Thursday, July 11, 2013

در ماه رمضان اگر شنا کنید شلاق میخورید



خمینی هم گفته بود دریا بروید پوست از سر شما میکنیم

Wednesday, July 03, 2013

آخوند قرمساق



آخوند قرمساق شعر جدیدی از مهدی یعقوبی




Tuesday, July 02, 2013

کی ، کی را دوست دارد




گوگوش من مخلص قلیچ خانی هستم
قلیچ خانی من همه را دوست دارم جز گوگوش
هایده من این ریزه میزه که علی پروین نام دارد فوتبالیست مورد علاقه من است
پروین صدای هایده را دوست دارم
رامش فوتبالیست مورد علاقه من کلانی است
ناصر حجازی صدای عهدیه عالیست
جمیله همایون بهزادی خوب بازی میکند
بهزادی من از صدای گوگوش هایده و مهستی خوشم می آید
 

دختران بی روسری در یک محله زرتشتیان در یزد





دختران بی روسری در یک محله زرتشتیان در یزد در کنار پسران در حال گفتگو میباشند و آب از آب تکان نمیخورد . آنهم دختران زرتشتی که مانند دیگر اقلیت های مذهبی در زیر چتر وحشت جمهوری اسلامی  بطور مضاعف سرکوب میشوند .

تا زمانی که یک آخوند و تخم و ترکه هایشان در حوالی آنها آفتابی نشوند  ، هیچ مشکلی نیست و آنها در جوار هم به شادی که ایرانی ها تشنه آن هستند میپردازند .

 آزادی برای زنان مملکت ما از نان شب نیز واجب تر است . زنانی که 35 سال در زیر شدیدترین آزار و اذیت ها قرار داردند و جنس درجه چندم در ایران خرافات زده محسوب میشوند .
این زنان شجاع با این حرکات خود یعنی در آوردن روسری و بی حجاب در خیابانها قدم زدن  به پشم و ریش آخوندها و احکام شرعی که هیچ تناسبی با تمدن بشری آنهم  در زمانی که علم با سرعتی محیرالعقول و باورنکردنی به پیش میرود میخندند و نشان میدهند که در زیر شمشیرهای ارتجاع مذهبی سر خم نمی کنند و حجاب اجباری  جز توهینی به آنها و لکه ننگی بر پیشانی آخوندها  نیست و نخواهد بود .  

  

