2017
شراب و آبجو کشف ایرانیان باستان است
نیویورک تایمز : شراب و آبجو کشف ایرانیان باستان است
در سال ۱۹۹۶ میلادی گروهی از باستان شناسان و مردم شناسان امریکایی با نظارت پرفسور “پاتریک مک گاورن” کشف مهمی در بارهی قدمت ساخت شراب در ایران کردند که در بین جامعه ایرانی بازتاب گسترده ای داشت. “مک گاورن” و گروه تحقیقاتیش در تپه حاجی فیروز در ارومیه کنونی، با اولین منبع شراب سازی در ایران که مربوط به ۵۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، یعنی بیش از ۷۰۰۰ سال پیش بود روبرو شدند. همین گروه در محوطه گودین تپه نزدیک همدان نیز کوزههایی را حفاری کردند و پس از بررسی رسوبات آن قدمت ساخت آبجو در این منطقه را ۵۰۰۰ سال پیش تخمین زدند.
Tuesday, February 14, 2017
عقاید خرافی
شاردن در باره عقاید خرافی مناره ته برنجی مسجد سید احمدیان اصفهان در زمان شاه سلیمان صفوی مینویسد:
«… زنان سترون و بانوان تازه شوهر کرده، عقیده عظیمی بدین مسجد دارند و در آن مراسم خرافی بسیار خنده آوری معمول میدارند، به این ترتیب که پدر و مادر زن عقیم، وی را با افسار اسبی که از روی چادر بر سرش تعبیه کردهاند، از خانه به سوی مسجد میآورند. در دست زن سترون، یک جاروی نوین و یک ظرف گلین انباشته از گردو است. وی را با چنین وضعی به بالای مناره ته برنجی هدایت میکنند و او هنگام صعود روی هر پلهای، یک گردو میشکند. مغز آن را در ظرف گذاشته، پوستش را روی پلهها فرو میریزد و موقع پایین آمدن، پلکان را جارو میکند و آن گاه ظرف و جارو را به محراب مسجد میبرد و مغزهای گردو را با کشمش در گوشهی چادر خویش مینهد و بعد راه خانه خود را پیش میگیرد و به مردانی که مواجه میشود و از آن ها خوشش میآید، اندکی از آن گردو و کشمش تعارف میکند و تمنی مینماید که میل فرمایند. ایرانیان عقیده دارند که بدین طریق، سترون شفا مییابد و به زبان خویش آن را گره گشودن شلوار میخوانند .
Sunday, January 22, 2017
حسن صباح و پایبندی او به اسلام
در باره حسن صباح و پایبندی او به اسلام و آموزههای آن همین بس که حمدالله مستوفی در بارهاش مینویسد: «حسن گفت در کار دولت دیدی که چه کردم، اگر توفیق باشد بینی که در دین نیز چه کنم. حسن صباح دعوی زهدی تمام کردی تا به مرتبهای که در مدت سیوپنجسال که او حاکم آن ملک بود، در آن ملک کس شراب نکرد و نخورد و او را دو پسر بود. ایشان را به شراب خوردن و زناکردن منسوب کردند، هر دو را زیر چوب بکشت»
تاریخ گزیده - حمدالله مستوفی، برگ 521
Saturday, January 21, 2017
شاه عباس و ماجراي استعمال قليان
شاه عباس بسیار کوشید تا از استعمال قلیان در بین مردم جلوگیری کند. برای این کار، روزی در مجلسی رسمی دستور داد که به جای تنباکو قلیان مهمانان را با پهن چاق کنند وبرای خوشبو شدن به آن مقداری عود اضافه کنند.زمانی که خدمتکاران قلیانها را آوردند میهمانها مشغول کشیدن قلیان شدند! پشت سر هم بر قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی در عمرشان، قلیانی به آن خوبی نکشیده اند! با هر پک زدن آنها دود و بوی پهنِ اسب فضا را پر می کرد،همه مانده بودند شاه عباس چنین تنباکویی را از کجا تهیه کرده است که دو بوی متفاوت یکی بوی بد پهن حیوانی دارد ودیگری بوی خوب عود می دهد وبه غیر از دود کردن و بوهای ناسازگار هیچ تاثیری هم ندارد.
