Tuesday, October 11, 2016

تبرائیان




تبرائیان
گشت ارشاد شاه اسماعیل اول

« شاه اسماعیل اول چون بر تخت سلطنت ایران نشست، برای ترویج مذهب شیعه، و برانداختن مذهب تسنن از هیچ گونه ستمکاری و خونریزی خودداری نکرد. با آنکه در آغاز پادشاهی او اکثریت مردم ایران سنی مذهب و از اصول مذهب شیعه بی خبر بودند، امر داد که خطیبان شهادت خاص شیعه، یعنی اشهدان علیا ولی الله وحی علی خیرالعمل را در اذان و اقامه وارد سازند. گروهی از مریدان خود بنام تبرائیان را نیز مامور کرد که در کوچه و بازار بگردند و بآواز بلند خلفای سه گانه و دشمنان علی و دوازده امام و سنی مذهبان را لعن کنند، هر کس که لعن تبرائیان را می شنید ناچار بود که بصدای بلند بگوید: بیش باد و کم مباد، هرگاه در این گفتار تامل و تغافل روا میداشت خونش بی درنگ بدست تبرداران و قورچیان شاه ریخته میشد. »
(تبرائیان جلوی مردم را می‌گرفتند و می‌گفتند بگو از دشمنان علی -«سنی‌ها»- تبرا می‌جوئی و اگر چنین نمی‌گفتند درجا شکم آنها را پاره می‌کردند)
تبرائیان = تبری یعنی دوری جستن، بیزاری به عنف و شدت و فشار و قساوت از عقیده و یا مذهبی بکار میرود.

زندگی شاه عباس اول ؛ نصرالله فلسفی استاد دانشگاه تهران- برگ 

Monday, October 10, 2016

ایرانیان چگونه به زور شمشیر شیعه شدند



نخستين مرحله مهاجرت از جبل عام لبنان به ايران با آمدن شيخ علی کرکی مشهور به محقق کرکی و شاگردان و مريدان "شهيد ثالث" آغاز شد. از جمله شيخ حسين حارثی و پسرش محمد عاملی مشهور به شيخ بهائی. شيخ حسين حارثی از برجسته ترين شاگردان شيخ علی کرکی بود که او را بزرگترين دانشمند شيعه می شناسند. شيخ حسين حارثی سفر نامه ای به توصيه شيخ علی کرکی درباره مهاجرت از جبل عام به ايران نوشت که تنها گزارش مکتوب از ماجرای مهاجرت علمای شيعه از جبل عام لبنان به ايران است. آنها زندگی خود در جبل عامل را زندگی تحت فشار و ستم گزارش کرده اند و مهاجرت از جبل عامل به ايران را مانند هجرت پيامبر از مکه!

شيخ حسين حارثی که زندگی در جبل عامل را زندگی در محاصره ستم گزارش کرده است، درباره مهاجرت به ايران ابتدا و بی آنکه ذکر کند طلا و نقره ای را که همراه داشته از کجا آورده بوده، می نويسد:


Sunday, October 09, 2016

آخوندهای آدمخوار



شاه اسماعیل اول پس از آنکه بر شیبک خان ازبک غلبه کرد و او را کشت (جنازه اش را به میان مومنین و متدینین صوفی انداخت) و به صوفیان گفت هر که سر مرا دوست دارد از گوشت این دشمن بخورد (تازه این صوفیان جزو علمای دینی دربار بودند ونه آن آدمخوران رسمی که چیگیین ها باشند!). خواجه محمود ساغرچی که در آن معرکه حاضر بوده گفته است که پس از فرمان شاه ازدحام صوفیان برای خوردن جسد شیبک خان به جایی رسید که جمعی تیغ کشیدند و (برای خوردن آن جسد) به جان یکدیگر افتادند و آن مردهء به خاک و خون آغشته را مانند لاشه خواران از دست یکدیگر می ربودند و می خوردند


Sunday, October 02, 2016

روحانیت شیعه ستون پنجم انگلیس در ایران


مگردیج در #کتاب اسرار و عوامل سقوط ایران در شرح گزارش لرد ویول , وزیر خارجه انگلستان , در جلسه سری 11 اکتبر 1941 در سفارت انگلیس در تهران ؛ می نویسد:


Sunday, September 18, 2016

آیا میدانید حرم امام رضا بارها در تاخت و تاز اقوام مختلف ویران شد



آیا میدانید حرم امام رضا بارها در تاخت و تازهای اقوام مختلف ویران شد

* * *

حرم امام هشتم شیعیان امام رضا در طول تاریخ بارها مورد حمله و هجوم اقوام مختلف قرار گرفت و ویران شد ولی هر بار به دستور پادشاهان دوباره تزیین و مرمت شد .
امامی که در زمان زنده بودن نتوانست انگور زهرآلود را تشخیص دهد و حتی جان خود را نجات دهد طبعا بعد از مرگ هم کاری از دستش در برابر تاخت و تازها و لشکرکشی ها بر نمی آمد .
این مردم ایران هستند که بر اثر افکار مسموم کرامات و معجزات از آستان این امام انتظار دارند .

سالانه 300 میلیون طبق آمار دولتی به زیارت حرم امام رضا می روند.

 زنده ياد احمد كسروی در كتاب ارزنده خود بخوانيد و داوري كنيد در اينباره مينويسد:

 

Saturday, September 10, 2016

فتوای قتل ایرج میرزا توسط آیت الله های مرتجع



فتوای قتل ایرج میرزا توسط آیت الله های مرتجع
پس از انتشار عارف نامه ، ٢ نَفَر از آيت الله هاى آن زمان بقدری عصبانی شدند که به او فحش های ناموسی و حكم ارتداد و فتوای قتل ايرج را صادر ميكنند, كه یکی از آنها سيد محمد تقى دستغيب شيرازى ,پدر عبدالحسين دستغيب شيرازی امام چمعه شیراز بود
وی در شعرى كه براى ايرج مى سرايد ميگويد، آن زنى را كه با او "جماعى چون نبات و قند" كردى و روى از تو پوشانده بود خواهر خود تو بوده، كه ايرج با اين

Thursday, September 01, 2016

رفتار مسلمانان با ایرانیان



رفتار مسلمانان با ایرانیان 
بیکند شهری بود از سغد . سغد مرکز تجاری بین المللی در شرق ایران در زمان ساسانیان بود و شهری بسیار زیبا و ثروتمند . اندربیکند» مردی بود که وی را دو دختر با جمال ( زیبا ) داشت . ورقا ابن نصر » فرمانده سپاه اعراب هر دو دختر را از خانه بیرون کشید . مرد ایرانی گفت : در میان این شهر بزرگ چرا دختران مرا میبری ؟ ورقا پاسخی نداد . مرد بجست و کاردی بر وی بزد . ورقا زخمی شد ولی کشته نشد . چون خبر به قتیبه رسید . گفته شد که همه شهر «حرب»( کافر حربی که باید کشته شوند) هستند . در نتیجه شهر به کلی منهدم گشت . مردان قادر به جنگ ، قتل عام گشتند و اموال شهر به تصرف در آمد . سپس کشتار سمرقند و خوارزم شد . بعد از آن گرگان به محاصره «یزید مهلب» در آمد.
تاریخ بخارا