کاریکاتور



حسن روحانی


Monday, July 01, 2013

توانمندی زبان پارسی



 توانمندی زبان پارسی
پروفسور حسابی
در تاریخ جهان، هر دوره ای ویژگی هایی داشته است. در آغاز تاریخ، آدمیان زندگی قبیله ای داشتند و دوران افسانه ها بوده است. پس از پیدایش کشاورزی، دوره ی ده نشینی و شهرنشینی آغاز شده است. سپس دوران کشورگشایی ها و تشکیل پادشاهی های بزرگ مانند پادشاهی  هخامنشیان و اسکندر و امپراتوری رم بوده است.
پس از آن، دور ه ی هجوم اقوام بربری بدین کشورها و فروریختن تمدن آنها بوده است. سپس دوره ی رستاخیز تمدن است که به نام رنسانس شناخته شده است. تا آن دوره ملل مختلف دارای وسایل کار و پیکار یکسان بودند. میگویند که وسایل جنگی سربازان رومی و بربرهای ژرمنی با هم فرقی نداشته و تفاوت تنها در انضباط و نظم و وظیفه شناسی لژیون های رومی بوده که ضامن پیروزی آن ها بوده است. همچنین وسایل جنگی مهاجمین مغول و ملل متمدن چندان فرقی با هم نداشته است. از دوران رنسانس به این طرف، ملل غربی کم کم به پیشرفت های صنعتی و ساختن ابزار نوین نایل آمدند و پس از گذشت یکی دو قرن، ابزار کار آنها به اندازه ای کامل شد که ملل دیگر را یارای ایستادگی در برابر حمله ی آنها نبود. همزمان با این پیشرفت صنعتی، تحول بزرگی در فرهنگ و زبان ملل غرب پیدا شد؛ زیرا برای بیان معلومات تازه، ناگزیر به داشتن واژه های نوینی بودند و کم کم زبان های اروپایی دارای نیروی بزرگی برای بیان مطالب مختلف گردیدند.
در اوایل قرن بیستم، ملل مشرق پی به عقب ماندگی خود بردند و کوشیدند که این عقب ماندگی را جبران کنند. موانع زیادی سر راه این کوششها وجود داشت و یکی از آنها نداشتن زبانی بود که برای بیان مطالب علمی آماده باشد. بعضی ملل چاره را در پذیرفتن یکی از زبانهای خارجی برای بیان مطلب دیدند؛ مانند هندوستان، ولی ملل دیگر به واسطه ی داشتن میراث بزرگ فرهنگی نتوانستند این راه حل را بپذیرند که یک مثال آن، کشور ایران است.
 برای بعضی زبانها، به علت ساختمان مخصوص آنها، جبران کمبود واژه  ای علمی، کاری بس دشوار و شاید نشدنی است، مانند زبانهای سامی - که اشاره ای به ساختمان آنها خواهیم کرد.
باید خاطرنشان کرد که شمار واژه ها در زبانهای خارجی، در هر کدام از رشته های علمی خیلی زیاد است و گاهی در حدود میلیون است. پیدا کردن واژه هایی در برابر آنها کاری نیست که بشود بدون داشتن یک روش علمی مطمئن به انجام رسانید و نمی شود از روی تشابه و استعاره و تقریب و تخمین در این کار پُردامنه به جایی رسید و این کار باید از روی اصول علمی معینی انجام گیرد تا ضمن عمل، به بن بست برنخورد.
برای این که بتوان در یک زبان به آسانی واژه هایی در برابر واژه های بیشمار علمی پیدا کرد، باید امکان وجود یک چنین اصول علمی ای در آن زبان باشد. می خواهیم نشان دهیم که چنین اصلی در زبان فارسی وجود دارد و از این جهت، زبان فارسی زبانی است توانا، در صورتی که بعضی زبانها - گو این که از جهات دیگر سابقه ی درخشان ادبی دارند - ولی در مورد واژه های علمی ناتوان هستند. اکنون از دو نوع زبان که در اروپا و خاورنزدیک وجود دارد صحبت میکنیم که عبارت اند از: زبانهای هندواروپایی (Indo-European) و زبانهای سامی (Semitic) [= زبانهای: عبری، عربی، اکدی، سریانی، آرامی و…]. زبان فارسی از خانواده ی زبانهای هندواروپایی است.
در زبانهای سامی واژه ها بر اصل ریشه های سه حرفی یا چهار حرفی قرار دارند که به نام ثلاثی و رباعی گفته میشوند و اشتقاق واژه های مختلف براساس تغییر شکلی است که به این ریشه ها داده میشود و به نام ابواب خوانده میشود. پس شمار واژه هایی که ممکن است در این زبانها وجود داشته باشد، نسبت مستقیم دارد با شمار ریشه های ثلاثی و رباعی. پس باید بسنجیم که حداکثر شمار ریشه های ثلاثی چه قدر است. برای این کار یک روش ریاضی به نام جبر ترکیبی (Algebre Combinatoire) به کار میبریم. حداکثر تعداد ریشه های ثلاثی مجرد مساوی ۱۹۶۵۶ (نوزده هزار و ششصد و پنجاه و شش)می شود و نمیتواند بیش از این تعداد ریشه ی ثلاثی در این زبان وجود داشته باشد. درباره ی ریشه های رباعی میدانیم که تعداد آنها کم است و در حدود پنج درصد تعداد ریشه های ثلاثی است، یعنی تعداد آنها در حدود 1000 است. چون ریشه های ثلاثی ای نیز وجود دارد که به جای سه حرف فقط دو حرف وجود دارد که یکی از آنها تکرار شده است؛ مانند فعل (شَدَّ) که حرف «د» دوبار به کار رفته است. از این رو بر تعداد ریشه هایی که در بالا حساب شده است، چندهزار می افزاییم و جمعاً عدد بزرگتر بیست و پنج هزار (۲۵۰۰۰) ریشه را می پذیریم.
 چنان که گفته شد، در زبانهای سامی از هر فعل ثلاثی مجرد میتوان با تغییر شکل آن و یا اضافه [کردن] چند حرف، کلمه های دیگری از راه اشتقاق گرفت که عبارت از ده باب متداول میباشد، مانند: فَعّلَ، فاعَلَ، اَفَعلَ، تَفَعّلَ، تَفاعَلَ، اِنفَعَلَ، اِفتَعَلَ، اِفعَلَّ، اِفعالَّ، اِستَفعَلَ … از هر کدام از افعال، اسامی مختلفی اشتقاق مییابد: اول، نامهای مکان و زمان؛ دوم، نام ابزار؛ سوم، نام طرز و شیوه؛ چهارم، نام حرفه؛ پنجم، اسم مصدر؛ ششم، صفت (که ساختمان آن ده شکل متداول دارد)؛ هفتم، رنگ؛ هشتم، نسبت؛ نهم، اسم معنی. با در نظر گرفتن همه ی انواع اشتقاق کلمات، نتیجه گرفته میشود که از هر ریشه ای حداکثر هفتاد مشتق میتوان به دست آورد. پس هر گاه تعداد ریشه ها را که از 52000 کمتر است در هفتاد ضرب کنیم، حداکثر عده ی کلمه هایی که به دست میآید 1750000 =70× 25000(یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار) کلمه است. یک اشکالی که در فراگرفتن این نوع زبان است، این است که برای تسلط یافت به آن باید دست کم 25000 (بیست و پنج هزار) ریشه را از برداشت و