وقتی شاه عباس دید آنها با چه اشتیاقی به قلیانها پک می زنند رو به آنها کرد و گفت: «سرقلیانها با بهترین تنباکو پر شده است نظر شما چیست؟» بزرگان کشور هم چاره ای جز تملق وچابلوسی ....
Thursday, January 19, 2017
لخت و برهنه طواف کردن زنان و مردان بر گرداگرد کعبه
در دوره جاهلیت زنان و مردان بدون لباس لخت و برهنه دور خانه کعبه طواف می کردند. رسم طواف لخت گرداگرد خانه کعبه تا سال 9 هجری بین تازیها مرسوم بوده و در این سال محمد آنرا منع کرده است. پوشیدن احرام- تعظیم- طواف گرداگرد خانه کعبه- لمس کردن و بوسیدن حجرالاسود- سنگ اندازی به شیطان در وادی منا- سعی بین صفا و مروه- تراشیدن موی سر- قربانی کردن گوسفند- همه از آداب و رسومی هستند که تازیان دشت حجاز پیش از ظهور اسلام انجام می داده و اسلام آنها را با تمام شرایط و تشریفات آن فقط ابقاء کرده است! حتی زمان انجام مراسم حج در حال حاضر نیز همان زمان انجام این رسوم و آداب در زمان جاهلیت بوده است! زیرا در حال حاضر مراسم حج در ماه ذیحجه( دهم ذیحجه) انجام می گیرد و در دوره جاهلیت نیز زیارت خانه کعبه در ماه ذیحجه و همچنین سه ماه ذیقعده- محرم و رجب انجام می گرفته است"!
Saturday, January 07, 2017
در مه - داستان کوتاه
کلت کمری اش را که در کتاب جاسازی کرده بود در آورد و آهسته با سرانگشتانش چرخاند . سپس دستش را گذاشت روی ماشه و به عکس آخوندی که در صفحه اول روزنامه بود نشانه رفت درست وسط پیشانی اش . لبخندی زد .
Wednesday, December 28, 2016
سرکوب خونین شورش های ایرانیان به فرمان امام علی
در گذشته ما تنها تصویری رویایی و دروغین از امامان شیعه که توسط آخوندها ترویج شده است داشته ایم. سیمای واقعی آنها با آنچه که آنها نشان داده اند از زمین تا آسمان تفاوت دارد .
نمونه هایی از سرکوب بیرحمانه امام اول شیعیان را در ایران بخوانید:
* * *
در دوران خلافت علی جنگهای داخلی بین مسلمانان و شورش ایرانیان به راه افتاد. شورش ایرانیان در آخرین سال خلافت علی اتفاق افتاد که توسط سپاهیان ارسالی خلیفه سرکوب شد.
تورج دریایی آورده است که پس از به خلافت رسیدن علی، او عبدالله بن عباس را به حکومت عراق فرستاد. مردم استخر بار دیگر شورش کردند و نیروهای ابن عباس بعد از خونریزی زیاد شورش را فرونشاند.
عبدالحسین زرینکوب در این باره میگوید:
Sunday, December 25, 2016
صحنه کشته شدن شدن علی معتمد در هلند
عکس از برنامه صفحه آخر صدای آمریکا
پلیس هلند این فیلم را بر اساس اطلاعاتی که به دست آورده است بازسازی کرده است . پلیس معتقد است که دو نفر با این BMW ( آبی تیره ) او را تحت تعقیب قرار داده و سپس کشته اند .
علی معتمد با زن و پسر 17 ساله اش در آلمیر هلند زندگی میکرده است .
همکاران علی معتمد می گویند که او مردی سخت کوش و مورد اعتماد بوده است .
در گزارش پلیس آمده است که قاتلان روزها او را تحت نظر داشتند و با همین BMW تعقیبش میکرده اند و بالاخره در روز 15 دسامبر او را از نزدیک مورد هدف قرار می دهند .