سفرنامه - ناصر خسرو



سفرنامه - ناصر خسرو
از بصره تا اصفهان صد و هشتاد فرسنگ باشد. شهری است بر هامون نهاده، آب و هوایی خوش دارد و هرجا که ده گز چاره فرو برند آبی سرد خوش بیرون آید وشهر دیواری حصین بلند دارد و دروازه‌ها و جنگ گاه‌ها ساخته و بر همه بارو کنگره ساخته و در شهر جوی های آب روان و بناهای نیکو و مرتفع و در میان شهر مسجد آدینه بزرگ نیکو و باروی شهر را گفتند سه فرسنگ و نیم است و اندرون شهر همه آبادان که هیچ از وی خراب ندیدم و بازارهای بسیار، و بازاری دیدم از آن صرافان که اندر او دویست مرد صراف بود و هر بازاری را دربندری و دروازه ای و همه محلت‌ها و کوچه‌ها را همچنین دربندها و دروازه های محکم و کاروانسراهای پاکیزه بود و کوچه ای بود که آن را کو طراز می‌گفتند و در آن کوچه پنجاه کاروانسرای نیکو و در هر یک بیاعان و حجره داران بسیار نشسته و این کاروان که ما با ایشان همراه بودیم یک هزار و سیصد خروار بار داشتند که در آن شهر رفتیم هیچ بازدید نیامد که چگونه فرو آمدند که هیچ جا تنگی موضع نبود و نه تعذر مقام و علوفه. و چون سلطان طغرل بیک ابوطالب محمدبن میکاییل بن سلجوق رحمة الله علیه آن شهر گرفته بود مردی جوان آن جا گماشته بود نیشابوری، دبیری نیک با خط نیکو، مردی آهسته، نیکو لقا و او راخواجه عمید می‌گفتند، فضل دوست بود و خوش سخن و کریم. و سلطان فرموده بود که سه سال از مردم هیچ چیز نخواهند و او بر آن می‌رفت و پراکندگان همه روی به وطن نهاده بودند واین مرد از دبیران شوری بوده بود و پیش از رسیدن ما قحطی عظیم افتاده بود اما چون ما آن جا رسیدیم جو می‌درویدند و یک من و نیم نان گندم به طک درم عدل و سه من نان جوین هم و مردم آن جا می‌گفتند هرگز بدین شهر هشت من نان کم تر به یک درم عدل و سه من نان جوین هم و مردم آن جا می‌گفتند هرگز بدین شهر هشت من نان کم تر به یک درم کس ندیده است، و من در همه زمین پارسی گویان شهری نیکوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان ندیدم، و گفتند اگر گندم و جو و دیگر حبوب بیست سال نهند تباه نشود و بعضی چیزها به زیان می‌آید اما روستا همچنان است که بود، و به سبب آن که کاروان دیرتر به راه می‌افتاد بیست روز در اصفهان بماندم .






جنگهای پیامبر اسلام



غزوه
غَزوه، به نبردها و سرقت هایی که پیامبر اسلام، خود در آن‌ها حضور داشته‌است وفرماندهی نبرد راعهده داربود، گفته می‌شود
غزوه و غارت کاروانها
پس از هجرت مسلمانان از مکه به مدینه تامین نیازهای اقتصادی حضرت محمد و مسلمانانی که با وی هجرت کرده بودند به حمله و غارت کاروان‌ های مکه وابسته بود. حملات و غارت کاروان های مکه را که حضرت محمد شخصا در آن شرکت داشت را غزوه می گویند.
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
* * *
غزوه يعنی حمله ناگهانی به کاروان يا قبيله ديگر و تصاحب اموال و زنان آنها.ساده ترين شکل تنازع بقا در شبه جزيره عربستان.به محمد خبر رسيد که کاروانی از قريش به سرپرستی عمروبن خضرمی از شام به سوی مکه می رود و امتعه فراوانی دارد . عبدالله بن [عبيداللهه بن ] جحش را به سرکردگی عده ای مهاجر مأمور هجوم به آن کاروان کرد . درجايی نزديک مقام نخله کمين کردند و همين که کاروان بد انجا رسيد بر آن هجوم کردند، سرپرست قافله را کشتند و دو نفر ديگر را اسير کردند و با تمام اموال رهسپار مدينه شدند و اين غزوه در تاريخ اسلام بنام سریه نخله ثبت شد

Sunday, August 21, 2016

سینه زنی و پیاده روی شاه عباس اول از اصفهان برای زیارت مرقد امام رضا تا مشهد




سینه زنی و پیاده روی شاه عباس اول از اصفهان برای زیارت مرقد امام رضا تا مشهد

در زمان شاه عباس از آغاز محرم مراسم ویژه روضه خوانی و عزاداری برگزار می شد و همچنین در دوره فرمانروایی او بود که این رسم اجباری شد. شاه عباس در مراسم عزاداری محرم در ملا عام سر و سینه میزد و به گریه و زاری می پرداخت .
*
*
در گزارش سفیر اسپانیا از شاه عباس به دربار اسپانی آمده است
او خود را سید و از دودمان علی می دانست و به پیامبر و علی علاقه نشان می داد. در هنگام جنگ پیراهنی که روی آن آیاتی از قرآن بود می پوشید.