این کار برای همه مقدور نیست، حتی برای اهل آن زبان، چه رسد به کسانی که با آن زبان بیگانه هستند. اکنون اگر تعداد کلمات لازم آن از دو میلیون عدد بگذرد، دیگر در ساختار این زبان راهی برای ادای یک معنی نوین وجود ندارد مگر این که معنی تازه را با یک جمله ادا کنند. به این علت است که در فرهنگهای لغت از یک زبان اروپایی به زبان عربی میبینیم که عده ی زیادی کلمات به وسیله ی یک جمله بیان شده است، نه به وسیله ی یک کلمه! مثلاً کلمه ی Confronation که در فارسی آن را میشود به «رو به رویی» ترجمه کرد، در فرهنگهای فرانسه یا انگلیسی به عربی، چنین ترجمه شده است: «جعل الشهود و جاهاً و المقابله بین اقولهم»! کلمه ی Permeabtlity که میتوان آن را در فارسی با کلمه ی «تراوایی» بیان کرد، در فرهنگهای عربی چنین ترجمه شده است: «امکان قابلیه الترشح»!
اشکال دیگر در این نوع زبانها، این است که چون تعداد کلمات کمتر از تعداد معانی مورد لزوم است و باید تعداد زیادتر معانی میان تعدا کمتر کلمات تقسیم شود، پس به هر کلمه ای چند معنی تحمیل میشود در صورتی که شرط اصلی یک زبان علمی این است که هر کلمه ای فقط به یک معنی دلالت بکند تا هیچ گونه ابهامی در فهمیدن مطلب علمی باقی نماند. به طوری که یکی از استادان دانشمند دانشگاه اظهار میکردند، در یکی از مجله های خارجی خواندهاند که در برابر کلمات بیشمار علمی که در رشته های مختلف وجود دارد، آکادمی مصر که در تنگنای موانع [یاد شدن در] بالا واقع شده است، چنین نظر داده است که باید از به کار بردن قواعد زبان عربی در مورد کلمات علمی صرف نظر کرد و از قواعد زبانهای هندواروپایی استفاده کرد. مثلاً در مورد کلمه ی Cephalopode که به جانوران نرمتنی گفته میشود مانند «اختاپوس» که سر و پای آنها به هم متصلاند و در فارسی به آنها «سرپاوران» گفته شده است، بالاخره کلمهی «رأس رجلی» را پیشنهاد کرده اند که این ترکیب به هیچ وجه عربی نیست. برای خود کلمهی Mollusque که در فارسی «نرمتنان» گفته میشود، در عربی یک جمله به کار میرود: «حیوان عادم الفقار»!
 قسمت دوم صحبت ما مربوط به ساختمان زبانهای هندواروپایی است. میخواهیم ببینیم چگونه در این زبانها میشود تعداد بسیار زیادی واژه ی علمی را به آسانی ساخت. زبانهای هندواروپایی دارای شمار کمی ریشه در حدود ۱۵۰۰ (هزار و پانصد) عدد میباشند و دارای تقریباً ۲۵۰ پیشوند (Prefixe) و در حدود ۶۰۰ پسوند (Suffixe) هستند که با اضافه کردن آنها به اصل ریشه میتوان واژههای دیگری ساخت. مثلاً از ریشهی «رو» میتوان واژههای «پیشرو» و «پیشرفت» را با پیشوند «پیش»، و واژههای «روند» و «روال» و «رفتار» و «روش» را با پسوندهای «اند» و «ار» و «اش» ساخت. در این مثال، ملاحظه میکنیم که ریشهی «رو» به دو شکل آمده است: یکی «رو» و دیگری «رف». با فرض این که از این تغییر شکل ریشهها صرف نظر کنیم و تعداد ریشهها را همان ۱۵۰۰ بگیریم، ترکیب آنها با ۲۵۰ پیشوند، تعداد ۳۷۵۰۰۰ = ۲۵۰ × ۱۵۰۰ (سیصد و هفتاد و پنج هزار) واژه را به دست میدهد. اینک هر کدام از واژههایی که به این ترتیب به دست آمده است را میتوان با یک پسوند ترکیب کرد. مثلاً از واژه ی «خودگذشته» که از پیشوند «خود» و ریشه ی «گذشت» درست شده است، میتوان واژه ی «خودگذشتگی» را با افزودن پسوند «گی» به دست آورد و واژهی «پیشگفتار» را از پیشوند «پیش» و ریشه ی «گفت» و پسوند «ار» به دست آورد. هرگاه ۳۷۵۰۰۰ واژهای را که از ترکیب ۱۵۰۰ ریشه با ۲۵۰ پیشوند به دست آمده است با ۶۰۰ پسوند ترکیب کنیم، تعداد واژه هایی که به دست میآید، میشود ۲۲۵۰۰۰۰۰۰ = ۶۰۰ × ۳۷۵۰۰۰ (دویست و بیست و پنج میلیون). باید واژههایی را که از ترکیب ریشه با پسوندهای تنها به دست میآید نیز حساب کرد که میشود ۹۰۰۰۰۰ = ۶۰۰ × ۱۵۰۰ (نهصد هزار). پس جمع واژه هایی که فقط از ترکیب ریشه ها با پیشوندها و پسوندها به دست میآید، میشود: ۲۲۶۲۷۵۰۰۰ = ۹۰۰۰۰۰ + ۳۷۵۰۰۰ + ۲۲۵۰۰۰۰۰۰ یعنی دویست و بیست و شش میلیون و دویست و هفتاد و پنج هزار واژه. در این محاسبه فقط ترکیب ریشه ها را با پیشوندها و پسوندها در نظر گرفتیم، آن هم فقط با یکی از تلفظهای هر ریشه. ولی ترکیبهای دیگری نیز هست مثل ترکیب اسم با فعل (مانند: پیادهرو) و اسم با اسم (مانند: خردپیشه) و اسم با صفت (مانند: روشندل) و فعل با فعل (مانند: گفتگو) و ترکیبهای بسیار دیگر در نظر گرفته شده و اگر همه ی ترکیبهای ممکن را در زبانهای هندواروپایی بخواهیم به شمار آوریم، تعداد واژه هایی که ممکن است وجود داشته باشد، مرز معینی ندارد و نکته ی قابل توجه این است که برای فهمیدن این میلیونها واژه فقط نیاز به فراگرفتن ۱۵۰۰ ریشه و ۸۵۰ پیشوند و پسوند داریم، در صورتی که دیدیم در یک زبان سامی برای فهمیدن دو میلیون واژه باید دستکم ۲۵۰۰۰ ریشه را از برداشت و قواعد پیچیدهی صرف افعال و اشتقاق را نیز فراگرفت و در ذهن نگاه داشت.
اساس توانایی زبانهای هندواروپایی در یافتن واژه های علمی و بیان معانی همان است که شرح داده شد. زبان فارسی یکی از زبانهای هندواروپایی است و دارای همان ریشه ها و همان پیشوندها و پسوندها است. تلفظ حروف در زبانهای مختلف هندواروپایی متفاوت است ولی این تفاوتها طبق یک روالی پیدا شده است. توانایی های که در هر زبان هندواروپایی وجود دارد، مانند یونانی و لاتین و آلمانی و فرانسه و انگلیسی، در زبان فارسی هم همان توانایی وجود دارد. روش علمی در این زبانها مطالعه شده و آماده است و برای زبان فارسی به کار بردن آنها بسیار ساده است. برای برگزیدن یک واژهی علمی در زبان فارسی فقط باید واژهای را که در یکی از شاخه های زبانهای هندواروپایی وجود دارد با شاخه ی فارسی مقایسه کنیم و با آن همآهنگ سازیم
                                                  