پلیس هلند 10 هزار یورو به کسانی که اطلاعاتی که موجب دستگیری قاتلان بشود جایزه میدهد .
دی ماه سال ۱۳۹۲، سایت عصر ایران از قول یک مقام آگاه(امنیتی) نوشت، محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری در آلمان رویت شدهاند .
همچنین رسانه های حکومتی نوشتند :
جنازه محمد رضا صمدی کلاهی، عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی که در آستانه 56 سالگی قرار داشت در آپارتمانی در کشور هلند کشف شده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی بیش از ماهها از مرگ کلاهی گذشته وجنازه او در حالی کشف شده که بخش های زیادی از آن متلاشی شده.
در ویکی پدیا آمده است :
بعد از گذشت یک سال از ترور یک ایرانی در هلند به نام علی معتمد (توسط باندهای مواد مخدر)، کسانی مدعی شدند که فرد مقتول همان محمدرضا کلاهی، مظنون اصلی انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ است. ادعای دروغ و بی اساسی که هرگز پلیس هلند عنوان نکردهاست و در یکسال گذشته نه دولت جمهوری اسلامی و نه سازمان مجاهدین خلق از آن سخنی نگفتند و بر ادعای مزبور صحه نگذاشتند. گفته میشود چون کف پای چپ مقتول یک خال سیاه بوده و در اطلاعیه مقامات امنیتی جمهوری اسلامی بعد از ماجرای ۷ تیر سال ۱۳۶۰، برای یافتن وی همین مسأله (خال سیاه کف پای چپ) عنوان شده، پس مقتول همان محمدرضا کلاهی است!
عزتالله سحابی در مصاحبهای که روزنامه "اعتماد" تهیه کرده بود اما توسط بنیاد نشر آثار آیتالله بهشتی منتشر شد، گفته بود که بازجویان او در زندان تایید کرده بودند که بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی توسط سازمانهای جاسوسی کشورهای خارجی به وقوع پیوسته و محمدرضا کلاهی عامل دستگاههای جاسوسی بوده است.
عزتالله سحابی در مصاحبهای که روزنامه "اعتماد" تهیه کرده بود اما توسط بنیاد نشر آثار آیتالله بهشتی منتشر شد، گفته بود که بازجویان او در زندان تایید کرده بودند که بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی توسط سازمانهای جاسوسی کشورهای خارجی به وقوع پیوسته و محمدرضا کلاهی عامل دستگاههای جاسوسی بوده است.
صفحه آخر صدای آمریکا
یک فعال سیاسی ایرانی مقیم هلند در تحقیقات خود متوجه شده مرد ایرانی که سال گذشته در هلند کشته شد، همان محمدرضا صمدی کلاهی، مظنون اصلی انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ است.
مرتضی صادقی، فعال سیاسی مقیم هلند در گفتوگو با برنامه «صفحه آخر» صدای آمریکا جزئیاتی از قتل یک مرد ۵۶ ساله ایرانی در هلند را بازگو کرد که ابتدا به «مرد ناشناخته» معروف شد و بعدتر او را «علی معتمد» معرفی کردند. اما آقای صادقی به شواهدی دست یافته که نشان می دهد علی معتمد نام دوم محمدرضا صمدی کلاهی است که از سوی مقامات ایران به عنوان متهم اصلی انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی معرفی شده بود.
این ادعا در حالی مطرح شده که همزمان، سید مهدی دزفولی، سردبیر سابق وبسایت امنیتی «شفاف» در ایران که مستندی درباره حزب جمهوری اسلامی ساخته است در فیس بوک مدعی شده که محمدرضا کلاهی صمدی از سوی « نیروهای امنیتی ایران» ترور شده است.
به نوشته این روزنامهنگار اصولگرا، محمود علوی وزیر اطلاعات ایران نیز خبر ترور آقای کلاهی را تایید کرده اما برای جلوگیری از طرح رسانهای «یک عنصر خائن» خبر آن به طور رسمی اعلام نشد.
آقای دزفولی همچنین مدعی است که «کلاهی سالها تحت نظر بود و آخر در تور امنیتی افتاد.»