پی تیرودلاواله جهانگرد اروپایی در سفرش به ایران در زمان شاه عباس ، می نویسد :
دسته های عزاداری معمولا میدان اصفهان را دور می زنند و در برابر کاخ عالی قاپو و مسجد بزرگ که روبروی کاخ شاه است ، اندکی توقف می کنند و پس از آنکه عزاداری پایان یافت پراکنده می شوند

* * *
پیاده روی شاه عباس اول از اصفهان برای زیارت مرقد امام رضا تا مشهد

بایسته های جزا



حـد تازیانه یا رجم یا سوزاندن یا در افکندن از بلندي، انجام عمل بیحسـی حرام است و باید محکوم از مطالبۀ آن منع شود. چرا که در این گونه موارد،از ادلۀ آنها اسـتفاده می شود که شارع به نوع آزار و عذابی که عادتًا از این کیفرها حاصل می شود نظر داشـته و لازم میدانسـته که محکوم به هنگام اجراي حـد، آن را احساس کنـد .

آیت الله شاهرودی - کتاب بایسته های جزا





Tuesday, August 09, 2016

شاه حسین حدود ۱۰۰۰ زن دائم داشت



شاه حسین حدود ۱۰۰۰ نفر از بلاد و اقوام مختلف همسر دائم داشت که در حرمسرایی بسیار مجلل زندگی می‌کردند قوت جنسی دهها خروس :



***
نزدیک به هزار دختر خوبروی سفید و زیبا از هر طایفه و قوم و قبیله، از عرب و عجم و ترک و تاجیک و دیلم، با مراسم عروسی و دامادی، با سرور و دلشادی، و با ساز و کوس و کَورکه و نقاره، و شهر را آیین بستن و چراغان نمودن، به عقد و نکاح خود درآورده، و فرزندان و فرزندزادگانش از ذکور و اناث، و بزرگ و کوچک، به مرز هزار نفر رسیده، و همه به ناز و نعمت پرورده [شده] بودند.
همۀ امور سلطنت و جهانبانیاش موافق نظام و قانونِ حکیمانه، و راست و درست و خوشیانگیز، و مصلحتآمیز بوده، و شهر دلگشای بهشتآسای اصفاهان که پایتخت برگزیده بود، از فرط آبادانی چنان بر ساکنان تنگ شده بود، که جا و مکان خالی̊ نیست و نایاب شده بود. قیمت زمین ساده به ذرعی ده تومان رسیده بود و یافت نمیشد، و از این بیشتر هم خرید و فروش میشد، اما کم .

محمدهاشم آصف، رستم‌التواریخ






اسم خدا نان است



آورده اند که مردی از دیوانه ای پرسید اسم اعظم خدا را می دانی؟
دیوانه گفت: نام اعظم خدا نان است اما این را جایی نمیتوان گفت.
مرد گفت: نادان شرم کن! چگونه اسم اعظم خدا نان است؟
دیوانه گفت: در قحطی نیشابور چهل شبانه روز می گشتم، نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درِ هیچ مسجدی را باز دیدم.
از آنجا بود که فهمیدم نام اعظم خدا و بنیاد دین و مایه ی اتحاد مردم نان است.
مصیبت نامه ی عطار


Sunday, August 07, 2016

شکنجه های مخوف دوران صفوی



یکى از جهانگردان به نام آنژیوللو که شاه اسماعیل را دیده و اطلاعات مشروحى درباره سیرت و شمایل او داده است، در شرحى از کشتار سپاهیان الوند میرزا و زن و مرد و آل و تبار سلطان یعقوب بایندرى، و سیصد تن از درباریان و بسیارى دیگر از خاص و عام تبریزیان، چنین نوشته است:
«گمان ندارم که از عهدِ نرون تا کنون چنین ظلمى به وجود آمده باشد. 
/ ترجمه تاریخ ادبیات ایران، براون، ج 2، ص 49
* * *
* * *
از جملهٔ شکنجه ها، زنده‌خواری دشمنان و استفاده از جمجمهٔ دشمنان به‌عنوان جام بود
تاریخ و جغرافیای گناباد، سلطان حسین تابندهٔ گنابادی، چاپ اول: حقیقت، تهران. ص۲۵۴
* * * 
از دیگر شکنجه‌ها و مجازات‌های دوران صفوی زنده‌زنده کندن پوست مجرمان و مخالفان و پُرکردن پوست آنان با کاه و یا آویزان کردن مخالفان و انداختن آنان جلوی سگ‌های آدمخوار بود.