                                              پروفسور حسابی

Sunday, June 30, 2013

در بازی ایران و ایتالیا حتی یک ایرانی با حجاب حضور نداشت




باور کنید در میان آنهمه تماشاگران پر شور و شوق والیبال در ایتالیا حتی یک نفر هم با حجاب نبودند تا بیرق جمهوری اسلامی را در غرب کافر بر افرازند .  همه و همه از مرد و زن  چهره ایرانی داشتند . آنها قبل از آمدن در اتوبوسها به جای خواندن سرود جمهوری اسلامی سرود ای ایران ای مرز پر گهر را با صدای بلند میخواندند و به این وسیله به پشم و ریش نظام ولایی میخندیدند .


سیمای جمهوری اسلامی یا همان پشم و شیشه همه هم و غمش این بود که صحنه ها را طوری بچیند تا خدای ناکرده چهره یک نفر از تماشگران ایرانی بخصوص زنها را نشان ندهد تا امت همیشه در صحنه چشمش به آنها بیفتد و به راههای انحرافی بیفتد .  


برای همین است که داد و فغان و فریاد وا اسلاما و وا شریعتا عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی آقای مطهری در گفتگو با مهر در آمده که آخر چرا رسانه های ملی اهمیتی به حجاب و موضوعات فرهنگی نمیدهند و در زمان برگزاری مسابقات لیگ جهانی بین تیم های والیبال ایران و ایتالیا و همچنین مسابقات جام کنفدراسیون تصاویر زنان برهنه را که آب بر لب و لوچه هزاران هزار طلاب انداخته بود و نماز و روضه هایشان را باطل کرده بود به زیر تیغ سانسور نیمی برند آن هم در زمانی که ایران اسلامی مجهز به سلاحهای مخرب هسته ای برای فرود آوردن آخرین ضربات مرگبار تا زمان ظهور به کشورهای استکباری شده است .


پس کجاست آنهمه شعر و شعارهایی که جمهوری اسلامی در بوق و کرنا میدمد که جهان تشنه اندیشه های امام راحل است . به رب و به رسولی که باورشان ندارم حتی یک نفر از میان ایرانی های در خارج پرچم خرچنگ نشان جمهوری ضد ایرانی را در دست نداشت و همه به جای الله در وسط پرچم نام ایران را  و یا به روی پیراهن به  و یا به چهره های زیبایشان نوشته بودند . آنها با این عمل خود آبروی نداشته نظام را بباد دادند . باور کنید که این نوع جنگ نرم از هر نوع جنگی خطرناکتر است .


البته و صد البته تقصیر مسئولین نیست ، این ایرانی ها هر چه امامزاده و جمکرانها و آخوند برایشان تولید کردیم و مفاتیح الجنان و رساله های علما را بخوردشان دادیم ،  اسلامی بشو نیستند که نیستند . مثل همیشه و بر خلاف علمای اعلام که از نام ایران نفرت دارند اول ایرانی اند و بعد زرتشتی و یهودی و مسلمان و ... و این برای نظام خطرناکترین چیز است .

برای همین است که مسجدها خالی شدند و کسی به نماز جمعه جز بسیجی ها و فاطی ها و عوامل نظام نمیروند .
یکبار جنتی پیشنهاد کرده بود که اگر در خارج از کشور کسی با بیرق اسلام به تماشای ورزش نمی رود بهتر است که بچه های خودمان را از اوین و کهریزک  به عنوان تماشاچی  ببریم که اتفاقن همین کار را کردند اما بیشتر آنها با دیدن دختران لخت و عور غربی  همانجا ماندگار شدند و عطای زندانبانی و شکنجه گری را به لقایش بخشیدند و آبروی نداشته نظام را بردند .
همانطور که علم الهدی گفتند ، بهتر است ورزش را به همان تیراندازی و اسب سواری و شمشیر زنی مانند صدر اسلام خلاصه کنیم تا دیگر عمود خیمه نظام به خطر نیفتد و مردم به کوچه و خیابان نریزند و رقص و پایکوبی و شادی نکنند .



از سوی دیگر خبرهایی رسیده حاکی از آن است که جامعه روحانیت در یک اقدامی خودجوش با پاهای برهنه و کفن پوش با شعار ما اهل کوفه نیستیم از قم به سوی مجلس شورای اسلامی که ضد انقلاب های فراری طویله اش می خوانند در حرکتتد .

با این چنین « خرافه » به شیران فارسی یعنی والیبالیست هایی که جانانه بازی کردند این درخشش بی نظیر را در ورزش میهن تبریک میگوید ، آنها نشان دادند که ورزش ایران اگر چه جای زنان خیلی و خیلی هم خالی است حرفی برای گفتن دارد و در آینده قدم های بالا بلندتری را در این راستا به همت جوانان و مربیان دلسوز بر خواهد داشت .

چنار عباسعلی


یکی از خدمتکاران اندرون مرتکب خلافی شده و از آنجا که دانست مورد خشم و بازخواست خانم خود قرار خواهد گرفت شبانگاه فرار کرده در حضرت عبدالعظیم بست نشست . چون این خبر به گوش شاه رسید سخت به رقت امد و به بانوی کنیز فراری گفت تا از تقصیر وی درگذرد .آنگاه برای آنکه اهل اندرون ملجأ و مأمنی نزدیکتر داشته باشند و هنگام ضرورت بدان پناه برند در نهان به یکی از گیس سپیدان حرم دستور داد تا آواز دهد خواب نما شده و به وی گفته اند در پای چنار کهن سال گشن شاخی که کنار مظهر قنات "مهر گرد"در اندرون واقع است امامزاده ای به نام عباسعلی مدفون است .گیس سفید گفته شاه را به کار بست و این خبر در اندرون انتشار یافت . اهل حرم شادی ها کردند و از شاه خواستند تا نرده ای دور درخت کشیده شود . شاه به نصب نرده امر کرد و آنرا به رنگ سبز اندود کردند .از آن پس درخت مزبور به چنار عباسعلی معروف شد . زیارتنامه ای مخصوص به تنه آن آویختند و اطرافش شمع های نقره کوبیده هر شب شمع ها در آن افروختند . رفته رفته چنار مزبور اهمیتی به سزا یافت و بستی محکم شد . اهل اندرون نذور خود را از قبیل حلوا و غیره در پای آن می پختند و بر تنه اش دخیل ها می بستند بدین گونه برای نیازمندان حرمسرا نقطه توجهی و پناهگاهی نزدیک بوجود آمد .