محمد رضا صمدی کلاهی دانشجوی رشته برق دانشگاه علم و صنعت و عضو سازمان مجاهدین خلق بود که با پیوستن به حزب جمهوری اسلامی به سرعت در این حزب رشد کرد. او پس از انفجار حزب از ایران خارج شد و رسانههای ایران در دهه ۷۰ ادعا کردند که او از سازمان مجاهدین خلق جدا شده است.
مرتضی صادقی، فعال سیاسی مقیم هلند نیز به مهدی فلاحتی میگوید که حضور اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در مراسم خاکسپاری فرد کشته شده در هلند باعث تقویت سوءظن او شده است.
آقای صادقی در جریان گفتوگو با دوستان و اطرافیان این فرد و تعامل با مقامات امنیتی و پلیس هلند به این باور رسیده که فرد کشته شده همان کلاهی است.
یکی از مهمترین دلایل مورد استناد آقای صادقی، وجود خال در کف پای فرد کشته شده است که پیش از این هم به عنوان یکی از مشخصههای محمدرضا کلاهی توسط مقامات امنیتی ایران معرفی شده بود.
مرتضی صادقی میگوید مقامات امنیتی ایران باید پاسخگو باشند که چرا به جای دستگیری متهم اصلی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، اقدام به ترور او کرده و از باز شدن پرونده و افشای جزئیات بیشتر خودداری کردهاند.
دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۱۳۶۰ منفجر شد و سید محمد بهشتی، دبیر کل این حزب و رئیس دیوان عالی کشور به همراه ۷۰ نفر دیگر از جمله چهار وزیر، چند معاون وزیر و ۲۷ نماینده مجلس کشته شدند
Tuesday, December 13, 2016
احمد کسروی در باره مرگ عارف قزوینی
در زمستان ۱۳۰۸ کسروی باز سفری کاری به غرب ایران داشت. در این سفردر همدان بود که کسروی با عارف قزوینی آشنا شد و دوستی دیرپایی با وی یافت. داستان این آشنایی چنین بود که چون عارف در تبعید بود و از دید مالی دچار مشکل، کسروی به همراهانش پیشنهاد کرد تا پولی را برای یاری بدو گردآورند. عارف چون این را شنیده بود برآشفته و به کسروی گلایهکردهبود. کسروی که از بلندطبعی او خشنود شدهبود به دوستی استواری با او پرداخت و تا عارف قزوینی زندهبود این دوستی بیشتر از راه نامهنگاری پایداربود.
احمد کسروی در باره مرگ عارف قزوینی نوشته است :
عارف نقصهايي داشت كه بهانه به دست عيبجويان داده بود ولي در شش سال پيش كه من او را شناختم مردي ديدم آزاده و يكرنگ، غيرتمند و دلير. عارف ارجي به مال و توانگري نميگذاشت و سختي را بر خود هموار كرده منت از كسي نميپذيرفت. هرگز دروغ نميگفت و هيچگاه نادرستي نميكرد. از دورويي سخت بركنار بود و آنچه در دل داشت همان را بر زبان ميراند. هر كه را به نيكي ميشناخت به هواخواهي او برميخواست و هر كه را بد ميدانست دشمني فرو نميگذاشت. آنچه را كه روا شمرده ميكرد از كسي پوشيده نميداشت و آنچه را نيكو باور ميكرد از كسي نكوهش گوش نميداد. اينها خوبيهاي برگزيدهايست كه در كمتر كسي ميتوان سراغ گرفت.
زبان عارف بيدين بود ولي آداب دين همان است كه او داشت. كنون كه عارف مرده اين راز زندگي او را باز نمايم كه در سال آخر كه حال سختي داشت و از غيرتمندي از كسي پول و مساعدت نميپذيرفت يكي پذيراييهاي رادمردانه دوست ما آقاي اقبال همداني و ديگري دستگيريهاي دو همشهري ما آقاي نخجواني و آقاي حيدرزاده بود كه كمكي به زندگاني او ميرسانيد. در پاكي و پيراستگي عارف همان بس كه همكاران او در آن هرج و مرج مشروطه توانگري اندوختند و هر يكي امروز آسايش براي خود دارد ولي عارف با همه تقدمي كه بر ديگران داشت از آن بازار تهي دست در آمد و با آن سختي سالهاي آخر عمر خود را بسر داد.