رفتار مسلمانان با ایرانیان



رفتار مسلمانان با ایرانیان 
بیکند شهری بود از سغد . سغد مرکز تجاری بین المللی در شرق ایران در زمان ساسانیان بود و شهری بسیار زیبا و ثروتمند . اندربیکند» مردی بود که وی را دو دختر با جمال ( زیبا ) داشت . ورقا ابن نصر » فرمانده سپاه اعراب هر دو دختر را از خانه بیرون کشید . مرد ایرانی گفت : در میان این شهر بزرگ چرا دختران مرا میبری ؟ ورقا پاسخی نداد . مرد بجست و کاردی بر وی بزد . ورقا زخمی شد ولی کشته نشد . چون خبر به قتیبه رسید . گفته شد که همه شهر «حرب»( کافر حربی که باید کشته شوند) هستند . در نتیجه شهر به کلی منهدم گشت . مردان قادر به جنگ ، قتل عام گشتند و اموال شهر به تصرف در آمد . سپس کشتار سمرقند و خوارزم شد . بعد از آن گرگان به محاصره «یزید مهلب» در آمد

تاریخ بخارا





غزوه




غزوه
غَزوه، به نبردها و سرقت هایی که پیامبر اسلام، خود در آن‌ها حضور داشته‌است وفرماندهی نبرد راعهده داربود، گفته می‌شود
غزوه و غارت کاروانها
پس از هجرت مسلمانان از مکه به مدینه تامین نیازهای اقتصادی حضرت محمد و مسلمانانی که با وی هجرت کرده بودند به حمله و غارت کاروان‌ های مکه وابسته بود. حملات و غارت کاروان های مکه را که حضرت محمد شخصا در آن شرکت داشت را غزوه می گویند.
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
* * *
* * *

Tuesday, August 02, 2016

برگی از تاریخ اسلام



برپایه نوشتارهای طبری (1)، الواقدی (2)، و ابن هشام (3)، در ماه رمضان سال 627 میلادی، محمد گروهی را به فرماندهی «زید بن حارث» برای رویاروئی با افرادی که در وادی القراء بسر میبردند به آن ناحیه گسیل داشت. زید بن حارث در این محل با افراد طایفه «بنی فزاره» برخورد کرد و در نبردی که بین آنها در گرفت، برخی از سربازان زید بوسیله «بنی فزاره» کشته و برخی از جمله خود زید زخمی شدند و به گونه ای که مسلمانان بدن زخمی شده زید را در بین کشته ها یافتند و آنرا با خود به مدینه بردند. هنگامی که زید به مدینه بازگشت سوگند خورد تا انتقام شکست خود را از «بنی فزاره» نگیرد از انجام روابط جنسی خودداری خواهد کرد. پس از اینکه زخم های زید بن حارثه التیام پذیرفت، محمد او را به فرماندهی نیروئی دوباره برای رویاروئی با بنی فزاره گسیل داشت. زید، این بار با بنی فزاره در وادی القراء روبرو شد و این بار تلفاتی بر آنها وارد آورد و در نبرد پیروز گردید. در این نبرد، «قیس بن المسحر» موفق شد «مصعب بن حکمه» را از پای در آورد، و فاطمه دختر ربیعه، یکی از دختران فاطمه وعبدالله بن مسعده را نیز به اسارت بگیرد...زیبد بن حارث، به قیس بن المسحر دستور داد بنابر سفارش رسول الله، «فاطمه» را، که زنی بسیار سالخورده و همسر مالک بود به قتل برساند و او به وحشیانه ترین وضع ممکن او را کشت. زید و قیس؛ هر یک از پاهای فاطمه را با طنابی به پای یک شتر گره زدند و آنگاه شتر ها را در دو جهت مختلف به حرکت در آوردند، و در نتیجه بدن آن زن فرتوت و سالخورده، به دو شقه تقسیم گردید.آنگاه دختر دیگر فاطمه و عبدالله ابن مسعده را نزد محمد آوردند. دختر فاطمه بانوئی بسیار فرهیخته بود و بین اهل طایفه اش به غایت احترام داشت و چون «سلام بن عمر» او را دستگیر کرده بود، قاعدتا «سبی» (غنیمت) او بود و به او تعلق میگرفت. ولی محمد که از فاطمه خوشش آمده بود، از «سلام» خواست تا او را به وی ببخشد. سلام، ناچار خواست محمد را پذیرفت و او را در اختیار محمد قرار داد.
(1) تاریخ طبری جلد 8 برگهای 96 و 97
(2) الواقدی جلد دو برگهای 564-565
(3) ابن هشام جلد 4 برگهای 617، 618، منبع عربی
منبع: نگاهی نو به اسلام برگ 324 - دکتر مسعود انصاری