یاد داشت هایی از زندگی خصوصی ناصرالدین شاه ، دوست علی خان معیر الممالک ، نشر تاریخ ایران ، ص 28 




چند نمونه از خرافات در ایران


    به این حیوان نجیب نیز رحم نمیکنند

نیم نگاهی به رسانه های حکومتی بیندازید  . از صدر تا ذیل و ریز و درشت پر شده اند از خرافات . اینهمه ترویج  چرندیات و پرندیات  . اینهمه احادیث و روایاتی که روز و شب از سر و کول کوچک و بزرگ بالا میروند و مغزها را از همان دمی که تولد میشوند مسموم میکنند براستی برای چیست .
مزخرفاتی که حتی مرغ پخته را به خنده وا میدارد اما با اینچنین امت ولایی مانند تشنه ای له له زنان بسویش میدوند .
اگر این گنداب هایی که 24 ساعت از رادیو و تلویزیون و  مساجد و دیگر اماکن مذهبی و غیره در بوق دمیده میشود ،  در دهه های گذشته بود میشد توجیه ای برای آن یافت . اما امروز ما در دهه دوم قرن بیست و یک در اوج پیشرفت های علمی و عصر آگاهی ها زندگی میکنیم .
بیش از دوازده هزار امامزاده در ایران اسلامی کشف شده است ، روز و شب بر تعداد مساجد و مراکز مذهبی و جمکرانها افزوده میشود ، و هر از گاهی ضریح فلان و فلان امام و پیغبری را از خون و گوشت و پوست مردم گرسنه و بیکار از طلا میکنند و هی این و آن را از عذاب بعد از مرگ و وحشت شب اول قبر و گذشتن از پل صراط و هزاران هزار شکنجه های روحی و جسمی دیگری که از قول خدایشان نقل میکنند میترسانند .
کتابخانه ها و مدارس و دانشگاهها پر شده از کتابهای آیت الله های شارلاتانی  که به اندازه یک خر نمی فهمند و ترجیع بند همیشگی حرف و حدیث هایشان در باره سهویات و شکیات و مسائل بغرنج  دخول از دبر و قبل  و ترس و وحشت از دنیای پس از مرگ و خشم و غضب خدایی جلاد است  .


حساب کنید در یک روستای کوچک ( طرزه ) در سمنان  که دارای  15000 متر مربع  مساحت می باشد و 250 خانوار در آن زندگی میکنند 40 مسجد وجود دارد . از هر 8 خانوار در این روستا یک نفر به لباس مقدس !؟ روحانیت در آمده است . د ر دیگر مناطق این مملکت خرافات زده هم آمار و ارقام به همین ترتیب است و مسئولین نظام باز هم داد و فریاد بر می آورند که ما کمبود مسجد و آخوند داریم .

آیا از خود پرسیده اید چرا مردم ما توسری خور و مطیع و بنده صفت بار آمده اند و سهل و ساده به ظلم و ستم تن داده اند و برخلاف مردم با غیرت سوریه و مصر و لیبی و تونس و دیگر کشورها به خیابانها نمی ریزند و فریاد آزادی سر نمیدهند . مگر ما چه مان کمتر از آنهاست  . مگر در این مملکت جنایات و اعدام و کشت و کشتار و تجاوز دهها بار از آن کشورها بیشتر نیست .
مگر فقر و بیکاری و تورم و گرانی و اعتیاد و فحشا و قاچاق انسان و اختلاس و دهها معضلات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و ایدئولوژک در این کشور بیش از آنها نیست .
اما چرا به جای اعتراض و مخالفت ، هزاران تن به تماشای عمل شنیع اعدام در ملاءعام  میروند و با شادی گپ میزنند و تخمه میشکنند و بدتر از آن از اینکه یک آخوندی که پرونده جنایتکارانه اش مشخص است و هر را از بر تشخیص نمیدهد  با آن همه تجربیات تاریخی در همین چند دهه گذشته باز او را به عنوان رئیس جمهور انتخاب میکنند و بجای شعار آزادی و برابری از اینکه پالان خری عوض شده است در خیابانها جشن و شادی و پایکوبی میکنند و از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه میبرند .
چرا غیرت ها در ما مرده است ،  چرا قفل سکوت بر لبها زده ایم و به راحتی تن به زنجیرها در داده ایم .
اگر از من سئوال میکنید میگویم که یکی از علل اصلی اش غل و زنجیرهای خرافات میباشد ، آخوند بود و نبود و وجود و لاوجودش به این خزعبلات بسته است ، به گسترش جمکرانها ، به دعا و دخیل بستن ، به کشف امامزاده ها ، تا غیرت ها را در ما بکشد ، تا ما را برای پر کردن جیب های گشادش از جهنم بترساند ، تا بر عمر نکبت بار خود با این لوش و لجن ها بیفزاید .
همان آخوند و مراجع تقلیدی که از بیرون بودن یک تار موی زن بر سر و سینه  میکوبند و فریاد وا اسلاما و واشریعتا سر میدهند و در برابر کشت و کشتار و اعدام و شکنجه ها نه تنها حرفی به مخالفت نمی زنند بلکه آن را تشویق و ترغیب هم میکنند .



 شفا یافتن یک بسیجی نابینا توسط آیت الله خامنه ای
امام زمان به آیت الله مصباح درگوشی گفت که به غیر از مجتبی خامنه ای رهبری جهان اسلام را در دست نگیرد




Saturday, June 29, 2013

شعری که نلسون ماندلا در زندان بر دیوار چسبانده بود و روزانه مرور میکرد




شعر از ویلیام ارنست هنلی
William Ernest Henley
این شعریست که نلسون ماندلا آنرا بر دیوار سل خود در زندان جزیره رابین چسبانده بود و آنرا روزانه مرور میکرد. اجرای آن توسط مورگان فریمن هنرپیشه امریکایی است که خود بازیگر نقش نلسون ماندلا در فیلم شکست ناپذیرمیباشد


شکست ناپذیر بود
در این شب سیاه که در بر گرفته مرا
سیاه همچو گوری از قطب تا قطب
سپاس دارم آن خدایان را هر آنچه که هستند
بخاطر روان شکست ناپذیرم
در این پنجه بیدادگر زمانه
نه بخود لرزیده ام و نه بلند گریسته ام
بزیر چماق تقدیر ، سرم خونین اما بی کرنش
ورای این صحنه اشگ و خشم
که جزدهشت سایه ها نمایی پدیدار نیست
هنوز تهدید سالیان
مرا بی باک یافته و خواهد یافت
مهم نیست درگاه قضاوت چه سخت بین باشد
و تومار مجازات بیش
من سرور سرنوشت خویشم
من ناخدای روان خوی



Friday, June 28, 2013

چه کنیم تا دچار تحریک جنسی نشویم




این خانم مانومای سوپر حجاب و متخصص در امر جلوگیری از تحریک شدن جوانان در مملکت اسلامی به شما میگویند که چه کنید تا در جوانی با دیدن دختران زیبا و صحنه هایی که بیشتر در رساله های علمای اعلام در بخش دخول و موخول به آن میپردازند به هوس نیفتید و مورد خشم و غضب خداوند قرار نگیرید :

1 - نخوردن غذاهای تحریک کننده 
2 - نپوشیدن لباس های تنگ
3 - ندیدن صحنه های تحریک کننده ( موی زن ، لبخند زن ، چشم زن )
4 - نداشتن ارتباطات تحریک کننده

 

Wednesday, June 26, 2013

فردین یک هفته در اضطراب بود تا همسرش از سفر حج باز گشت



خامنه ای باز هم مردم را فریب داد




خامنه ای بالاخره بالا آورد وطرح و توطئه اش را بر ملا کرد و نشان داد که آخوند حتی اگر ولی امر مسلمین جهان و کرات سماوی شود باز همان آخوند است .

