تا فکر شما که در غل و زنجیر است - آزادی دست و پایتان تزویر است - برخیز و غبار روح خود را بتکان - اندیشه نو شدن همان تغییر است - مهدی یعقوبی (هیچ)
Saturday, December 31, 2022
سخنانی از ميچيو كاكو که طرز تلقی شما را از جهان و موجودات فرازمینی تغییر خواهد داد
در کهکشان ما ۵۰۰ میلیون ستاره وجود دارد که سیاراتی مانند زمین به دورشان می چرخند و این تعداد خیلی زیاد است ، زمانی که ما به ستارگان آسمان نگاه می کنیم افرادی هم ما را نگاه میکنند
میچیو کاکو
مکتب دیکتاتورها - اینیاتسیو سیلونه
مکتب دیکتاتورها
اولین مسئله ای که می خواهم توجه تان را به آن جلب کنم، گرایش عمومی اصالت دادن به دولت و دولتی کردن هر چه بیش تر امور اجتماعی است؛ گرایشی که به موجب آن، دموکراسی با نیت گسترش خود، خودش را تباه می کند. به نظر من، این سرنوشت محتومی است که دموکراسی به زحمت می تواند خود را از دست آن خلاص کند. در واقع، دموکراسی باید به کمک توده های مردم و تولیدکنندگان و سوداگران بشتابد و مشکلات آن ها را حل کند، و برای این کار مجبور است روز به روز نهادهای اجتماعی تازه ای را به نهادهای قدیمی لیبرالی اضافه کند. نتیجه این که قدرت نهادهای اجتماعی در همه جا رشد می کند و به و ضع و حدی می رسد که دموکراسی سیاسی به هیچ وجه نمی تواند آن را کنترل کند. در نتیجه، چیزی که اصطلاحا "حاکمیت مردم" خوانده می شود، هر چه بیش تر حالت مجازی پیدا می کند. بودجهء کشور چنان ابعاد غول آسایی به خود می گیرد که حتی کارشناسان هم از آن سر در نمی آورند. حاکمیت واقعی به دست بوروکراسی می افتد که ذاتا غیرمسئول و مجهول الهویه است، در حالی که قوه ء مقننه به صورت مجمعی از افراد وراجی در می آید که دربارهء مسایل بی اهمیت جر و بحث می کنند. همگام با انحطاط قوهء مقننه، میانگین تعهد اخلاقی نمایندگان هم طبعا سقوط می کند. نمایندگان مجلس فقط به انتخاب دوبارهء خود فکر می کنند. به خدمت گروه های فشاری در می آیند که این انتخاب دوباره را تسهیل می کنند و برای این کار نیازمند مساعدت دستگاه های اداری می شوند.
Tuesday, December 27, 2022
شش نکته طلایی برای نوشتن
شش نکته طلایی برای نوشتن
کم نیستند افرادی که دوست دارند بنویسند اما نمیدانند از کجا شروع کنند و از که راهنمایی بگیرند. چه کسی بهتر از نویسندههای مشهور میتواند راههایی پیش پای نوقلمها بگذارد؟
هریک از نویسندهها راه و روش مختص خودشان را برای نوشتن دارند، اما در همین وادی هم یکسری اصول ثابت وجود دارد که میتواند به پیشروی بهتر تازهکارها کمک کند.
«هافینگتون پست» در این گزارش شش راهنمایی کوتاه به علاقهمندان به نویسندگی را اینگونه توضیح داده است:
1- رد شدن از سد صفحه خالی
لنگستون هیوز - منم محتاج آزادیم
با ترس یا با ریش گرو گذاشتن
دموکراسی دس نمیاد
نه امروز نه امسال
نه هیچوختِ خدا.