خدا روان او را شاد گرداناد
احمد كسروی
كاروند كسروي، به كوشش يحيي ذكاء، جيبي، 1352، ص 313
Sunday, December 11, 2016
بر پایه نوشتارهای طبری الواقدی و ابن هشام در
برپایه نوشتارهای طبری (1)، الواقدی (2)، و ابن هشام (3)، در ماه رمضان سال 627 میلادی، محمد گروهی را به فرماندهی «زید بن حارث» برای رویاروئی با افرادی که در وادی القراء بسر میبردند به آن ناحیه گسیل داشت. زید بن حارث در این محل با افراد طایفه «بنی فزاره» برخورد کرد و در نبردی که بین آنها در گرفت، برخی از سربازان زید بوسیله «بنی فزاره» کشته و برخی از جمله خود زید زخمی شدند و به گونه ای که مسلمانان بدن زخمی شده زید را در بین کشته ها یافتند و آنرا با خود به مدینه بردند. هنگامی که زید به مدینه بازگشت سوگند خورد تا انتقام شکست خود را از «بنی فزاره» نگیرد از انجام روابط جنسی خودداری خواهد کرد. پس از اینکه زخم های زید بن حارثه التیام پذیرفت، محمد او را به فرماندهی نیروئی دوباره برای رویاروئی با بنی فزاره گسیل داشت. زید، این بار با بنی فزاره در وادی القراء روبرو شد و این بار تلفاتی بر آنها وارد آورد و در نبرد پیروز گردید. در این نبرد، «قیس بن المسحر» موفق شد «مصعب بن حکمه» را از پای در آورد، و فاطمه دختر ربیعه، یکی از دختران فاطمه وعبدالله بن مسعده را نیز به اسارت بگیرد...زیبد بن حارث، به قیس بن المسحر دستور داد بنابر سفارش رسول الله، «فاطمه» را، که زنی بسیار سالخورده و همسر مالک بود به قتل برساند و او به وحشیانه ترین وضع ممکن او را کشت. زید و قیس؛ هر یک از پاهای فاطمه را با طنابی به پای یک شتر گره زدند و آنگاه شتر ها را در دو جهت مختلف به حرکت در آوردند، و در نتیجه بدن آن زن فرتوت و سالخورده، به دو شقه تقسیم گردید.آنگاه دختر دیگر فاطمه و عبدالله ابن مسعده را نزد محمد آوردند. دختر فاطمه بانوئی بسیار فرهیخته بود و بین اهل طایفه اش به غایت احترام داشت و چون «سلام بن عمر» او را دستگیر کرده بود، قاعدتا «سبی» (غنیمت) او بود و به او تعلق میگرفت. ولی محمد که از فاطمه خوشش آمده بود، از «سلام» خواست تا او را به وی ببخشد. سلام، ناچار خواست محمد را پذیرفت و او را در اختیار محمد قرار داد.
(1) تاریخ طبری جلد 8 برگهای 96 و 97
(2) الواقدی جلد دو برگهای 564-565
(3) ابن هشام جلد 4 برگهای 617، 618، منبع عربی
منبع: نگاهی نو به اسلام برگ 324 - دکتر مسعود انصاری
Wednesday, November 30, 2016
قتل های زنجیره ای در صدر آسلام
قتل های زنجیره ای در صدر آسلام
"عصماء" دختر مروان شاعری آزاده و دلیر بود درصدر اسلام وی بدلیل اشعار انتقادی که در مذمت قتل عام یهودیان و همچنین ترور "ابو عفک" سروده بود. بدستور حضرت محمد " عمیر بن عدی" مامور کشتن "عصماء"شد. "عمیر" شبانه به خانه "عصماء" می رود و او را می کشد و صبح زود خبر کشته شدن "عصماء" را به حضرت محمد می دهد.حضرت محمد می گوید: (ای "عمیر" خدا و رسولش را یاری کردی)
سیره ابن هشام .جلد 2. صفحه 412) .