آیت الله علی خامنه ای امروز چهارشنبه ۵ تیر (۲۶ ژوئن) در یک سخنرانی در تهران گفت:  

 "به ملت عزیزمان عرض کردیم که مردم نظامشان را دوست دارند و رأی می دهند، اما اگر احیانا کسی هم هست که با نظام اسلامی خیلی دل صافی ندارد، اما برای کشور خود و منافع کشور اهمیت قائل است، او هم بیاید. لابد بعضی از این مجموعه بودند و آمدند. این نشان دهنده این است که حتی کسانی که طرفدار نظام هم نیستند، به نظام اعتماد دارند و می دانند که نظام جمهوری اسلامی می تواند منافع کشور و عزت ملی را حفظ و از آن دفاع کند."
 
کدام ملت آقای خامنه ای ، کدام مردم
ملت همان  میلیونها نفری هستند که در اعتراضات سال 88 با فریاد مرگ بر دیکتاتور به خیابانها ریختند و شما با لبان مبارکتان آنها را « میکرب » خطاب کردی و بوزینه های دور و برت یعنی ائمه جماعات تا رئیس جمهورت آنها را خس و خاشاک و بز و بزغاله و فتنه گر و جاسوس بیگانه و دیگر القاب که سزاوار خودشان میباشد نامیدند .

مردم ایران کجا نظام شما را دوست دارند ، یک روز به آنها فقط یک روز اجازه دهید مسالمت آمیز راهپیمایی کنند نشانتان خواهند داد که دوست تان دارند یا نه  . 
 مردم همان هایی هستند که تصاویرتان را در کوچه و خیابانها در مقابل چشم میلیونها میلیون به زیر پا لگد کوب کردند و آتش زدند . آنها میخواهند سر به تن این نظام نباشد .
مردم همان هایی هستند که بعد از پیروزی فوتبال ایران در برابر کره به خیابان ریختند و جشن و شادی  بپا کردند اما علم الهدی آنها را لاابالی و فواحش نامید .
نمی توان که چون 35 سال قبل مانند جماعتی که عکس خمینی را در ماه میدیدند آنها را با خرافات  فریب داد و دوباره از چاله  به درون چاه پرتابشان کرد . اگر چه اینترنت ها را بسته اید و رسانه ها را به زیر تیغ سانسور برده اید  و این مملکت را به زندان خبرنگاران در جهان تبدیل کرده اید اما آنها به همه چیز آگاهند و نمی توان آنها را برای همیشه به بند و زنجیر کشید .

 به راستی چرا بجای کلمه ایران همیشه از نظام اسلامی و مملکت امام زمان استفاده میکنید و هی پشت سر هم به فرهنگ و سنن این مرز و بوم سیلی میزنید ، از چه بیم دارید ، آیا شما مانند مطهری همان نور چشم خمینی و ثمره عمرش خیال میکنید که ایران و سنن و آداب و رفتارش از آن طایفه احمقهاست که باید مانند مجسمه های فردوسی و آرش و دیگر نشانه های شرف و افتخار این میهن  نیست و نابودشان کرد و از بین برد .
براستی مردم به چه چیز این نظام دلشان را خوش کنند ، به رئیس جمهوری که هنوز سر کار نیامده است خود را ماله کش درگاه ولایت میداند و میگوید که صم و بکم در برابرتان سر بر خاک ذلت و بندگی میساید ، تا جماعتی مردنی از مجلس خبرگان و مصلحت نظام و دیگر آخوندهایی که تمام هم و غمشان در شکم و زیر شکم است .

 آیا بحرانهای عظیم اقتصادی و تورم و گرانی های کمر شکن و اعدام و شکنجه و دست و پا  بریدن و چشم از حدقه در آوردن پایان یافته است . آیا زنان میتوانند بی روسری بدون آنکه مورد زجر و آزار و شکنجه و دستگیری قرار گیرند به خیابانها بیایند . آیا این مامور امنیتی تان که رئیس جمهور شده است قادر است شما را از این لبه پرتگاه مخوف  نجات دهد آنهم با میلیاردها کسری بودجه و رانت خواری و اختلاسهای نجومی که میراث این دولت نالایق است و انزوای بین المللی و تحریم ها و بحرانهای مرگبار اقتصادی و اجتماعی داخلی .

شما گفتید که : که رفتار نامزدهای ریاست جمهوری با "نجابت و قانون پذیری" همراه بوده است   اگر این نامزدها "بدقلقی نشان می دادند و رفتار نانجیبانه می کردند و به یک بهانه ای دعوا راه می انداختند، کام مردم تلخ می شد."

مگر رفتارهای آقایان کروبی و میرحسین که با اصل نظام موافق بودند خلاف این بود که نانجیب و ضد ولایی خواندید و به دستور مستقیم خود در حصرشان کردید .  آنها فقط گفتند که در انتخابات تقلب شده است .

 
در باره پرونده هسته ای هم که دست خود را رو کرده اید و صریح و شفاف خط و خطوط را به آقای روحانی دادید و گفتید که به پروژه های جاه طلبانه و برنامه های خطرناک ادامه میدهیم و باز هم ، دژمن ، دژمن سر دادید و توهین به جامعه جهانی کردید .