زن های پیامبر اسلام



زن های پیامبر اسلام
ابن اسحاق می‌نویسد: پیامبر با سیزده زن خطبه عقد خواند، از این تعداد با دو تن به برگزاری خطبه عقد بسنده کرد و بدون عروسی و زندگی مشترک از هم جدا شدند اما یازده تن را به خانه برد و با آنان زندگی کرد. دو نفر در هنگام حیات او به نام‌های خدیجه دختر خویلد و زینب دختر خزیمه، معروف به‌ام المساکین دیده از جهان فرو بستند. در هنگام رحلت، نه زن به نام‌های سوده، عایشه، حفصه، ام السلمه، ام حبیبه، زینب دختر جحش، جویریه، صفیه و میمونه در خانه او بودند. (در یک زمان بیش از نه زن در خانه پیامبر وجود نداشت
سیره رسول الله، ج2 ص1102-1099

Saturday, July 30, 2016

الله پیش از اسلام



«الله» در زمان پیش از اسلام بخوبی شناخته شده و «ورای خدای یهودیان و مسیحیان، و بعنوان یک خدای بدوی» مورد استفاده بود به طوری که او یکی از خدایان مکه بود.به طور مثال، می‌توان به وجود «الله» در نام عبدالله بن عبدالمطلب (پدر محمد) اشاره کرد. در میان مسیحیان و یکتاپرستان این واژه برای اشاره به خدا به‌کار می‌رفت.
.
آرتور جفری، استاد دانشگاه کلمبیا می‌نویسد:
نام الله، آنطوریکه از خود قرآن نیز گویاست، در زمان قبل از اسلام در میان اعراب شناخته شده بود. باری، هم نام «الله» و هم فرم مؤنث آن «اللة» در میان نامهای خدایان در کتیبه‌های شمال عربستان کمیاب نبودند.
خوان ادواردو کامپو، استاد دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا می‌نویسد:
شواهد تاریخی نشان می‌دهند که الله نام یک خدای بزرگ عربی در میان خدایان دیگر بود؛ مشابه آنچه در بین‌النهرین یافت می‌شد. پرستش او به عنوان خدای یکتا ممکن است قبل از قرن هفتم میلادی آغاز شده‌باشد ولی تنها توسط وحی‌های قرآنی به محمد به عنوان پیامبر اسلام بین ۶۱۰ تا ۶۲۳ بود که یکتاپرستی در میان اعراب بیان واضحی یافت.

خاطره ای از عارف قزوینی



خاطره ای که دارم و هیچ وقت فراموش نمی کنم، این است که؛ روزی بارانی بود. من و پدرم و عارف... نزدیکِ دکان قصابی که رسیدیم، دو سه سگِ باران خورده آنجا بودند. من ناگهان دیدم که «عارف» دست کرد در جیبش و رفت به دکان قصابی، چند لحظه بعد بیرون آمد. مقداری گوشت و چربی خریده بود و گویا فراموش کرده بود که همراهانی هم دارد. نشست و سگ ها را دور خود جمع کرد و گوشت و چربی را یکی یکی در دهان سگ ها می گذاشت و آنها می خوردند و همچنان اشک از گونه های عارف جاری بود"

کتابِ «خاطرات #عارف_قزوینی »

عارف قــزوینی به همراه سگِ خود؛ «ژیــان»، 1311، همدان