* * *
* * *
عصماء بنت مروان چگونه ترور شد
در سال دوم هجرت در مدینه٫ عصماء دختر مروان با سروده های انتقادی اش از اسلام موجب رنجش خاطر پیامبر اسلام می شد! عمیر بن عدی از اصحاب محمد که کم بینا بود٬ در دل شب به طرف خانه او رفت و وارد شد. فرزندانش کنار او خفته بودند، یکی از آنها که شیر خوار بود روی سینه او بود. عمیر بن عدی با دستهایش او را لمس کرد و کودک را کنار زد. سپس شمشیرش را در سینه عصماء فرو کرد تا جایی که شمشیر از پشت او بیرون آمد. سپس نماز صبح را با پیامبر در مسجد خواند. پیامبر خدا از او پرسید، دختر مروان را کشتی؟ او گفت آری "آیا گناهی بر من است؟" پیامبر گفت "نه، دو بز نیز بخاطر او به یکدیگر شاخ نخواهند زد". (ارزش این حرفها را ندارد.) نمونه ای از اشعار انتقادی وی:
«به نشیمنگاه بنی مالک٫ عوف و خزرج // ز پی آن روید که نه مرادیست و نه ز مذحج //// بزرگان را همه کشت و هنوز چشم به او دارید؟ // ز گوشت سوخته امید آب دارید؟
Tuesday, November 01, 2016
پیشکش های لایق از غلمان صفت یوسف لقا و حوریان به شاه عباس بزرگ
عالم آرای عباسی نیز دربارهٔ هدایای یوسف خان بیگلربیگی شیروان به شاه عباس بزرگ ، مینویسد :
«پیشکشهای لایق از غلامان غلمان صفت یوسف لقا و حور وشان زلیخا صورت خوش سیما و اسبهای صبا رفتار و اشتران کوه کوهان باربردار و نقود وافره و اجناس و اقمشه و نفایس هر دیار و پوستینهای سمور و روسی گرانبها و تفنگهای قیمتی و امثال ذالک زیاده از احصاء و شمار از نظر اقدس گذرانیدند .
Saturday, October 29, 2016
رکب - داستان کوتاه
قرار بود آقا شب جمعه بیاید برای غبار روبی ضریح امام رضا . یعنی بهترین فرصت برای ترور . این خبر محرمانه را یکی از ماموران اطلاعاتی و دوست صمیمی اش بهش داد . سالها منتظر این فرصت طلایی بود تا زهرش را بریزد و انتقامش را از این سید عمامه بر سر بگیرد .
دوبار وقتی که آقا به زیارت آمده بود در دور و اطراف حضور داشت اما نمی توانست به داخل حرم برود و جریان را از نزدیک ببیند . فقط چند خادم دستچین شده و اطلاعاتی که بصورت موروثی این وظیفه را داشتند به همراه امام جمعه و بادنجان دور قاب چین هایش در صحنه بودند و احدی را راه نمی دادند .
اما این بار وضعیت فرق کرده بود و با پا در میانی از ما بهتران شده بود خادم آنجا . نظر همه را با زبر و زرنگی که داشت بخود جلب کرده بود و بعد از مدت کوتاهی با دادن اطلاعات امنیتی یعنی بمبی در پارکینگ حرم امام رضا که خودش کار گذاشته بود جا پایش را سخت و سفت تر کرد و شد معاون حراست آنجا . اعتماد مسئولین به او به حدی بود که در بعضی از موارد که مقامات دانه درشت حکومتی و ائمه جمعه برای زیارت می آمدند ، او افراد را دستچین میکرد و سر پست های حفاظتی می گذاشت .
مواد انفجاری را از قبل تهیه کرده بود و در نقطه ای امن پنهان .