هنوز خون نداها خشک نشده است ، هنوز دهها و صدها نفری که در همین 4 سال قبل در زندانها به آنها تجاوز شده حی و حاضرند و سخنان و تصاویرشان در اینترنت قابل مشاهده هست . هنوز از دستهای سران این نظام نکبت بار خون میچکد ، وجود چنین رژیمی هتک حرمت به انسان و ایران است .
شما بهتر از همه میدانید که هیچ یک از هزاران مشکلاتی که جامعه را در بر گرفته است با انتخابات نمایشی حل و فصل نشده و نخواهد شد  و بحرانها مانند کوهی از آتشفشان در اعماق باقی مانده است و ماله کشی ها و دروغها نمی تواند از وقوع آن جلوگیری کند و خواه و نا خواه سطح راکد و آرام خود را در نقطه عطفی دوباره خواهد شکافت و انفجاری عظیم و توفانی صورت خواهد گرفت . 

این قوانین تغییر ناپذیر جوامع استبدادی است ، همان قوانیتی که درتونس و مصر و لیبی نظام دیکتاتوری را از هم فرو پاشید . در ایران هم همین روند ادامه خواهد یافت و بلاشک روزی رژیم را در تمامیت خود در زباله دانی تاریخ خواهد ریخت و بقول همان مردم عظیم معترض : بن علی مبارک نوبت سیدعلی 










Tuesday, June 25, 2013

سکس با زنان شوهر دار حرام است مگر زنانی که



 در تفسیر المیزان در مورد آیه فوق آمده :
اين واژه ، يعنى كلمه ( محصنات ) عطف است به كلمه ( امهات ) ومعناى آيه چنين مى‏شود حرام شد بر شما ازدواج با مادران و ... همچنين ازدواج با زنان شوهردار - البته مادام كه شوهر دارند - .

و بنا بر اين جمله : الا ما ملكت ايمانكم در اين مقام خواهد بود كه حكم منعى كه در محصنات بود از كنيزان محصنه بردارد ، يعنى بفرمايد زنانى كه ازدواج كرده‏اند ، و يا بگو شوهر دارند ، ازدواج با آنها حرام است به استثناى كنيزان كه در عين اينكه شوهر دارند ازدواج با آنها حلال است به اين معنا كه صاحب كنيز كه او را شوهر داده مى‏تواند بين كنيز و شوهرش حائل شود ، و در مدت استبرا نگذارد با شوهرش تماس بگيرد ، و آنگاه خودش با او همخوابگى نموده ، دوباره به شوهرش تحويل دهد ، كه سنت هم بر اين معنا وارد شده است .

و اما اينكه بعضى مفسرين گفته‏اند مراد از جمله : الا ما ملكت ايمانكم مالكيت مولى نسبت به خود برده نيست بلكه صاحب اختيارى و ملكيت همخوابگى و شهوت‏رانى از زن به وسيله نكاح و يا به وسيله مالك كنيز شدن است ، ( ساده‏تر اينكه آيه شريفه مى‏خواهد بفرمايد غير آن چهارده طايفه حلال است .

به استثناى شوهردارها كه همخوابگى با آنها حرام است ، مگر آنكه به وسيله نكاح يا ملكيت رقبه مالك ناموس آنها شده باشيد ، و

دستخط امام زمان



با آنکه این دستخط زیبا که مثل همیشه به زبان عربی که زبان بهشتیان است نوشته شده و میلیونها تن در اقصا نقاط میهن اسلامی از آن برای حل مشکلات دنیوی و اخروی استفاده میکنند ، هنوز که هنوز است علمای اعلام و بزرگان اسلام در صحت و سقم این نوشته به وحدت نرسیده اند و بعضی از آنها زبانم لال آن را مجعول و برای رسیدن به اهداف مادی و اغراض دنیوی یاد میکنند .
عده ای هم این دستخط را به هواداران دولت هاله نور یعنی احمدی نژاد نسبت میدهند که آن را در ابعاد وسیع در جمکران و شهرهای مختلف ایران تکثیر و توزیع کرده اند . همان رئیس جمهوری که مانند چوب دو سر نجس نه اصولگرایان قبولش دارند و نه اصلاح طلبان حکومتی و منتظرند تا هر چه زودتر گور خود را از مقام ریاست جمهوری گم کند . 
خلاصه هم مسلکانی که به صحت این نوشته یقین دارند تقاضا میشود بعد از خواندن آن 122 بار آن را به روی کاغذ نوشته و به قوم و خویشان و آشنایان دور و نزدیک خود توزیع کنند تا راه آخرت خود را صاف و از پل صراط که اندازه اش از موی سر نیز نازکتر است به خوبی و خوشی رد شده و حوریان بهشتی را در آغوش کشند .
 

من، عبدالسلام محمد الحر هستم که امور تعمیر و نگهداری مسجد حضرت سیده نرجس سلام الله علیها مادر مولایمان حضرت مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف و نیز مسوولیت ساختن منزلی را که وقف این مسجد و برای عالم دینی آن در شهر جباع می باشد|، بر عهده دارم. من خداوند عزوجل و تمامی ملایکه و پیامران خدا و جانشینان آنان را – که صلوات و رحمت الهی بر آنان باد- بر گفتار خویش گواه می گیرم.

برحسب عادت همیشگی در هر سال و در تاریخ 12 محرم 1404 هجری قمری صندوق موقوفه مسجد را که نذورات و کمک های مردمی در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل علیه السلام و عاشورا و مناسبتهای دیگر دینی می شود، باز کردم و مشاهده نمودم به همراه پولهای درون صندوق نامه ای در آن انداخته شده که روی آن دو عدد شکلات تقریبا بزرگ قرار دارد در حالی که همه می دانیم این شکلات ها هر قدر کوچک باشند ممکن نیست از روزنه باریک صندوق به درون آن وارد شده باشند.
این نامه هدیه ای است بسیار گرانبها عزیز و گرامی و بسیار مبارک صلوات و سلام پروردگار بر مسلمانان و تمامی مومنین و رحمت خدا بر آنان باد . 