منم مث هر بابای دیگه
حق دارم
که وایسم
رو دوتّا پاهام و
Saturday, December 24, 2022
انواع انقلاب - انقلاب مخملی
از انقلاب مخملی چکسلواکی چه میدانیم؟
اندی کاپسا
آسو
در ۱۷ نوامبر ۱۹۸۹ خیابانهای پراگ مملو از دانشجویان معترض شد. هشت روز قبل، دیوار برلین فرو ریخته بود و به نظر میرسید که موج آزادی از برلین به پایتخت چکسلواکی رسیده است. پلیس کوشید تا تظاهرکنندگان را به عقب براند و آزادیخواهیِ آنان را سرکوب کند اما به نظر میرسید که مردم در برابر وحشیگری حکومت مصونیت یافتهاند؛ قدرتنمایی حکومت تنها مقاومت مردم را برمیانگیخت.
در روزهای بعد شهروندان چکسلواکی از سنین مختلف به دانشجویان پیوستند. در ۲۰ نوامبر، نیم میلیون چک و اسلواک در خیابانهای پراگ بودند و میدان وِنسِسلاس را اشغال کردند. کمونیستها بیرون رانده شدند. در پایان سال ۱۹۸۹، چکسلواکی در آستانهی انتخاب نخستین رئیس جمهور خود از سال ۱۹۴۸ بود.
رویدادهای آن دوران سرنوشتساز به انقلاب مخملی شهرت یافت. هر چند انقلاب مخملی نسبتاً سریع پایان یافت اما تمهید مقدماتش چند دهه طول کشیده بود.
خزان «بهار پراگ»
شیرکو بیکس - زن آزادی آزادی
Monday, December 19, 2022
روزگاري كه وحشت حاكم بود
گناه وقايعنگار فريبخورده
پاوائو پاوليسيج مترجم: اسدالله امرايي
پاوائو پاوليسيچ نويسندهی اهل يوكسلاوي سابق است كه در سال 1946 به دنيا آمده است .اين نويسنده از جمله نويسندگان پركار اروپاي شرقي به شمار ميآيد كه در ژانرهاي مختلف ادبي كار كرده است.
روزگاري كه وحشت حاكم بود، بازداشتهاي دسته جمعي در دستور روز قرار گرفت. شبها اين كار را ميكردند. گروهي با چهرهي پوشيده در ميكوفتند و دستور ميدادند صاحبخانهي خواب آلود لباس بپوشد. بعد هم او را به يكي از زندانهاي كوچك شهر ميبردند كه مثل قارچ در جاي جاي شهر ميروييد. گاهي پاسبانها تمام خانواده را يكجا بازداشت ميكردند و مادر بزرگها و بچهها را هم كه دم اجاق خواب بودند، با خود ميبردند.
پروین اعتصامی: پیرمرد تهیدستی زندگی را در فقر و تنگدستی میگذراند
پروین اعتصامی:
پیرمرد تهیدستی زندگی را در فقر و تنگدستی میگذراند و به سختی برای زن و فرزاندانش قوت و غذایی ناچیز فراهم میساخت.
از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود دهقان مقداری گندم در دامن لباسش ریخت
پیرمرد خوشحال شد و گوشههای دامن را گره زد و به سوی خانه دويد.
در همان حال با پروردگار از مشکلات خود سخن میگفت :
و برای گشایش آنها فرج میطلبید و تکرار میکرد:
ای گشاینده گرههای ناگشوده، عنایتی فرما
و گرهای از گرههای زندگی ما بگشای
پیرمرد در همین حال بود که ناگهان گرهای از گرههای لباسش باز شد و تمامی گندمها به زمین ریخت.
Saturday, December 17, 2022
ای آزادی نوشته مهدی یعقوبی (هیچ)
منیژه از زمانی که از زندان آزاد شد حرکات و سکناتش از زمین تا آسمان تغییر کرده بود و رفتارهای عجیب و غریبی ازش سر میزد. در اتاقش را از داخل قفل و ساعتها در گوشه ای کز میکرد و خودخوری. گهگاه هم بی اختیار می خندید یا می گریید و با سایه اش که در نور لرزان شمع به روی دیوار می افتاد بلند بلند حرف میزد. بعد یکهو خاموش میشد و مثل پرنده ای مغموم سر در زیر بال خودش فرو میبرد. 15 سال بیشتر نداشت.




.jpg)


y.jpg)