Friday, October 28, 2016
روز اعلام شیعه اثنی عشری در ایران
روز اعلام شیعه اثنی عشری در ایران:
در 524 سال پیش یعنی در سال 907 ق اسماعیل 14 ساله در روز جمعه وارد مسجد جامع تبریز شد. تا مذهب جدید ایرانیان یعنی شیعه 12 امامی ( اثنی عشری) را اعلام نماید. در این روز اوضاع به شدت تحت کنترل بود . بین هر دو نفر مردم یک قزلباش مسلح گمارده بودتا هر کس را که بین خطبه جهت اعلام مذهب جدید صدای مخالف برآورد را بکشند. شاه ابتدا مولانا اردبیلی را به منبر فرستاد و خود با شمشیر از غلاف کشیده بر پله ای از منبر ایستاد.
وقتی خطبه خوانده شد و مذهب اعلام گردید اکثراً خواستند که حرکت کنند اما قزلباش ها نگذاشتند . قزلباش ها با زور خنجر و شمشیر ها به مردم گفتند هر کس خطبه نگوید کشته می شود. همه از ترس خود گفتند.
سپس شاه اسماعیل 14 ساله فرمانی صادر کرد که مردم در میدان ها زبان به دشنام ابوبکر, عمر و عثمان بگشایند و هر کس در صدد مخالفت برآید بکشند.
ایران در عصر صفوی - راجر سیوری
شاه اسماعيل خطبه به نام دوازده امام شيعه خواند و به اذان و اقامه عبارت اشهد ان علياً ولي الله و حي علي خيرالعمل اضافه نمود و بر خود لقب " ابوالمظفر شاه اسماعيل الهادي الوالي" نهاد
و روي سكهها عبارت لااله الا الله، محمد رسول الله و علي ولي الله ضرب شد و در روي ديگر سكه السلطان العادل الكامل الهادي الوالي شاه اسماعيل بهادر خان ، خلدالله تعالي ملكه و سلطانه و در حاشيه نام چهارده معصوم حك شد
در عالم آراي صفوي آمده است : شاه شمشير بلند كرده ، گفت تبري كنيد... آن دو دانگ به آواز بلند بيش باد و كم مباد گفته و آن چهاردانگ ديدند كه جوانان قزلباش خنجرها و شمشيرها در دست گفته هر كدام نميگوئيد كشته ميشويد، تمام از ترس گفتند
Friday, October 14, 2016
احمد کسروی - سینه و زنجیر زدن جز نشان دژخویی و بیابانی گری نیست
ميبايد از داستان گريه و روضه خوانی نيز جداگانه سخن رانيم. اين نيز زيانهای بسياری را در پی دارد. چنانكه گفتيم نخست از اين راه سودجويی سياسی می کرده اند، به کسی که ستم رسيده مردم دلهاشان سوزد و خواهان و ناخواهان،هواداری کزو نمايند. از اينرو سران شيعه از ستمديدگی حسين بن علی به پيشرفت کار خود می افزوده اند. شعرهايی خواندن و » ميبوده که سالی يكبار و دوبار به آن چيزی که هست در آن زمانها، کار تنها می پرداخته اند. « گريستن در زمان خود امامان بيش از اين سراغ نمی داريم. سپس در تاريخها می بينيم که در زمان خاندان بويه در بغداد روزهای عاشورا تكانی هم در شيعيان پديد می آمده و نمايشی ميرفته. پس از آن يادی در کتابها در اين باره نمی بينيم تا از زمان صفويا ن دوباره آغاز يافته است. ملا حسين کاشفی کتابی درباره نوشته بوده و کسانی در«روضه الشهداء »داستان کربلا بنام نشست ها از آن خوانده مردم را می گريانيده اند و همانا نام از همانجا پيدا شده است. « روضه خوان » گويا نخست نشستهای ساده ای از سوی مردم برپا ميشده. ولی سپس شاه و پيرامونيان او بكار برخاسته اند و توان گفت که در روزهای عاشورا برخی نمايشها از جمله شبيه سازی ميرفته است.
Thursday, October 13, 2016
Subscribe to:
Posts (Atom)



