 عبدالسلام محمدالحر


Sunday, June 23, 2013

این پرچم خرچنگ نشان پرچم من نیست


شعر تازه ای از مهدی یعقوبی
 

این پرچم بی نام و نشان پرچم من نیست
این مظهر ایران من و خاک کهن نیست
بر روی تنش واژه بیگانه شده نقش
روح شرف میهن تبدیده من نیست  

محبوب ترین خواننده موزیک پاپ شاهرج ، ابی ، شهرام ، مارتیک ، داریوش ، ستار به ترتیب در این لیست قرار دارند





Saturday, June 22, 2013

راه اندازی 300 مکتب خانه قرآنی در استان تهران




در دین اسلام به کودکان اهمیت ویژه ای داده شده است . در ایران اسلامی که حاکمیت هم اسلامی و در راس آن نماینده خدا بر تخت نشسته است و مستقیم با امام زمان ارتباط دارد این اهمیت چند برابر شده است .
بر خلاف جوامع غربی که خود را متمدن مینامند و ازدواج کودکان را از 7 سالگی که شرع مبین دستور داده است ممنوع  و دادن آموزش های مذهبی را به کودکان مضر میشمارند تا بقول خودشان مغزهای آنها دست نخورده و زلال باقی بماند  ، در ایران اسلامی اما ، با درایت و بصیرت علمای اعلام و حجج اسلام و دیگر مشاهیر و مفاخر مملکت همه این راههای انحرافی بسته شده است . کودکان از همان دم که از شکم مادر متولد میشوند اگر خودشان یاعلی مانند امام خامنه ای نگفته باشند در گوش راست او اذان میگویند و در گوش چپ اقامه . و صد البته این عمل حسنه مانند همه شعائر دین مبین ما دارای حکمت میباشد .


در کتاب  فتح الباب العنايه بشرح النقايه جلد سوم ـ چگونه فرزندان خود را تربيت كنيم ترجمه كتاب تربيه الاولاد في الاسلام جلد اول ذکر شده  كه اولين ندايي كه گوش را مينوازد بايد واژه هاي بلند مرتبه اذان باشد كه در بردارنده وصف عظمت و اقتدار پروردگار و شهادت ورود به دين اسلام است. از آنجاییکه طفل توانايي ادراك اذان را ندارد، اما كلمات آن بر قلبش اثر ميگذارد و او را از همان ابتدا تحت تأثير قرار ميدهد. از سویی ديگر فرار کردن شيطان از كلمات اذان است، شيطاني كه منتظر تولد نوزاد بوده تا كار خودش را آغاز كند؛ كلمات اذان او را ضعيف و خشمناك کرده و فراري ميدهد  .  

چنانکه می بینید با انجام آداب و رسوم اسلامی فرزند از همان چشم باز کردن با خواندن اذان در گوش اش از وسوسه های نفسانی و اجنه و شیاطین دور می شود و در آینده به دره های مخوف و هولناک بی خدایی و سکولاریسم که ارکان و عمود خیمه نظام را تکان تکان میدهد پرتاب نمی شود . در این راستا  رحیم قرآنی مسئول قرآن و عترت بسیج تهران بزرگ از راه اندازی 300 مهد و مکتب خانه قرآنی تا قبل از ماه رمضان در استان تهران خبر داد .  

استانبان: آقای قربانی روز شنبه (اول تیر) در گفتگو با خبرگزاری «تسنیم» گفته که «تأسیس ۳۷۴ مهد و ۸۵۶ مکتب‌خانه قرآنی تا پایان سال ۹۲ در دستور کار قرار دارد.»
وی افزوده در حال حاضر ۲۰۰ مهد قرآن در پایگاه‌های نواحی مقاومت و بسیج و مساجد سطح شهر تهران راه‌اندازی و فعالیت‌های خاص خود را آغاز کرده‌اند.
مسئول قرآن و عترت بسیج تهران بزرگ گفته است: «با راه‌اندازی مهدها و مکتب‌خانه‌های قرآنی هر کودکی در هر محله‌ای با راحت‌ترین شکل ممکن به آموزش‌هایی از قبیل مفاهیم قرآن دسترسی خواهد داشت.»
سال گذشته نیز مقام‌های سازمان بهزیستی از صدور مجوز راه‌اندازی مهد کودک به ۲۰۰ هیئت مذهبی در ایران خبر داده بودند.
در سال‌های اخیر مقام‌های جمهوری اسلامی سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای آموزش قرآن و تعالیم دینی در مهد کودک‌ها انجام داده‌اند .

در ایران اسلامی اصل بر سرسپردگی به ولایت فقیه است و همه برنامه ها و پروژه ها از مکتب خانه قرآنی گرفته تا سلاحهای خطرناک هسته ای بر حفظ بیضه او طرح ریزی میشود تا دشمنان را اعم از داخلی و بین المللی بترسانند .
نباید به سخنان عده ای از روشنفکر که حرف از کنوانسیون حقوق کودک میزنند گوش داد ، چرا که این حقوق در برابر احکام و قوانین شرعی آسمانی اسلامی حتی به صفر هم نمی رسد .
کودکانی که در این سرزمین بقیة الله متولد میشوند مال خودشان نیستند ریسمانشان دست امام عصر است تا تصمیمات زندگی خود را خود نگیرند و خدای ناکرده ذهنشان از تفکراتی پر شود که با شرعیات تناقض دارد و موجب خطر گردد  .
بگذار آمار کودکان خیابانی به هزاران هزار برسد .
بگذار میلیونها کودکان کار زندگی شان پرپر شود و به جای آغوش گرم خانواده و لذت از زندگی مورد آزار و اذیت قرار بگیرند .
بگذار میلیونها نفر از آنها شبها با شکم گرسنه در خانه های نمور یا کنج خیابانها سر بر بستر بگذارند
اینها هیچ مهم نیست اسلام مهم است ، باید خانه آخرتشان را آباد کرد و برای همین به جای نان و مدرسه ، ایران اسلامی با الطاف بی پایان خود برایشان قرآن خانه میسازد تا آداب کونشویی و بیت الخلا و پایین تنه را از بر شوند و در حالی که جهان بسرعت بسوی آزادی و تمدن که از اساس با اسلام منافات دارد رهسپار است بسوی بندگی هر چه بیشتر این نظام الهی پرورش یابند ، ایران اسلامی به افرادی احتیاج ندارد که در آینده  « فکر »  کنند ، بلکه به امتی احتیاج دارد که هر چه بهتر بع بع کند . از رئیس جمهورش گرفته تا ...